آرشیو پنج‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۰
جامعه
۱۲

در نشست توانمندی رفاهی سالمندان مطرح شد

سیاست گذاری سالمندی، عزم ملی می خواهد

 تحولات جمعیتی و تغییر در هرم سنی شتاب زیادی گرفته است. آمارهایی که سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی منتشر کرده اند، نشان می دهد در حالی که شمار کودکان زیر پنج سال در دو دهه گذشته تقریبا ثابت بوده، تعداد افراد بالای 65 سال به سرعت در حال افزایش است. کاهش میزان موالید و افزایش سن امید به زندگی که خود متاثر از موفقیت در سیاست های بهداشت و سلامت در سطح جهانی بوده، حالا چالش های جدیدتری ایجاد کرده است. پیامدهای اقتصادی نظیر کاهش «بهره وری اقتصادی»، افزایش «تورم»، کاهش «مشارکت اقتصادی نیروی کار» و در یک کلام احتمال کاهش «رشد اقتصادی» حاکی از آن است که تا سال 2030، تعداد افراد بالای 60 سال در جهان به 1/4میلیارد نفر خواهد رسید که تقریبا معادل 20 درصد جمعیت جهان است. همه اینها به خوبی یادآوری می کنند که جمعیت کره زمین دیگر جوان تر نخواهد شد و باید برای تعداد رو به افزایش افراد سالمند برنامه ریزی کرد. روشن است که برنامه ریزی اقتضائات خاصی دارد؛ به ویژه از نظر رفاهی، تلقی عمومی بر این است که سالمندان باید از زندگی باکیفیت برخوردار باشند. مرتبط با همین موضوع، یک سوال کلیدی وجود دارد که بینش و فهم ما از پدیده سالمندی و ویژگی های آن چقدر دقیق است؟ یا اینکه نقش نظام ها و نهادهای اجتماعی تر برای حمایت از این اقشار چیست و برای سیاست گذاری و مدیریت مسائل سالمندان، رعایت کدام دسته از الزامات و بایسته ها ضرورت دارد؟ این پرسش ها محور نشستی بود که دو روز پیش هفته نامه «آتیه نو» رسانه تخصصی حوزه رفاه و تامین اجتماعی به مناسبت روز جهانی سالمند، برگزار کرد. در این نشست، محمدحسن زدا، قائم مقام مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، میکائیل عظیمی، مدیرعامل موسسه راهبردهای بازنشستگی صبا، ابوالحسن دشتی، رئیس اداره سلامت سالمندان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و یدالله ابوالفتحی ممتاز، استادیار سالمندشناسی دانشکده بهزیستی و علوم توان بخشی به آسیب شناسی وضعیت رفاهی سالمندان در ایران و اقداماتی که باید در این راستا صورت گیرد، پرداختند. در ادامه خلاصه ای از این رویداد را می خوانید.

