آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
سیاست
۳

مدیرمسئول روزنامه جوان: در اصولگراها ضدانقلاب نداریم منفعت طلب داریم

عبدالله گنجی، مدیرمسئول روزنامه جوان، با بخش تاریخ شفاهی خبرگزاری ایرنا مصاحبه کرده است و نظرات خود را درباره مسائل گوناگونی مانند ماجرای مرگ ستار بهشتی و مواضع اصولگرایان دربرابر رخدادهای مختلف بیان کرده است. او معتقد است که اصولگرایان نسبت به پلشتی ها درون حاکمیت موضع نمی گیرند، با این حال معتقد است که این ناشی از منفعت طلبی آنهاست. بخش هایی از گفته های او به شرح زیر است:

در اصولگراها ضدانقلاب نداریم، منفعت طلب داریم.

مشایی اصلا طیف ندارد، خودش است. احمدی نژاد طیف ندارد خودش است. احمدی نژاد اندیشه ای دنبال خودش نیاورده است. در قطب بندی هایی که پیش می آید با لگدزدن به قالیباف و لاریجانی، چهار تا آدم که از آنها متنفرند را دور خود جمع می کند. این اندیشه ای پشتش نیست. این جوری است داستانش.

اصولگراها مشکلشان عدم فهم اجتماعی درست است. فهم تحولات اجتماعی، فهم تعاملات اجتماعی و کارآمدی. وگرنه نسبت به مبانی نظام مشکل ندارند. یعنی من خلافش را ندیده ام.

خیلی پلشتی در حاکمیت هست اما اصولگراها نسبت به آنها موضع نمی گیرند. وقتی ستار بهشتی کشته می شود اصلاح طلب ها می روند با مادرش عکس می گیرند، ولی اصولگراها هیچی نمی گویند. فرض اصولگراها این است پلیس یک اشتباهی کرده است و حالا می برندش دادگاه و محاکمه می شود. ولی اصلاح طلب ها با آن می روند و عملیات می کنند.

  مگر الان مقام معظم رهبری نمی توانند کاری کنند 99 درصد مردم برایش کف بزنند. نمی کنند چون اصولی دارند. وگرنه می توانند بگوید دختر و پسر بروند ورزشگاه، حصر نباشد و غیره. اما ایشان یک اصولی دارند. وقتی نمازشان برای هاشمی رفسنجانی با نمازی که برای هاشمی شاهرودی می خوانند فرق دارد یعنی یک اصولی دارند، یک فهمی دارند و با خودشان منافق نیستند. این برای کسانی که می خواهند پیرو ایشان باشند، مهم است.

اصولگراها باید خیلی اشتباه و ایرادی که در حاکمیت است را نقد کنند. مثلا الان ضرغامی این کار را شروع کرده است. بعضا خود قالیباف شروع کرده است. اما بعضی اصولگرایان این کار را نمی کنند. نه اینکه آن را تایید کنند ولی می گویند خب این کار زشتی است.

من بیشتر جنبه های رفتاری اش را می گویم. طرف در زندان کشته شده است من حمل بر این می کنم کار بدی است و معتقدم باید برخورد کنند. اما به این نمی رسم که باید در این زمینه بیایم و حرف بزنم. در صورتی که از من توقع است. اینکه تنها نیتم این باشد که باید با این قتل برخورد شود، کافی نیست. باید بیایید مردم نظر شما را بشنوند و بگویند موضع فلانی این است. اصولگرایان باید هر موضعی را که درباره این پلشتی ها دارند، شفاف بیان کنند که نمی کنند. منظورم از فهم اجتماعی همین است. این نکته بسیار مهمی است.

اعتقاد من این است در حوزه نخبگی جمهوری اسلامی، دو جریان عمده کشور از اختلاف سلیقه عبور کرده اند البته در حوزه نخبگی نه در بدنه و به یک اختلاف ماهیتی و هویتی رسیده است. مثلا آقای تاجزاده ویدئو پر می کند و صراحتا می گوید اصلا روشی که امام آمد در کشور و انقلاب کرد اشتباه بود. می گوید روش انقلابی روش پرهزینه ای است و جمهوری اسلامی هم تشکیلش اشتباه بود. تاجزاده این را صریحا با صدای خودش گفته است. خب نمی شود دیگر گفت این یک سلیقه است و نقطه مقابل آقای زاکانی است. این دیگر اختلاف سلیقه نیست تفاوت دو ماهیت است. اختلاف سلیقه این است که شما می گویید من اصولگرایم اگر بیایم در قدرت، اولویتم توسعه راه آهن است و دیگری می گوید من اصلاح طلب اگر بیایم، بزرگراه ها را گسترش می دهم. در غرب مگر رقابت انتخاباتی سر چیست؟ سر بیمه تامین اجتماعی، مهاجرین، سن بازنشستگی، خدمات اجتماعی و درمانی، تعرفه ها. اما آیا ما اصلا در انتخاباتمان سر این چیزها با هم بحث می کنیم؟ خیر اختلاف ها ماهیتی شده و این خطرناک است.