آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۵
حوادث
۱۱

پسر 8ساله: مادرم قاتل پدرم است او را نمی بخشم

پسربچه ای که مادرش مرتکب قتل پدرش شده بود وقتی در دادگاه با مادرش روبه رو شد، با عصبانیت در برابرش قرار گرفت و گفت هرگز حاضر نیست او را ببخشد. به گزارش خبرنگار ما، این پسربچه که تقریبا هشت ساله است، وقتی با صحبت قاضی درباره بخشش روبه رو شد، به مادرش پرخاشگری کرد و با عصبانیت گفت آن کسی که کشته شده هم پدر من بود و این زن پدرم را کشته است و من او را نمی بخشم.

بر اساس محتویات پرونده، آذر سال 95 خبر مرگ مردی افغانستانی که از سوی همسر ایرانی اش با اسید سوزانده شده بود، به ماموران داده شد. با بازداشت همسر این زن تحقیقات از وی آغاز شد. این زن قبول کرد روی شوهرش اسید پاشیده است. او گفت: از مدتی پیش با شوهرم اختلاف داشتم و او دائم اذیتم می کرد و با هم شب و روز دعوا داشتیم. از شب قبل از قتل هم دعوا و درگیری ما شدت گرفته بود. تا صبح دعوا کردیم تا اینکه شوهرم خوابش برد. من به خودش گفته بودم او را در خواب با اسید خواهم سوزاند ولی به حرفم توجهی نکرد. شب حادثه به انباری رفتم و از آنجا ظرفی پلاستیکی را پر از اسید کردم. وقتی بالا آمدم هنوز خواب بود و بیدارش کردم. وقتی از جا پرید یک دفعه اسید را رویش ریختم. با دیدن شوهرم در آن وضعیت ناگهان پشیمان شدم. او را بغل و معذرت خواهی کردم. بعد هم با پلیس و اورژانس تماس گرفتم ولی افسوس که شوهرم در بیمارستان فوت کرد.

پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. زن جوان مدعی شد در جریان نبود که داخل گالن اسید است و گفت  تصور می کرد آب روی صورت شوهرش پاشیده است. او گفت: شوهرم مرد بداخلاقی بود من را کتک می زد و اذیت می کرد. من خیلی بابت این مسئله ناراحت بودم. ما یک پسر داریم که حالا هم در دادگاه است. روز حادثه شوهرم با من دعوا کرد و دوباره کتکم زد. او به اتاق رفت و دراز کشید و من هم از انباری ظرفی را آوردم. فکر می کردم داخل آن آب است آن را روی شوهرم پاشیدم و بعد متوجه شدم اسید روی او پاشیده ام بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم اما شوهرم جانش را از دست داد. این زن گفت: خانواده شوهرم برای من درخواست قصاص کرده اند. من از آنها می خواهم مرا به خاطر پسرم ببخشند. اولیای دم در دادگاه بر قصاص تاکید کردند و در نهایت قضات رای بر قصاص صادر کردند.

با ارسال پرونده به دیوان عالی کشور با توجه به اینکه نظریه پزشکی قانونی به اولیای دم ابلاغ نشده بود، نقصی بر پرونده وارد و پرونده به دادگاه برگردانده شد. روز گذشته جلسه برطرف شدن این نقص تشکیل شد. دادگاه نظر پزشکی قانونی درباره مرگ مقتول با اسید را به اولیای دم ابلاغ کرد. قاضی بابایی خطاب به اولیای دم گفت با توجه به شرایط پرونده و اینکه متهم زنی جوان است، به گذشت هم فکر کنید. وی گفت: نوه شما فرزند متهم است و این بچه بعد از بزرگ شدن تحت تاثیر آنچه برای زندگی مادرش رخ داده است، قرار می گیرد.

سپس پسربچه که هشت ساله است، به مادرش پرخاشگری کرد و به قاضی گفت: کسی که کشته شده پدر من بود. من این زن را مادر نمی دانم اصلا دلم نمی خواهد او را ببینم یا ببوسمش. قاضی خطاب به کودک گفت: اما تو بچه هستی ممکن است بعد از بزرگ شدن پشیمان شوی.  پسربچه گفت: من خیلی هم عقلم می رسد. این زن باید بمیرد من از او بدم می آید.

قاضی خطاب به پدر و مادر مقتول گفت: متهم زنی است که مرتکب قتل شده و قتل نیز مجازات مشخصی دارد. شما نباید این طور ذهن پسربچه را نسبت به مادرش خراب کنید. نباید چیزهایی به این بچه بگویید که این طور نسبت به مادرش موضع گیری کند. این بچه وقتی بزرگ شد تحت تاثیر مسئله قرار می گیرد. شما در حال تربیت این بچه هستید و نباید طوری تربیتش کنید که از همه چیز و همه کس حتی مادرش این طور کینه به دل بگیرد و از مرگ مادرش صحبت کند. با این کار سرنوشت بچه را تحت تاثیر قرار می دهید.

مادربزرگ کودک گفت: چون این بچه دیده که مادرش با پدرش چه کرده، ناراحت است ما نمی توانیم از ناراحتی او کم کنیم و همچنان خواهان قصاص هستیم. قضات با پایان جلسه دادگاه برای تصمیم گیری درباره  پرونده وارد شور شدند.