آرشیو یک‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۸۵
صفحه اول
۱
یادداشت

نصرالله؛ سیاستمدار معیار

فرید مدرسی

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله دیروز در میانه آتش اعتراضات در لبنان گوشه نشین نشد و بار مسئولیت حکمرانی حزب الله در قدرت را بر دوش کشید، با فرافکنی، معترضان را به قدرت های جهانی و منطقه ای متهم نکرد و به امنیتی ها و پلیس نگفت تا با راهپیمایی کنندگان برخورد خشن کنند. مهار نرم اعتراضات را بر سرکوب سخت ترجیح داد؛ نه به خاطر اینکه در دولت نیست و نه به خاطر اینکه تاکتیک تعامل با سیاستمداران را برگزیده. آنچه مایه اینگونه سیاست ورزی شده که او دقیقا می داند که در کف جامعه لبنان چه می گذرد و پی برده «سرکوب» ممکن است، امروز لبنان را آرام کند اما زلزله ای می شود در فردا و آوار می شود بر همه و تر و خشک را می سوزاند. حسن نصرالله رهبر و بزرگ سیاستمدار شیعیان لبنان، قدرتی برآمده از بطن تک تک شیعیان و حتی غیرشیعیان دارد که اینان بخش اعظم معترضان را تشکیل می دهند و از وضعیت اقتصادی می نالند و جانشان به لب رسیده. پس نمی تواند به آنان پشت کند و همچون دیگر سیاستمداران لبنانی که به دیگر قدرت ها و منابع ثروت وصلند، صدای معترضان را نشنیده بگیرد. بلکه او در سخنرانی دیروز خود می شود؛ «صدای معترضان». اینگونه است که این سیاستمدار ارشد لبنانی با تیزبینی، ریزبینی و دقیق و آگاهانه با تیزهوشی بر پنج محور در سخنرانی اش تاکید کرد:

اول اینکه گفت: «اعتراض های مردم کاملا خودجوش و مردمی بود و هیچ بیگانه و سفارتی در سازماندهی آنها دخیل نبود و کاملا صادقانه است. متاسفانه عادت داریم همیشه بگوییم عناصر خارجی دخیل هستند.»

دوم مسئولیت ناپذیری حاکمان در بروز معضلات اقتصادی را غیرملی، غیرانسانی و غیراخلاقی دانست و دولت را به مسئولیت پذیری دعوت کرد.

سوم خواستار ارائه راهکار جدید توسط دولت برای حل بحران اقتصادی شد؛ هم از دولت حمایت کرد و هم آن را بازخواست کرد و به نقد فرافکنی های آنان پرداخت.

چهارم از نیروهای امنیتی خواست که با آرامش با معترضان برخورد کنند و خود را کنترل کنند و سرکوب را برنتابید.

پنجم تنها به توصیه و ارائه پیشنهاد بسنده نکرد، بلکه گفت اگر دولت و پارلمان مشکلات را حل نکنند، تظاهرات حزب الله لبنان حتمی است و معادلات سیاسی لبنان را تغییر می دهیم.

این مدل سیاست ورزی نصرالله همسانی استراتژیک با خطبه اخیر آیت الله سیستانی در عراق دارد. مرجعیت عالی نجف اگرچه سیاستمدار نیست اما به روشنی مبانی ای نهفته در خطبه اش بود که می توانست و می تواند مبنای دولت و احزاب عراقی قرار گیرد. آیت الله هم بر حق اعتراض عراقی ها پای فشرده بود و برخورد خشونت آمیز را نکوهش کرده و برای چندمین بار بر حل معضلات اقتصادی و برخورد با فساد سیاستمداران پای فشرد.گویی دیروز نصرالله پیش از عراقی ها آن را به کار بست؛ نه در عراق، بلکه در لبنان. حال باید دید که نصرالله در لبنان و سیستانی در عراق؛ یکی در مقام سیاستمداری ارشد و دیگری در جایگاه مرجعیت اعلای شیعیان می توانند دیگران را به مسیر مطلوب خویش راهنمایی کنند و بحران را از این دوقلوی نزدیک به ایران دور کنند یا سیاستمداران به راه کنونی خود ادامه می دهند و برابر مردم خسته از فقر و فساد می ایستند و سرکوب می کنند. کار برای آیت الله در نجف و سید در بیروت سخت است؛ باید کاری کنند کارستان که تنها در ید آنان نیست و گره های کوری میانه راه زده شده است.