آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
دیپلماسی
۱۵

بررسی میانجیگری اسلام آباد بین تهران و ریاض در گفت و گو با فرزاد رمضانی بونش، تحلیلگر مسائل منطقه

عمران خان؛ نگران گسترش تنش به خاک پاکستان

از یک طرف، عمران خان دنباله ای از تماس ها و سفرها بین عربستان سعودی و ایران را در برنامه داشته است و گزارش هایی از انتقال پیام از سوی او منتشر شده است و از طرف دیگر، تهران، ریاض و اسلام آباد به اشکال مختلف اخباری را که به این شکل درباره وساطت منتشر شده اند رد کرده اند.
ماجرا چیست؟

اگر بخواهیم نگاهی به سفر عمران خان به تهران داشته باشیم و ببینیم این سفر در چه شرایطی انجام می شود، خواهیم دید که در ماه گذشته، دامنه تنش در روابط ایران و عربستان به بالاترین سطح خود رسیده است؛ به ویژه در بحث حمله پهپادی به آرامکو و پس از آن. سفر عمران خان به عربستان در چند هفته گذشته و بعد از سفر او به تهران، یکی از مهم ترین مباحث مدنظر پژوهشگران، تحلیلگران و رسانه ها بوده و از احتمال میانجیگری پاکستان در روابط ایران و عربستان گفته شده است؛ به ویژه در سفری که برای نشست مجمع عمومی سازمان ملل داشت، دیدارها و مذاکراتی با مقامات عرب و ایرانی داشته است. در وضعیت کنونی و دامنه تنش بین ایران و عربستان، پاکستان بیشترین روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی را با عربستان دارد و همسایه شرقی ایران با روابطی مناسب است و در این بین به دنبال برقراری توازنی در روابط بین ایران و عربستان بوده است. مهم ترین چالش سیاست خارجی عمران خان در دو سال گذشته و پس از به قدرت رسیدنش، نوع روابط با ایران و عربستان بوده است. بنابراین عربستان تلاش کرده است سطحی از روابط با ایران را حفظ کند و افزایش دهد و از سویی دامنه روابط خود با عربستان را نیز افزایش دهد. در این بین، هم در تهران و هم در ریاض، خواسته هایی که در این بین مطرح شده با پاسخ کاملا مثبت مواجه نشده است. در این بین، عمران خان تلاش می کند کاهش تنش در روابط را در جهت منافع ژئوپلیتیکی، سیاسی و امنیتی پاکستان مدیریت کند. در بعد دیگر، آنچه مشخص است، این است که عمران خان تلاش می کند از کاهش تنش در روابط، در جهت پرستیژ پاکستان، هم در منطقه و هم در جهان استفاده کند. بعد دیگر این ماجرا هم در رقابت های داخلی پاکستان است که عمران خان سعی می کند از این روند در آنها استفاده کند و خودش را به عنوان بازیگری که توانسته است دامنه تنش بین جریان های هوادار داخل پاکستان و رقابت های نیابتی در این زمینه را کاهش دهد، نشان دهد. اگر موفق به میانجیگری و کاهش دامنه تنش ها شود، به نوعی این پیروزی هم برای خود عمران خان و هم برای پاکستان خواهد بود.

  برنامه پاکستان برای این میانجیگری چیست؟ با چه گزینه ها و پیشنهادهایی به دنبال این وساطت است؟

ما چندان از گزینه ها خبر نداریم و پیشنهادهای آشکاری در این زمینه دیده نشده است؛ اما آنچه مشخص است، این است که در گام نخست، پاکستان معتقد است باید دامنه تنش بین عربستان و ایران را به اندازه ای کاهش دهد یا خنثی کند که در واقع پیامدهای منفی آن، دامنگیر اتباع پاکستان و منافع ژئوپلیتیکی، سیاسی و امنیتی پاکستان در منطقه نشود. در گام های بعدی پاکستانی ها معتقدند چنانچه این تنش کاهش پیدا کند، آنها هم می توانند روابط اقتصادی و سیاسی شان با ایران را گسترش دهند، بدون اینکه با اهرم فشار ریاض مواجه باشند. در بعد دیگر هم بتوانند سرمایه گذاری های بیشتر و منافع مالی و اقتصادی بیشتری از سوی عربستان دریافت کنند و به سود اقتصادی پاکستان هم شود. در نگاه فرصت و هزینه، پاکستانی ها معتقدند کاهش دامنه تنش ها در روابط از چندین محور و حوزه به نفع منافع سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی شان خواهد بود؛ بنابراین گام هایی در این باره برمی دارند، اما اینکه تهران یا ریاض چه شروطی در این میان خواهند داشت و آیا پاکستانی ها موفق خواهند شد به نتیجه برسند، بحث دیگری است. آنچه مشخص است، اینکه هم چراغ سبز از سوی ریاض نشان داده شده و هم ایران اعلام کرده با میانجی و بدون میانجی حاضر است با عربستان گفت وگو کند. به نظر می رسد در حال حاضر در یکی از بهترین زمان ها برای کاهش دامنه تنش ها در وضعیت کنونی هستیم و اگر عمران خان بتواند با دیپلماسی مناسب در این زمینه پیش برود، می تواند از هر جهت منافع پاکستان را تامین کند.

