آرشیو سه‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۹
صفحه اول
۱
جهان

ناخرسندی از متحد سنتی

علیرضا سلطانی

سفر ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه به عربستان سعودی، اگرچه از قبل برنامه ریزی شده بود اما در شرایط خاص بین المللی رخ می دهد و جزو رویدادهای مهم سال اخیر میلادی محسوب می شود. روس ها به شکل تاریخی دنبال افزایش نفوذ و باز کردن جای پا در قلب منطقه خاورمیانه، یعنی خلیج فارس بوده اند. در گذشته تجربه ها و تلاش های مختلفی را داشتند تا بتوانند در این منطقه حضور موثری داشته باشند. حضور روسیه در خلیج فارس، به دلایل تاریخی با اوج و فرودهای بسیاری همراه بود و در مقایسه با میزان حضور و نفوذ غرب، به ویژه ایالات متحده امریکا محسوس نیست. در یکی، دو سال اخیر، شرایط برای حضور موثرتر روسیه در خلیج فارس تسهیل شده است. در شرایطی که امریکا با ملاحظات تجاری و اقتصادی دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا، در حال بازتعریف روابط خود با کشورهای خاورمیانه است، روسیه تلاش می کند با روش های سنتی تر و متعارف تر گذشته که بیشتر از سوی حاکمان منطقه حاشیه خلیج فارس مورد استقبال قرار می گیرد، نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، رضایت چندانی از سیاست منفعت طلبانه و تحقیرآمیز دونالد ترامپ در منطقه ندارند و هر چند سعی می کنند مناسبات خود را با واشنگتن همچنان حفظ کنند، به دلیل نگرانی از نتایج عملکرد جدید امریکا در منطقه دنبال جایگزین هایی برای حفظ امنیت و ثبات خود هستند. ریاض و دیگر کشورهای متحدش با نزدیک شدن به قدرت های جایگزین همچون روسیه، تلاش می کنند تا ایالات متحده امریکا را وادار به کوتاه آمدن از راهبردهای جدید خودش نسبت به خاورمیانه کنند. همزمان این کشورها، علاقه مند هستند با ایجاد تنوع در روابط امنیتی و نظامی خود، به نوعی خود را از انحصار چتر امنیتی، نظامی و اقتصادی امریکا خارج کنند.

