آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۰۱
فرهنگ: اربعین
۱۲

نشر جام جم کتاب های صوتی را با عنوان «توشه اربعین» برای ایام عزاداری امام حسین (ع) تولید کرده است

پیاده روی همراه با کلمات

محمد شفیعی

این عبارت را بارها شنیده ام در رادیو، تلویزیون، پست های شبکه های اجتماعی نشر جام جم، نقل قول های نویسندگان و اهالی رسانه. کنجکاوتر شدم. توشه اربعین؟ به جز کوله و وسایل سفر و دلی که تقلا می کند برای دیدن گنبد طلای امام حسین(ع) و بین الحرمین و پایی که چندبرابر قوت گرفته است برای طی مسیر و حظ بردن از قیام قیامت که پیش از آن واقعه وعده داده شده، هر ساله در سرزمین کربلا رخ می دهد، چیز دیگری هم می خواهیم؟ با خودم فکر کردم. بله، همسفرانی- دوستانی زلال تر از رود فرات- به اطرافم نگاه کردم. می توانستم با مادرم بروم. با پدرم. او گذرنامه اش را هم تمدید کرده بود. با بچه های دانشگاه حتی. اما باز هم دو کلمه در سرم مثل نقاره های امام رضا(ع) صدا می دادند. توشه اربعین با کتاب هایی که می تواند در این چند روز و شب همراه پیاده روی ام باشد.

شب اول، کتاب اول: حسین از زبان حسین علیه السلام نوشته حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدیان. تا به حال قشنگ ترین اسمی که برای یک کتاب دیده ام فاطمه فاطمه است اثر دکتر علی شریعتی بود. می گفتم چه ترکیب بی نظیری و چه معنای دقیقی. وقتی به سراغ کتاب اول از مجموعه توشه اربعین رفتم فهمیدم باز هم می شود اسم های عجیب لابه لای دنیای کتاب ها پیدا کرد. حسین از زبان حسین علیه السلام. فکر می کردم حسین را که سال هاست همگان سعی داشته اند به ما بشناسانند اما از زبان حسین، اتفاق جدیدی است. چشم هایم را بستم و خود را در آن اتفاق ها می دیدم وقتی امام حسین علیه السلام لب وا می کند و برایمان حرف می زند؛ از زندگی اش، از عاشورا و امان از عاشورایی که خود حضرت، راوی اش باشد.

شب دوم، کتاب دوم: سه کاهن، نوشته مجید قیصری. سه کاهن حلیمه را احاطه می کنند. قصدشان چیست؟ معلوم است. محمد. طفل برگزیده آسمان و زمین. کتاب می گفت سه کاهن نشانه ها را دیده بودند و می خواستند از ظهور چنین پیامبری جلوگیری کنند. اما مگر برگزیده ها خداوندی ندارند؟ خدا، به یاری حلیمه می آید. داستان تلاش های حلیمه بی شک نفسگیر بوده است.

شب سوم، کتاب سوم: در کنار او فقط تو بوده ای به قلم فریبا کلهر. رده سنی کتاب کودکان و نوجوانان بود. برخلاف بقیه کتاب ها. با خودم گفتم چرا؟ بیشتر درباره کتاب خواندم. فهمیدم. عجیب تر از راوی قصه عاشورا که خود حضرت حسین(ع) باشد، راوی دیگری است که خانم کلهر برای این کتاب درنظر گرفته بود؛ ابلیس. عاشورا را از زبان ابلیس بشنویم. این پرتناقض ترین خبری است که می شود در خبرگزاری های جهان کار کرد. فهمیدم این کتاب واقعا هم به درد بچه هایمان می خورد. این ریشه های نیازمند خاک خوب و آب سالم و نور کافی و نور را می توان از زندگی امام حسین علیه السلام دریافت کرد. حتی اگر ابلیس روایتش کند.

شب چهارم، کتاب چهارم: یاد یار و دیار به نویسندگی حمید گروگان. درباره جابربن عبدا... انصاری. فقط می دانستم اولین زائر سرزمین کربلاست پس از آن که امام حسین(ع) را لشکر نفاق دربرگرفت و به شهادت رساند. اما قصه جابر چیست؟ قصه جابر حکایت اشک و آه و حسرت است. حکایت ما. حکایت ما، جاماندگان. او هم جامانده بود. از تجربه ای بی نظیر در تاریخ. از همراهی امام حسین(ع) در سرزمین نینوا. داغ روی دل جابر را نمی شود لمس کرد، اما می توان شنید و تجربه ها آموخت.

شب پنجم، کتاب پنجم: شرمنده رفیق به قلم میرشمس الدین فلاح هاشمی. همیشه شرمنده ایم، پیش رفقایمان بیشتر. در کتاب های قبلی، تاریخ دورتر را ورق می زدیم اما حالا نوبت به خودمان شده است. به نشان دادن عشق حسین در لحظه به لحظه زندگی هایمان. در همان لحظه بزرگ تصمیم گیری. در لحظه های شهادت نه در سرزمین نینوا بلکه در خاک گرم جنوب ایران. روایت اثر ارادت به امام حسین(ع) بر مردمان هشت سال دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران.

شب ششم، کتاب ششم: عمود 1400 نوشته علی اکبر والایی. او خود راوی شد. تصمیم گرفت مسیر عشق را خود طی کند و برایمان بگوید. دیده ها و ندیده هایش را. گاهی باید در دل حادثه باشی تا کلمه هایت عمیق تر بر جان آدم ها بنشیند. نویسنده در دل حادثه رفت. مسافر شهر حسین شد. درنهایت سفرنامه اربعینش با نام عمود 1400 چاپ شد. عمود به عمود، موکب به موکب، عشق حسین، پررنگ تر می شود در قلب های غبارگرفته مان.

شب هفتم، کتاب هفتم: ایستاده در کمند به نویسندگی علی اکبر والایی. از قلب هایی گفته است که لیاقت وصل شدن به معرفت الهی را دارند و قلب هایی که لیاقت ندارند و ما کدام یک هستیم؟ از عابس بن ابی شکیب گفته است که به یاری امام حسین علیه السلام شتافت و از منذر بن جارود گفت که خیانت کرد و ما کدام یک هستیم؟

شب هشتم، کتاب هشتم: نی نامه. آخرین کتاب. حالا شاعرانمان دست به کار شده اند تا یاد حسین را با وزن و قافیه و ردیف، بر لوح ذهن ها حک کنند. چه کار زیبایی و همین است رسم عاشقی. تو با هر چه در دست داری، برای مسیر حسین تلاش کنی. مثل من. که لیاقت نداشتم امسال مسافر دیار یار باشم و خود را در سیل مشتاقان امام حسین(ع) ببینم اما می توانم توشه اربعینی داشته باشم تا به صورت مجازی، مسافر تاریخ باشم. تاریخ زندگی حضرت محمد(ص) تا حضرت حسین(ع) و یاران شایسته شان.

از ایران تا عراق، با کتاب های صوتی توشه اربعین. بهترین تیتری بود که می توانست حق مطلب این همه کوشش برای تهیه و تولید این آثار ارزشمند را ادا کند. بیایید با گوش جان، صدای حسین را بشنویم. کتاب ها را از نشر جام جم تهیه کنیم و بشنویم و گوش هایمان را هم مثل دل هایمان سیاه پوش ایام عزای امام عزیزمان کنیم.