  پاکستان چقدر توانایی و ظرفیت این میانجیگری را دارد؟

اگر به دامنه روابط بین پاکستان و این دو کشور نگاه کنیم، می بینیم عربستان از آغاز استقلال پاکستان یکی از مهم ترین حامیان سیاسی، اقتصادی، امنیتی و مالی این کشور بوده است و اسلام آباد کمک های اقتصادی و فرهنگی بسیاری از ریاض دریافت کرده است؛ بنابراین اگر قائل به مقایسه باشیم، روابط پاکستان و عربستان در سطح راهبردی بسیار بالاست. در بعد دیگر، پاکستان به عنوان همسایه شرقی ایران، روابط فرهنگی، سیاسی و دینی گسترده ای با ایران دارد، اما معتقد است می تواند روابط خودش با ایران را خیلی بیشتر از وضعیت کنونی گسترش دهد. در حوزه اقتصادی روابط ما بسیار پایین است و این فرصت وجود دارد که گسترش پیدا کند. در این وضعیت، به عنوان گزینه ای که با هر دو کشور روابط خوبی دارد، می تواند به عنوان یک میانجی خوب ایفای نقش کند و پیگیر کاهش تنش ها میان دو کشور باشد.

  در صحبت هایتان اشاره کردید اما به طور مشخص تر می خواهم بپرسم پاکستان در این میان چه منافعی از این وساطت دنبال می کند و از طرف دیگر در شرایط فعلی در معرض چه خطرهایی است که با این میانجیگری به دنبال دورکردن آنها باشد؟

همان طورکه اشاره کردم، در حوزه های امنیتی، سیاسی، ژئوپلیتیکی و امنیتی، در وضعیت کنونی، میانجیگری و کاهش تنش هم به نفع پاکستانی ها به طور کلی تلقی می شود و هم به نفع حزب عمران خان در پاکستان. از زاویه دیگر، یکی از چیزهایی که مطرح است و در مراکز پژوهشی و تحلیل ها هم از آن صحبت شده این است که چنانچه تنش ها در روابط ایران و عربستان گسترش پیدا کند، ممکن است پاکستان منطقه جنگی نیابتی شود، بین جریان های متنوع هواخواه عربستان و هواداران منافع ایران در داخل پاکستان. ممکن است این جریان ها شکاف های شیعه و سنی را در این کشور فعال کنند و پاکستانی ها از این امر می ترسند. اقلیت شیعه گسترده ای داخل پاکستان هست. چنانچه جریان ها بخواهند شکاف ایجاد کنند، جریان های تندرو و نیز گروه هایی مثل داعش و گروه های افراطی ممکن است فعال شوند و مسلما امنیت ملی پاکستان ضربه خواهد خورد. پاکستانی ها معتقدند یکی از بهترین راه ها برای پیشگیری از چنین شرایطی، کمک به کاهش تنش هاست.

  هم زمان با این سفرهای عمران خان و البته با پس زمینه تحرکات و سفرهای دیگر سران منطقه، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه نیز سفری به ریاض خواهد داشت. آیا این هم زمانی تاثیری در موفقیت تلاش های میانجیگرانه خواهد داشت؟

آنچه مشخص است این است که احتمال کاهش تنش ها و میانجیگری را افزایش می دهد. در واقع آقای پوتین و رهبران روسیه هم به دنبال منافع خودشان در این زمینه هستند. در وضعیت کنونی، روابط اقتصادی خودشان را دارند که با عربستان روبه گسترش است. نمی خواهند این روابط تحت تاثیر افزایش تنش در روابط ایران و عربستان قرار بگیرد. روس ها هم معتقدند افزایش گسترده تنش در وضعیت کنونی بین ایران و عربستان و بالارفتن احتمال وقوع درگیری، هرچند محدود، می تواند منافع روسیه را تحت تاثیر قرار دهد. در وضعیت کنونی، روس ها هم مایل هستند دامنه تنش ها کنترل شود.

  به طورکلی با این تلاش ها، چشم انداز روند تحولات در روابط ایران و عربستان سعودی را چگونه می بینید؟

اگر نگاهی به روند تحولات در هفته های اخیر و بعد از حمله به آرامکو داشته باشیم، بعد از افزایش تنشی که در این زمینه وجود دارد، به نظر می رسد مقامات سعودی دارند به این نتیجه می رسند که دمیدن در تنور افزایش تنش نمی تواند منافع آنها را تامین کند. پاشنه آشیل آنها در این میان در حوزه هایی مثل انرژی و نفت و مسائل امنیتی است. در بعد دیگر، مسئله یمن و بحران های مشابه در منطقه مطرح هستند که در این زمینه ها هم عربستان با چالش روبه روست. جدا از اینها، بن سلمان با نوعی فشار از سوی لایه های درونی ساختار حکومت سعودی هم مواجه است. آنها هم معتقدند بن سلمان در این زمینه نگاهی داشته که بیش ازحد مایل به گسترش دامنه تنش ها بوده است؛ بنابراین مجموعه این دلایل از یک سو و نوع نگاه تجاری ترامپ به عربستان در این زمینه و این نکته که آمریکا فقط تا حدی حاضر است به عربستان یاری برساند، هیئت حاکمه عربستان سعودی را به این نتیجه رسانده که کاستن از دامنه تنش با ایران مقدور است. شاید این نقطه عطفی است که در آن مقامات عربستان باید دامنه تنش در روابط با ایران را بکاهند، چراکه عربستان متوجه شده است در حوزه بین المللی بازیگر عمده ای وجود ندارد که در احتمال گسترش تنش ها، حمایت گسترده نظامی و دفاعی از عربستان در مقابل ایران نقش ایفا کند.