آرشیو سه‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۹
صفحه آخر
۱۶
زیر ذره بین

مینا یا آرشیناز؟!

علیرضا حیدری

برخی از ما در نام نهادن بر فرزندان خود از عربی بودن اسامی اجتناب می کنیم و با دست شستن از نام گذاری عربی و کوشش برای نام نهادن پارسی/آریایی روی اولادمان به خیال خود می خواهیم با مظاهر عربی مبارزه کنیم. دشمنی با مظاهر «عربیت»، اغلب مضحک است و هیچ گاه نمی خواهیم از فرهنگ شفاهی مجازی خود دست برداریم. به طور مثال در یکی از صفحات مجازی توضیحی خجالت آور از نام «آرشیناز» دیدم با این شرح: «واژه فارسی-اوستایی، نام یکی از ملکه های دوران هخامنشی (3000 سال پیش) که به دلیل جذابیت و زیرک بودن، به این نام مشهور گشته است. آر: آریایی، ایرانی-پارسی. شی: کاردان، باتجربه. ناز: کرشمه، عشوه. معنی: دختر دل ربا و باهوش آریایی، دوشیزه ایرانی زرنگ! شهربانوی فریبنده و کاربلد فارسی.» اما این توضیح اشتباهات عجیبی دارد و در رد آن باید بگویم: «1-واژه فارسی-اوستایی نداریم. اوستایی و فارسی دو زبان جدا هستند. پس فارسی-اوستایی غلط است. 2- هنگام هخامنشیان از 2600 سال پیش است نه از 300 سال پیش. 3-نام زنان هخامنشی جز در منابع یونانی و گل نبشته های ایلامی (عیلامی) دیده نمی شود و معلوم نیست چنین نامی با چنین تلفظی اولا در این منابع موجود و دیگر اینکه تلفظش همان تلفظ فارسی باستان (زبان فارسی هنگام هخامنشی) باشد. 4- «آر» در متون «فارسی باستان» و «اوستایی» وجود ندارد که به معنی «آریایی» و «پارسی» باشد و چون «آریایی» بخش اولش در «فارسی» امروز «آر» است دلیل بر این نیست که در زمان «هخامنشی»، «آر» تلفظ می شده. «آریایی» در «فارسی باستان»، «اری» و در «اوستایی»، «اایری» تلفظ می شده. 5-«آریایی» به معنی «پارسی» نیست که هر دو در یک مدخل معنی یک واژه خاص باشند. اینها ایرادات توضیح مربوط به «آر»، بخش نخست این واژه در خوش بینانه ترین حالت، موجود در منابع بیگانه و در بدبینانه ترین حالت، مجعول است. اگر به بررسی «شی» و «ناز» بپردازیم، شماره دلایل به بیش از 20 خواهد رسید که در این یادداشت مجال پرداختن به آنها نیست.»

برای اینکه روشن شود چگونه ریشه یابی و معنای یک نام می تواند شناخته شود، از طریقی حدودا علمی، برای مثال یک نام را بررسی می کنیم. واژه خوش آهنگ مینا در زبان فارسی، در واژه نامه ها باید در دو مدخل گزارش شود: 1- مینا به معنی آبگینه و آیینه و شیشه و 2- مینا نام یک نوع مرغ (پرنده) است. مدخل دوم ظاهرا از مینا در هندی بگرفته شده که نام پرنده ای است. اما اشتقاق و ریشه شناسی مینای اول قطعی نیست. گروهی آن را برگرفته از واژه اوستایی مینو به معنی گردنبند یا جواهر مخصوص گردن دانسته اند و گروهی دیگر آن را با واژه مینو در فارسی به معنی بهشت هم ریشه می دانند. در لغتنامه دهخدا، مینا در فارسی به این معانی به کار رفته: آبگینه، شیشه، شیشه سپید یا سبز، آسمان، پیرایه (مایه تزیین) کاسه، نوعی از زینت فلزات به رنگ آبی، جام و قدح، می، آنچه رنگ آبی یا لاجوردی دارد، سفیدی و شفافی قرنیه چشم به مناسبت شباهت به آبگینه. دهخدا شواهد بسیاری از ادب فارسی نقل و ترکیبات متعددی همراه با مینا آورده و معنی شان را ذکر کرده . در هزار و صد سال گذشته، این واژه بسیار مورد استفاده شعرا و ادبای فارسی بوده و شاید تازه ترین شاهد در ادب فارسی که می توان از آن یاد کرد و عموم مردم هم احتمالا از آن آگاهند، تصنیفی است سروده محمد معتمدی با نام کویر: «ای چشمان مست تو مینای شراب من/ یاد تو چه می کند با حال خراب من...» تعبیر معتمدی با وجود آشنایی در ذهن ما، بسیار بدیع است؛ چشمی که هم مست است و هم مست کننده و چون شیشه می است. کوتاه آنکه واژه های بی بنیاد یا با ریشه شناسی غلط، بسیار هستند و متاسفانه روی بسیاری از فرزندان این مرز و بوم نهاده می شود! «لغتنامه دهخدا» و «فرهنگ معین» و «فرهنگ سخن» موجود است و ما برای نام نهادن روی فرزندان خود سراغ موهومات می رویم و خوشحالیم که اسم فرزندمان تک است و «آریایی» و اصیل.