آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۵
سیاست
۷
روزنه

محمد سلامتی: هیچ گاه سپاه را تضعیف نکردیم

محمد سلامتی، دبیرکل سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در گفت و گو با محمدحسین شریعتمدار، خبرنگار خبرآنلاین، از نقش این سازمان در تشکیل سپاه و اقدامات آن سخن گفته که خلاصه آن در ادامه می آید: من بعد از تعطیلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، سعی کردم فعالیت های سیاسی ام را کم کنم و بیشتر به مسائل فکری که از قبل از انقلاب ناتمام مانده بود، بپردازم؛ بنابراین فعلا مسائل سیاسی اولویت کاری من نیست.

درباره مخالفت مجاهدین خلق با سازمان مجاهدین انقلاب: آنها تلاش می کردند عنوان مجاهدین در انحصار خودشان باشد و هیچ تشکیلات دیگری از آن استفاده نکند. اضافه شدن سازمان به مجاهدین نیز مزید بر علت بود و آنها را بیشتر عصبانی کرد. به همین علت حملات بسیار شدیدی علیه سازمان شروع کردند. آنها سعی کردند از تمام امکانات تبلیغاتی خود استفاده کنند؛ اما سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مقاومت کرد و به برخورد آنها وقعی ننهاد؛ چرا که احساس می کرد واژه مجاهد به بچه های خود ما که قبل از انقلاب مبارزات اسلامی داشتند، بیشتر می خورد؛ بنابراین پس از مدتی آنها به ناچار کوتاه آمدند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در شکل گیری سپاه نقش فعال داشت و در جریان تکامل سازماندهی سپاه هم نقش فعالی داشته است. خیلی از اعضایش در آن حضور فعال داشتند و کار می کردند؛ اما بعد از اینکه امام گفتند سپاه نباید سیاسی باشد، کسانی که می خواستند کار سیاسی انجام بدهند، در سازمان ماندند و کسانی که می خواستند کار نظامی انجام بدهند، در سپاه ماندند. سپاه به تدریج از لحاظ تفکر سیاسی یکدست تر شد؛ یعنی بسیاری از کسانی را که تفکر نزدیک به سازمان اولیه یا سازمان دوم داشتند، کنار گذاشت؛ در واقع با اینها برخورد حذفی کرد.

البته ما هیچ گاه برخورد بد با سپاه نداشتیم. هیچ گاه آن را تضعیف نکرده ایم. خود من شخصا خیلی از کارهای سپاه را قبول دارم؛ مثلا کارهایی که سپاه در خارج انجام داده و امنیتی که در داخل ایجاد کرده است و اقداماتی که در سوریه، لبنان، عراق و یمن چه از لحاظ اجرائی و چه از لحاظ سازماندهی و معنوی انجام داده است. من شخصا این اقدامات را قبول دارم. نه فقط من؛ حتی در اوایل کار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ما یک استراتژی با عنوان «نظم نوین جهانی» یا «آغاز مرحله جدیدی از تهاجم آمریکا برای سلطه بر جهان» منتشر کردیم که به دلیل اهمیتش روی آن زیاد کار شد.

حفظ و تقویت روابط با حزب الله لبنان، حمایت از حماس و دیگر گروه های فلسطینی، کمک به زینبیون و فاطمیون، حمایت از حشدالشعبی و حمایت از انصارالله به خوبی در چهارچوب استراتژی امنیت ملی ایران می گنجد. با این حال به نظر من از آنجا که سپاه کار خود را در این زمینه به خوبی انجام داده است، جای قدردانی فراوان دارد. این کارها نه فقط امنیت ملی را به ارمغان آورد؛ بلکه ایران را به عنوان قدرت برتر منطقه ارتقا داد. البته طبیعتا تصمیم این کار با مسئولان بوده است و سپاه و ارتش مجری بوده اند؛ اما این به معنی این نیست که من همه کارهای سپاه را قبول داشته باشم.

سپاه باید از موضعی برخورد کند که همه را به یک چشم ببیند که همه اقشار مردم احساس کنند که سپاه یعنی خودشان. در خارج از تمام ظرفیت ها، حتی از تفکرات ضدمذهب هم برای اهداف انقلابی و منافع ملی ما استفاده می کند و این کار بسیار خوبی است. وقتی در خارج آن گونه عمل می کند، نتیجه آن این است که وقتی آقای قاسم سلیمانی به کردستان عراق می رود و مثلا درباره شیوه رفع اختلافات با دولت مرکزی با آنها صحبت می کند، به حرفش عمل می کنند و به او احترام می گذارند؛ حتی کسانی که ضدمذهب هستند. چون حساب شده و جذبی عمل کرده است، آنها را تحت تاثیر قرار داده و این در راستای منافع ملی ما و امنیت ما و منطقه است. همین کارها باید در داخل انجام شود.

ماجرای استعفای میرحسین موسوی: آن استعفا دو علت داشت. یک علت این بود که چند وزیر را برای کسب رای اعتماد به مجلس سوم معرفی کرده بود. او با این تصور که چون مجلسی ها موضع داشتند، نگران بود که افراد معرفی شده رای نیاورند؛ بنابراین در استعفا نامه علنی خود، علت را احتمال رای نیاوردن وزرای پیشنهادی و همچنین استعفای رئیس سازمان برنامه و بودجه ذکر کرده بود؛ اما در نامه محرمانه علت استعفا را اقدامات بعضی عناصر و ارگان ها در لبنان، سوریه و... بدون اطلاع نخست وزیر عنوان کرده بود. آیت الله خامنه ای هم در جواب با این مضمون نوشتند که حالا چه وقت استعفا است. جنگ تمام شده است و مذاکرات مربوطه در ژنو دارد انجام می شود و شما در این شرایط استعفا می دهید؟ اما مهندس موسوی نبود که این نامه را دریافت کند؛ بنابراین مسئله به امام منتقل شد. امام هم نامه تندی نوشتند با این مضمون که مردم دارند شهید می دهند، جوانان شان را از دست می دهند، آن وقت شما استعفا می دهید؟ این نامه در رسانه ها منتشر شد و آقای موسوی برگشت سر کار و در نامه ای به امام عنوان کرد که هرچه شما بفرمایید، عمل می کنم. البته بعد از دو، سه ماه امام در نامه ای به آقای موسوی آثار تندی آن نامه را از بین بردند.