صندوق ها را از حالت خودپرداز خارج کنیم

محمدحسن زدا، قائم مقام مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، در این نشست بیان کرد: زمانی که صحبت از سالمندی می شود، صندوق های بیمه گر اولین نهادهایی هستند که موضوع برای آنها جذاب و درخور توجه می شود؛ چراکه براساس محاسبات بیمه ای، یکی از مولفه هایی که صندوق های بیمه گر باید درباره آن، دقت نظر داشته باشند، وضعیت سالمندی است. در محاسبات بیمه ای، به طور معمول سالمندی از شاخص های کلیدی در تعیین نرخ حق بیمه است و تاثیر مستقیم بر منابع و مصارف آنها دارد. جامعه ای که به سمت سالمندی جمعیت می رود، پیامی به صندوق های بیمه گر اجتماعی می دهد که هزینه ها در حال افزایش است و از آن طرف نیز درآمدها رو به کاهش و تحلیل است. به این دلیل که ورودی شاغلان جوان بیمه پرداز به صندوق ها کم می شود و به همین ترتیب پرداخت حقوق و مزایا زیاد می شود. در حال حاضر شاهد این روند در سازمان تامین اجتماعی هستیم. تا دو سال پیش رشد بیمه شدگان اصلی سازمان تامین اجتماعی حدود سه درصد بوده؛ اما هم اینک این نرخ به حدود صفر رسیده است. از آن طرف نیز افزایش مستمری بگیران از مرز 10 درصد در سال گذشته است. تا آنجا که آمارها نشان می دهد، هم اکنون بیش از سه میلیون نفر مستمری بگیر زیر پوشش تامین اجتماعی هستند. او افزود: جالب است بدانید که از ابتدای تشکیل سازمان تامین اجتماعی با قانون فعلی در سال 54 تا سال 84، حدود یک میلیون و 500 هزار بازنشسته داشته ایم؛ اما از سال 84 تا 97، یک میلیون و 500 هزار بازنشسته جدید به این صندوق اضافه شده اند. اگر تعداد سال ها را با یکدیگر مقایسه کنیم، متوجه می شویم که این نرخ رشد تا چه اندازه چشمگیر است. در حال حاضر حدود 43 درصد سالمندان (افراد بالای 65 سال) کشور زیر پوشش سازمان تامین اجتماعی هستند. براساس برآوردهای سازمان ملل تا سال2030، تعداد سالمندان دنیا به  21/5 درصد و در قاره آسیا به 24 درصد کل جمعیت می رسد؛ اما این نسبت برای جمعیت ایران حدود 31 درصد خواهد بود. به این معنا که در سال2050، از هر سه نفر، یک نفر در ایران بیش از 65 سال خواهد داشت؛ بنابراین ضروری است که در تمام کشورها، نهادها و سازمان هایی ایجاد شوند که پشتیبان گروه های سالمند باشند. این گروه ها همان هایی هستند که توانایی کارکردن را ندارند، هزینه های درمان و سلامت آنها بسیار بالاست و... . برای مدیریت چنین وضعیتی تاکنون دنیا هیچ سازوکاری بهتر از نظام های تامین اجتماعی به خود ندیده است. باید ببینیم که آیا سازمان تامین اجتماعی فعلی توانایی این را دارد که پذیرای نرخ 30درصدی سالمندی باشد یا خیر. در سال 54 وقتی که سازمان تامین اجتماعی شروع به کار کرد، امید به زندگی 59 سال بود. از آن طرف طبق محاسبات بیمه ای و شاخص نرخ حق بیمه، سن بازنشستگی 50 سال تعیین شد. به این معنا که با نرخ حق بیمه 30درصدی، مستمری بگیران فقط 9 سال باید حقوق دریافت می کردند. جلوتر که می آییم و به سال 97 می رسیم، براساس آمارهای رسمی، نرخ امید به زندگی حدود 75 سال است. این در حالی است که سن بازنشستگی در این چند سال نه فقط افزایش نیافته؛ بلکه کمتر هم شده است.

دلیل این کاهش به بازنشستگی های پیش از موعد برمی گردد که در حدفاصل دوره ای 10ساله، قانون آن تصویب و اجرا شد و در اکثر موارد نیز افراد می توانستند بدون شرط سنی بازنشسته شوند. برای مثال، قانون نوسازی و بازسازی صنایع اجرایی شد، اما هزینه های آن از جیب تامین اجتماعی پرداخت شد. در ماده10 قانون بازسازی صنایع آمده که اگر فردی 25سال سابقه بیمه داشت، بدون شرط سنی می تواند بازنشسته شود و از حقوق و مزایای کامل برخوردار شود. امثال این قانون و قوانین دیگر است که میانگین سن بازنشستگی را در سازمان تامین اجتماعی پایین آورده و از آن سو نیز هزینه های فراوانی را بر این نهاد بین نسلی تحمیل کرده است. از افزایش امید به زندگی باید خوشحال بود، اما از نظر مالی و تعادل منابع و مصارف، سازمان های بیمه گر در مضیقه قرار گرفته اند. وضعیت امروز تامین اجتماعی مصداق ضرب المثلی است که می گوید «هشت در گرو نه است». طبق آخرین آمارها، سازمان تامین اجتماعی در ماه جاری حدود هشت هزار میلیارد تومان درآمد دارد، اما از آن طرف هزینه های این سازمان، حدود هزار میلیارد تومان بیشتر است. از میان 43میلیون نفر جمعیت زیرپوشش تامین اجتماعی، تعداد مستمری بگیران و افراد تبعی آن ، به حدود پنج میلیون نفر می رسد.

