آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
صفحه اول
۱
حرف اول

امروز روحانی سخن می گوید؛ اما...

زهره آشتیانی

امروز رئیس جمهور با مردم سخن می گوید. بعد از گذشت بیش از یک سال، آقای روحانی تصمیم دارد از سختی ها برای تامین حداقل نیازهای مردم در شرایط تحریم و موفقیت ها برای حفظ اقتدار کشور صحبت کند و این نه به معنای شکستن سکوت دولت، بلکه به معنای تامل برای گفت وگویی صمیمانه و بی پرده با مردم در شرایطی است که کشور به سمت بهبود وضعیت و ثبات اقتصادی می رود. اما از آنجا که همواره ما ایرانیان عادت داریم نیمه خالی لیوان را ببینیم و برخی شرط بقا را در نقد تخریب وار  می دانند، در یک سال اخیر بیشترین هجمه ها را به رئیس جمهور وارد کرده و سکوت او را به منزله عقب نشینی از رای مردم تلقی کردند. در ماه های اخیر، رسانه های منتقد و مخالف دولت بارها و بارها در نوشته های متعدد و متنوعی مدعی شدند «دولت عملکردی ندارد و از این رو گزارشی نمی دهد» و تلاش کرده اند عده ای از کارشناسان را نیز به بیان این موضوع وادار کنند. این اقدام بیش از آنکه به عنوان یک نقد تلقی شود، این پرسش را به ذهن متبادر می کند که آیا مخالفان و منتقدان دولت در جایی غیر از این کشور زندگی می کنند که چنین بیگانه نسبت به شرایط به تحلیل می پردازند؟ قبل از هر سخنی باید پرسید آیا برای روسای جمهور قبلی نیز معیار سنجش عملکردشان صرفا گزارش مکتوبی بوده که به شکل کاملا تشریفاتی و تبلیغاتی ارائه شده است یا میزان تحول در وضعیت کشور و مطلوبیت بخشی به روند حرکت رو به توسعه، عیار عملکرد بوده است؟ باید بپرسیم صرف اجرای نمایش های رسانه ای و تبلیغاتی از سوی رئیس جمهور و اعضای تیمش، بیانگر آن است که تمام امور کشور به درستی مدیریت می شوند؟ چرا منتقدان روحانی به جای تذکر به گزارش ندادن، با رویکردی منصفانه به بررسی اقدامات دولت برای اداره کشور در شرایط تحریم نپرداختند؛ آن چنان که با صرف هزینه های بسیار، به برجسته سازی حاشیه های نامرتبط به دولت پرداختند؟! واقعا اگر برای منتقدان دولت ملاک عمل ارائه گزارشی دوره ای با تکرار همان جدول ها و سرفصل های قبلی است، باید گفت بیهوده ترین روش را برای دفاع از منافع مردم انتخاب و عیارسنج عملکرد دولت ها را گم کرده اند و به دور تسلسل مشغول سازی دولت ها به امور غیرضروری روی آورده اند و هیچ گاه دیده بانی دقیق برای تعهدپذیری مسئولان نبوده اند؛

از این رو شاید سکوت بهترین پاسخ باشد. البته به عنوان یک روزنامه نگار هیچ گاه به رد این مهم نمی پردازم که گفت وگوی مسئولان با مردم موجب تعمیق ارتباط و درک مشترک از تحولات محیطی می شود و بی تردید برای تقویت تاب آوری اجتماعی، «گفت وگو» بهترین راهکار است؛ ولی اگر بخواهم از طرف دیگر ماجرا به این موضوع بنگرم، باید بگویم گاهی خویشتن داری و سکوت می تواند معیار درستی برای سنجش عیار عملکرد مدیریت کشور باشد و این مصداق حرکتی سنجیده و نه به معنای قهر رسانه ای یا ضعف سخنگویی است. شاید انتظار می رفت منتقدان سکوت رئیس جمهوری، به چالش هایی می پرداختند که ماه ها طول کشید تا با مذاکره، تعقل و مدارا، نتیجه ای به نفع مردم در بر داشته باشد و این رویه نه در عرصه سیاست خارجی بلکه در عرصه ملی بیش از پیش از سوی جریانی خاص و به بهانه های مختلف پیش روی دولت قرار گرفت. 

