آرشیو پنج‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۰
روزنامه فردا
۱۶
دغدغه های یک آموزگار

جوانان؛ خالقان آینده

محمدرضا نیک نژاد

پنجم اکتبر برابر با 13 مهر، روز جهانی معلم است. از سال 1994 سازمان علمی- فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) این روز را  بهانه ای برای پاسداشت حرفه معلمی و توجه بیشتر به حقوق و وظایف این حرفه قرار داده و برای برگزاری بهینه اش در سراسر جهان تلاش می کند. در این راستا، این سازما ن با همکاری چند سازمان جهانی دیگر از جمله سازمان جهانی کار (ILO) و آموزش جهانی (EI) هر سال شعاری تعیین کرده و هر بار بر یکی از جنبه های اثرگذار این حرفه یا رویدادهای فراگیر موثر بر آن تمرکز می کند. شعار سال 2019 این روز «معلمان جوان: آینده حرفه معلمی اند» است. در بیانیه تحلیلی یونسکو درباره این روز و این شعار آمده است: «حرفه معلمی مانند سال های نخستین سده 21 برای جوانان تحصیل کرده جویای کار، حرفه  پرکششی نیست. گزارش های جهانی تایید می کنند  در بسیاری از کشورها برای کسانی که به این حرفه می پیوندند، پشیمانی و فرسایش، از مشکلات جدی است؛ به ویژه در کشورهای جنوب و غرب آسیا و جنوب صحرای آفریقا. البته کشورهای صنعتی نیز از این پدیده بی تاثیر نمانده اند. داده های تکمیلی از یک نمونه  آماری 50 هزارنفری از آموزگاران ایالات متحده نشان می دهد بیش از 41 درصد معلمان پیش از پنجمین سال ورود خود به این حرفه آن را رها می کنند... در حالی که در زمانی نه چندان دور معلمان افراد حرفه ای بسیار مورد احترام، ارزشمند و قابل اعتمادی بوده و به چشم الگوهای الهام بخش جوانان دیده می شدند، امروزه به آسانی شکست نظام های آموزشی بر گردن آنها می افتد! واقعیت این است که هم اکنون در بسیاری از جوامع شاهد ستایش های فراوان برای هنرمندان، ورزشکاران حرفه ای و افراد بانفوذ در رسانه های اجتماعی هستیم تا آموزگاران...» (بخش گزینش شده و کوتاهی از بیانیه هفت صفحه ای یونسکو به مناسبت روز جهانی معلم).  اما در ایران آموزگار، آموزگاه، آموزنده و در کل آموزش آن چنان درگیر پیچ وخم گرفتاری های رنگارنگ، به ویژه بی پولی است که اندک صداهایی نیز که دردمندانه برای انگیزه بخشی جوانان توانمند برای ورود به حرفه معلمی و پشتیبانی از آنان با هدف حفظ انگیزه و بهره گیری حداکثری از توان شان هشدار می دهند، چندان شنیده نمی شود. شوربختانه چندسالی است  در مدرسه های پایتخت به ندرت معلمان جوان به چشم می خورد و گاه تا 90 درصد نیروهای مدرسه های دولتی در کلان شهرها از عزیزان بازنشسته با کوله باری از تجربه و دانایی و البته خستگی و فرسودگی ناشی از سال ها تلاش و بی توجهی های فراوان و عصبانیت از ناکارآمدی ساختارهای حمایتی از آنان است. با اینکه آموزش و پرورش چندسالی است  درگیر بحران کمبود نیرو است اما معلمان جوان را نه به شکل استخدام های رسمی، بلکه در قالب قراردادهای کوتاه مدت و یک طرفه، با دستمزدهایی بین 400 تا 700 هزار تومان، بیمه های ناکارآمد 15روزه و حتی کمتر و... در طرح هایی مانند معلمان خرید خدمتی به کلاس هایی در نابرخوردارترین نقاط کشور می فرستند و در سختی به کار می گیرند. البته بخشی از جوانان نیز از راه کنکور به دانشگاه فرهنگیان راه می یابند. اما اگر از ناکارآمدی آموزش های این دانشگاه بگذریم، از سویی شمار پذیرفته شدگان در برابر خیل بازنشستگان اندک است و از دیگر سو بسیاری از آنان در همان دوران دانشگاه حقوق معلمی را راه باریکه ای در کنار شغل های دیگر در نظر می گیرند و چندان امیدی به میزان دریافتی آن برای یک زندگی معمولی ندارند و این از آسیب زاترین گرفتاری های آموزش و پرورش کنونی کشور است و... بگذریم! شاید اکنون بتوان ژرف تر به شعار 2019 روز جهانی معلم اندیشید! در شرایط کنونی آیا معلمان ایرانی به ویژه معلمان جوان که قرار است آینده ساز نسل های گوناگون این کشور باشند را می توان آینده این حرفه پنداشت؟ پاسخ با شما!