وی در پایان سخنان خود تاکید کرد: چنین آمارهایی زنگ خطری است که همه ما به خصوص سیاست گذاران باید صدای آن را بشنوند و واقف باشند که رشته کار و امور از دست سازمان تامین اجتماعی خارج شده است. واقعیت این است که در کشور ما، انواع و اقسام نهادهای حمایتی، بیمه ای، امدادی و خیریه ای وجود دارد، اما به هیچ وجه هماهنگ، بابرنامه و سازمان یافته عمل نمی کنند. یکی از خروجی های این ناهماهنگی، صدور بیش از 100میلیون دفترچه درمانی برای 80میلیون نفر جمعیت است. چندین سال است که الزامات تئوریک و عملیاتی اجرای نظام چندلایه بیمه های اجتماعی آماده شده و در اختیار مراجع تصمیم گیر است، بنابراین بهتر است هرچه سریع تر تکلیف لایحه مربوط به این ابتکار جهانی را مشخص کنیم که اگر چنین شود و کف حمایت های درمانی و بیمه ای روشن شود، در مرحله بعد می توان با سرمایه گذاری منابع و اعتبارات، زندگی و رفاه بیمه شدگان و مستمری بگیران را بهبود بخشید.

سالمندی، سونامی نیست موفقیت است

دکتر یدالله ابوالفتحی ممتاز، استادیار سالمندشناسی دانشکده علوم بهزیستی و توان بخشی دیگر سخنران این مراسم با اشاره به اینکه شعاری که امسال برای روز جهانی سالمندان در نظر گرفته شده،  «فرصت های برابر برای همه سنین» است گفت: آنچه از این شعار می توان برداشت کرد و باید به آن توجه کرد، این است که در فرایندهای برنامه ریزی، سیاست گذاری و اجرا، سالمندان نیز در نظر گرفته شوند. یعنی اگر قرار است امکاناتی توزیع شود، سالمندان نیز حق و حقوقی برابر با دیگر اقشار و گروه های سنی دارند. در حال حاضر حدود 9/3درصد جمعیت ایران بالای 60سال دارند که از جهتی باید این تعداد جمعیت را مایه افتخار دانست. برخلاف آنچه تصور می شود، شمار بالای تعداد سالمندان را باید نشانه موفقیت سیاست های اقتصادی و اجتماعی توسعه ای کشور در افزایش سن امید به زندگی دانست و نه سونامی. استفاده از واژه سونامی شاید از این جهت باشد که سیاست ها و برنامه های حمایتی و مراقبتی از سالمندان در کشور ما چندان موفقیت آمیز نبوده است. این در حالی است که کشورهای دیگر اقدامات زیربنایی و اساسی برای حمایت و اعطای منزلت و کرامت به سالمندان خود اجرایی کرده اند. به عبارت بهتر، در کنار توسعه و پیشرفتی که کشور در زمینه افزایش سن امید به زندگی به دست آورده، باید برای این گروه های سنی هم برنامه ریزی کرد و در عین حال واقعیت ها را هم باید پذیرفت. طبق برآوردها در سال2050، شمار سالمندان تنها افزایش خواهد یافت و همین ما را ملزم می کند که از هم اکنون به فکر آینده این گروه ها باشیم. برای مثال، خانه های سالمندان در کشور را توسعه دهیم. برخلاف آنچه تصور می شود، اسکان افراد در خانه های سالمندی نشانه ای از سستی ارزش های فرهنگی و اجتماعی خانواده ها نیست، بلکه در دانش توسعه کنونی، وجود خانه های سالمند در هر کشوری ضرورت است تا به این افراد حق انتخاب داده شود. در کشورهای توسعه یافته، به ازای هر20سالمند، یک تخت نگهداری وجود دارد و سالمندان همواره قدرت انتخاب گزینه هایی بهتر از خانه را دارند. جالب است بدانید در ایران به ازای هر 311 فرد 60 سال به بالا، یک تخت وجود دارد.