از این رو، درباره مصاحبه امروز رئیس جمهور با مطبوعات چند موضوع را مطرح می کنم که می تواند حائز اهمیت باشد: 

1- تحریم های ظالمانه و خودخواهانه آمریکا علیه ایران و تلاش برای برهم زدن برجام، شرایط بسیار سختی را مقابل کشور قرار داده و این مدیریت تامین معیشت مردم را به چالشی دشوار برای دولت تبدیل کرده است؛ به طوری که اینک در برنامه بودجه کشور نمی توان از تخصیص بودجه برای کدام پروژه به راحتی صحبت کرد، بلکه باید به طراحی مدل نظام مند برای تخصیص بودجه در راستای هزینه های جاری و اتمام پروژه های ضروری نیمه تمام پرداخت. آیا در چنین شرایطی بهتر نیست به کنکاش در نحوه مدیریت منابع اندک کشور برای پاسخ به ضروریات و نیازها پرداخت؟ بنابراین من اگر پرسش کننده از رئیس جمهوری بودم، از او می خواستم بسیار صمیمانه برایمان از نحوه عبور از بحران در یک سال گذشته صحبت کند.

2- در شرایطی که دولت برای تحقق وعده ای حداقلی به زنان که بنا بر تحولات نسلی مطالبه دختران جوان است، باید سال ها به مذاکره بی نتیجه بپردازد و سپس با فشار فدراسیون جهانی فوتبال حضور بی حاشیه زنان به ورزشگاه فراهم شود، چطور عده ای به روحانی تاختند و سنگین ترین اتهام ها را به او وارد کردند وقتی از نداشتن اختیار صحبت کرد؟ آیا تضعیف رئیس قوه مجریه به منزله زیر سوال بردن ساختار حقوقی کشور نیست؟

3- قطعا یارگیری آمریکا از همسایگان عربی ایران می تواند معادله خاورمیانه را به هم بریزد و بنابراین شاید بهتر باشد به جای تنش آفرینی های بیهوده در مقابل دولت، به اتحاد ملی روی آوریم. پس منتقدان دولت باید به تمرکز منابع و سرمایه های خود برای تقویت اقتدار دولت برای مدیریت حوادث منطقه و مقابله با استراتژی آمریکا بپردازند. متاسفانه اکنون جریانی صرفا با برجسته سازی ابزار «مذاکره» با آمریکا، سطح مقابله دولت در فضای بین المللی را تقلیل می دهد و به یارکشی داخلی برای موفق نشدن دولت در دیپلماسی می پردازد.  

در پایان مطلبی مهم را یادآور می شوم. نباید فراموش کنیم که رسالت رسانه ها، تعمیق اعتماد مردم و مسئولان است؛ اما این روزها بولتن های چکیده مطبوعات و سایر رسانه ها، وزنه سنگین تخریب و هجمه به شخص رئیس جمهور و مجموعه دولت است که متاسفانه در سایه عدم انسجام پاسخ گویی از سوی روابط عمومی های دولت برای ابهام زدایی و شفاف سازی اتهامات مطرح شده، هر روز پررنگ تر از قبل می شود؛ بنابراین چطور می توانیم انتظار داشته باشیم رئیس جمهور به گفت وگو با اصحاب رسانه برای انتقال صحیح و دقیق عملکردش به مردم بپردازد! بر این اساس باید نهیبی به خود بزنیم که با انتخاب روش هایی تعجب برانگیز، مسئولان ارشد کشوری را گریزان از رسانه می کنیم و بنابراین شیوه تخریب گزینی برخی رسانه ها صرفا به تضعیف اعتماد مردم منجر شده است؛ پس لطفا اعتماد به دولت را به مردم بازگردانیم.