در نتیجه عربستان سعودی تلاش می کند روابط خود را با چین و روسیه تقویت کند. سفر سلمان بن عبدالعزیز پادشاه سعودی در سال 1396 به مسکو و بلافاصله سفر محمد بن سلمان ولیعهد این کشور در سال 1397 به روسیه، نشان از عزم ریاض برای تبدیل توسعه و گسترش روابطش با روسیه بود. اراده از سوی عربستان سعودی با استقبال روسیه هم مواجه شده است که علاقه مند است جای پای قدرتمندتری برای خود در منطقه خلیج فارس ایجاد کند. روسیه همزمان علاقه مند است که نه تنها جای خود را در منطقه باز کند، بلکه از نفوذ و اعتبار امریکا در منطقه هم کم کند. اولین منفذی که روس ها برای بازکردن مسیر خود به سمت خاورمیانه دنبال آن هستند، قراردادهایی در حوزه های نظامی و دفاعی است. در شرایطی که نگاه کاسبکارانه ترامپ به منطقه باعث بدبینی در میان اعراب شده است، مسکو تلاش می کند تا بخشی از دلارهای نفتی اعراب حاشیه خلیج فارس را به صنایع نظامی خود برساند. بر خلاف امریکای ترامپ که به دنبال ایجاد نظام «امنیت اجاره ای» در منطقه است، روس ها تلاش می کنند با نگاه سنتی بده- بستان سیاسی و امنیتی با کشورهای منطقه وارد رابطه شوند؛ روشی که از سوی کشورهای منطقه بیشتر مورد پسند است. یکی دیگر از زمینه های همکاری عربستان سعودی و روسیه، حوزه نفت است که باز هم به دلیل سیاست های امریکا در حوزه انرژی به مرحله جدیدی وارد شده است. همکاری سال های اخیر عربستان سعودی و روسیه در قالب آنچه از آن با عنوان «اوپک پلاس» یاد می شود، بر اساس منافع مشترک دو کشور در حوزه انرژی شکل گرفته است. هم عربستان سعودی و هم روسیه، به عنوان دو کشور عمده تولیدکننده نفت که بخش عمده درآمد ارزی شان بر مبنای صادرات نفت خام است، احساس می کنند سیاست های اخیر دولت ایالات متحده امریکا منافع آنها را در خطر قرار داده است، در نتیجه براساس منفعت مشترک در مقابله با سیاست های امریکا، وارد همکاری با یکدیگر شده اند. امریکایی ها بر مبنای سیاست استراتژیک افزایش وابستگی کشورهای جهان به نفت امریکا، براساس برنامه ای که به آن لقب «تسلط انرژی» داده اند، تلاش می کنند که جایگاه مهم ترین کشور تولیدکننده نفت را در اختیار بگیرند. در عین حال واشنگتن به شدت در طول دهه های گذشته از مدیریت انحصاری قیمت های نفت توسط اوپک، نارضایتی داشت، در نتیجه تلاش می کند که سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) را تضعیف کند. این سیاست امریکا هم مورد پسند سعودی نیست. مسکو و ریاض هر دو تصور می کنند که سیاست های اخیر امریکا، منافع آنها را به خطر انداخته است و همین خطر مشترک باعث افزایش همکاری های آنها شده است. عربستان و روسیه همچنان به استخراج متعارف نفت خام متکی هستند و برنامه دارند که تا چندین دهه دیگر نیز براساس بهره برداری از منابع نفت متعارف، درآمدهای خارجی خود را داشته باشند، در برابر، امریکا با تکیه بر فناوری های بهره برداری غیرمتعارف از جمله نفت شیل و ماسه، تلاش می کند تا درآمدهای این کشورها را از صادرات نفت خام به خطر بیندازد. این نکته را هم باید اضافه کرد که در حال حاضر نقش ایران به دلیل تحریم های امریکا در بازار نفت بسیار کمرنگ تر از گذشته شده است. در نتیجه به نظر می رسد که در همکاری های نفتی میان روسیه و عربستان، نقش چندانی برای ایران در نظر گرفته نشده باشد. با این حال روس ها علاقه مند هستند که اگر قرار باشد ترتیبات امنیتی تازه ای در منطقه خلیج فارس با همکاری ایران و عربستان سعودی شکل بگیرد، نقش روسیه نیز به عنوان یک بازیگر فعال در این ترتیبات جدید دیده شود. با این حال نمی توان توقع داشت با وجود شراکت راهبردی که میان تهران و مسکو وجود دارد، پوتین توان شکستن یخ رابطه را میان عربستان و ایران داشته باشد. هر چند در حوزه نفت می شد مثلث تهران- مسکو و ریاض را یک بازیگر موثر در تقابل با سیاست های امریکا در حوزه نفتی قلمداد کرد اما در شرایط فعلی که ایران در بازار رسمی نفت حضور ندارد، نمی توان چنین اتحادی را جدی گرفت. در اجلاس اخیر وزرای نفت اوپک شاهد بودیم که روسیه و عربستان بدون نظر گرفتن از دیگر کشورهای عضو اوپک یک توافقنامه دوجانبه امضا کردند که البته با مقاومت وزیر نفت ایران مواجه و اصلاحاتی در این توافق انجام شد. این رویدادها نشان می دهد که در حال حاضر استمرار صادرات بشکه های نفت و عدد صادرات است که جایگاه و تاثیر یک کشور را در بازارهای جهانی نفت و سیاست بین المللی نشان می دهد و در فقدان صادرات نفت ایران در بازارهای رسمی، حتی کشورهایی که روابط راهبردی با تهران دارند، روی ایران به عنوان یک بازیگر موثر در بازار حساب باز نمی کنند. قطعا اگر شرایط صادرات نفت خام ایران به حالت عادی بازگردد، ایران می تواند نقش خود را در اوپک و اوپک پلاس بازیابد و نباید فراموش کرد که سیاست های نفتی ایران با عربستان سعودی نسبت به سیاست های نفتی ایران و روسیه نزدیک تر و همدلانه تر است.