وی در ادامه بیان کرد: یکی از مهم ترین نیازهای سالمندان، برخورداری از مسکن متناسب با شرایط اجتماعی و اقتصادی شان است، چراکه خانه های سالمندان فعلی در کشور ما به معنای واقعی، خانه سالمند نیستند و استانداردهای آنها مربوط به چند دهه قبل است. این موضوع از این لحاظ مهم است که مطابق برآوردها تا سال1420، شمار سالمندان تنها و مجرد به خصوص سالمندان زن، در کشور ما افزایش چشمگیری خواهد داشت و بر همین اساس باید در رسیدگی به مسائل و نیازهای آنها با برنامه و استراتژی پیش رفت. این استاد دانشگاه تصریح کرد: تحقیقات نشان می دهد در کشور ما تنها هشت درصد از دانشجویان تمایل به فعالیت در حوزه سالمندان دارند. ما باید از الان به فکر تجدیدنظر در رویه های کنونی مان باشیم و مشوق ها و انگیزه های بیشتری به افراد بدهیم تا شمار متخصصان نگهداری از سالمندان در کشور بیشتر شود. حوزه سوم، مسائل و چالش های معیشتی سالمندان است که باید برای آن برنامه ریزی کرد. درحال حاضر در بسیاری از کشورها، افراد در قبال 15 تا 20 سال فعالیت اقتصادی (اشتغال، پرداخت مالیات و...) از نوعی public pension برخوردار می شوند که در آینده دچار چالش های مالی نشوند.

به گفت و گوی ملی سالمندی نیاز داریم

میکائیل عظیمی، مدیرعامل موسسه راهبردهای بازنشستگی صبا، با اشاره به اینکه سالمندی پدیده ای است فراگیر در دنیا که تنها مختص ایران نیست، گفت: در حقیقت یکی از مصادیقی است که می توان به استناد آن بررسی کرد که چطور تغییرات کمی، تغییرات کیفی را رقم می زند. در سنت های اندیشه ای چپ چندین سال است به طور جدی درباره پیامدهای تحولاتی کمی و تبدیل آنها به رخدادهای کیفی مطالعات و بحث هایی انجام شده است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، سالمندی نوعی سونامی است. این اصطلاح از این جهت مهم است که روشن می کند آیا ما آمادگی مقابله با تغییرات جمعیتی را داریم یا نه. کافی است به کشور زلزله خیز ژاپن نگاه کنید. 

در این کشور روزانه به طور میانگین 9 زمین لرزه 4،5 ریشتری رخ می دهد، اما هیچ تلفات مالی و جانی در پی ندارد. این خصلت روان و ناخودآگاه اجتماعی است که برای تغییر و تحولات نامی انتخاب می کند و طبیعتا اگر برای این تغییرات از پیش آماده نباشد، از اسامی هشدارآمیز و دارای بار منفی استفاده می کند. واقعیت این است که ما درباره تحولات اجتماعی به طور معمول منفعل، بی برنامه و ناآماده هستیم و به همین دلیل هنگامی که با تغییرات روبه رو می شویم، «چوب پدیده را می خوریم، اما نان آن را نمی خوریم». درباره پدیده سالمندی نیز وضعیت همین گونه است. سالمندان ما را یاد نظریه داروین می اندازند که طی سال های طولانی از پس انواع بلایا و مصیبت ها و بیماری ها برآمده اند. سالمندان به تعبیری مخازن تجربه هستند که متاسفانه ما کمتر از عواید و اثرات مثبت آن بهره می گیریم.

سیاست گذاری ها از دوره ماقبل سالمندی شروع شود

دکتر محسن شتی، رئیس اداره سلامت سالمندان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سخنران دیگر این مراسم نیز گفت: اگرچه امروزه در دنیا معیار سن برای دسته بندی سالمندان از بقیه گروه های جمعیتی 65 سال است، سازمان بهداشت جهانی در تعریف خود تمام افراد بالای 60 سال را سالمند می شناسد که در ایران نیز وزارت بهداشت همین بازه سنی را برای سالمندی در نظر گرفته است. بر اساس آخرین مطالعات انجام شده، شاخص امید به زندگی در ایران بعد از چند دهه از 53 سال به بیش از 74 سال رسیده است. هم اینک شاخص امید به زندگی در میان مردان 60 تا 64 سال، 21 سال و در زنان 23/5 سال است. در عین حال امید به زندگی را می توان برای سالمندان نیز به کار برد. سن امید به زندگی در میان سالمندان 60 تا 64ساله، 21/4سال است. 

در سال 95، 9/28درصد جمعیت کشور سالمند بوده اند که این آمار هم اینک به حدود 10 رسیده است. در میان استان های کشور، گیلان و سیستان وبلوچستان به ترتیب دارای بیشترین و کمترین نرخ سالمندی هستند. در دو استان البرز و مازندران نیز سرعت سالمندی بیش از سایر استان هاست. از این آمارها باید یک نتیجه گرفت: در حال حاضر در کشور، سالمندی مسئله است و نیازی نیست به فکر 30 سال آینده باشیم؛ چراکه هم اینک حدود یک پنجم جمعیت کشور در بسیاری از مناطق سالمند هستند. کافی است به آمارهای تفصیلی تمام استان ها نگاه کنید. اگر نرخ سالمندی در سیستان وبلوچستان شش درصد است، در استان تهران، 20 درصد جمعیت مناطق سه و چهار سالمند هستند. نکته دیگر این است که 89 درصد مردان سالخورده ایرانی دارای همسر هستند، اما این شاخص در میان زنان کمتر از 50 درصد است.

وی افزود: این به آن معناست که آینده تحولات جمعیتی ایران، سالمندی زنانه و از نوع تنهاست. باید واقف باشیم که اگر بخواهیم به آخر ماجرا نگاه کنیم و بر اساس دورنمایی که تصور می کنیم، ماجرا را رفع و رجوع کنیم، امکان موفقیت مان بسیار محدود خواهد بود. همین الان هم ما در زمینه رسیدگی به مسائل سالمندان عقب هستیم و کمبودهای اساسی داریم.

 کافی است به تفکیک گروه های مصرف کننده دارو در کشور نگاه کنیم. در ایران مثل بسیاری از کشورهای دیگر بیشترین هزینه های دارویی و درمانی، صرف گروه های سالمند می شود؛ عمده ضریب اشغال تخت در کشور متعلق به سالمندان است و... به همین دلیل تاکید می شود اگر بخشی از هزینه هایی که صرف درمان سالمندان می شود، در حوزه های مراقبتی، سرمایه گذاری شوند، منفعت بیشتری نصیب کشور خواهد شد؛ بنابراین باید رویکردمان را به نحوی اصلاح کنیم و تغییر دهیم که سالمندان به مرحله درمان و بستری و... وارد نشوند. مسئله دیگر، اجرا و اعمال سیاست های نظارتی و کنترلی بر کیفیت ارائه خدمات به سالمندان است. طبیعی است که ارائه دهنده خدمات، هر خدمتی که به خدمت گیرنده اعطا کند، هزینه های آن را دریافت می کند، اما این امکان هم وجود دارد که نوع خدمتی که ارائه می شود، از نظر کیفی سنجش شود و پرداخت ها متناسب با آن باشد. این راهکاری کلیدی است که حاکمیت به جای اینکه منابع، انتظارات و هزینه ها را بر دوش صندوق های بازنشستگی و نهادهای بیمه ای بیندازد، تمام ارگان ها، نهادها، سازمان ها و تمامی پیکره اجتماعی را در حوزه سالمندی دخیل کند. اگر خانواده ها آموزش های لازم درباره روش رسیدگی به مسائل سالمندان را فرابگیرند، فشار کمتری به منابع و سرمایه های کشور به ویژه شاغلان و کارگرانی که اندوخته گذاری کرده اند، وارد می شود. نظام بیمه های اجتماعی چندلایه، الزامی حیاتی است و در کنار آن می توان با اصلاح سازوکارهای اصلاحی، به گونه ای عمل کرد که در حوزه سالمندی خدمات باکیفیت تری به افراد سالخورده عرضه شود و از آن سو نیز به گونه ای سیاست گذاری کرد که از شمار افراد نیازمند مراقبت های شدید و پرهزینه کاسته شود.