آرشیو سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۸
اقتصاد
۳
نبض اقتصاد

تقویت اقتصاد ملی با وجود تحریم ها و معافیت ها

دکتر مهدیار اسماعیلی

 تجربه سال های تحریم نشان داده است، ایران هیچ گاه در مقابل تحریم ها دست بسته نبوده است و از طرق مختلف نفت خود را صادر کرده و به مقصد رسانده است. با توجه به راه های گوناگونی که ایران برای تداوم صادرات نفت خود در پیش گرفته است، کارشناسان ارزیابی های متفاوتی را در مورد میزان واقعی صادرات نفت ایران در شرایط کنونی ارائه می دهند که از چند صد هزار بشکه تا بیش از یک میلیون بشکه در روز متفاوت است.

در این میان کشور چین بزرگ ترین خریدار نفت در آسیا و یکی از خریداران نفت ایران محسوب می شود. گرچه میزان صادرات نفت ایران به چین کاهش یافته است، اما هنوز جریان نفت کشور به سمت چین ادامه دارد. به گزارش بلومبرگ، آمار رسمی گمرک چین نشان می دهد این کشور در ماه ژوئن (خرداد - تیر) 855 هزار و 638 تن برابر با 209 هزار بشکه در روز از ایران نفت خام وارد کرده است. بررسی ها نشان می دهد در حال حاضر نیز نفتکش ها میلیون ها بشکه نفت خام ایران را به سمت چین حمل می کنند.

اما به تازگی دولت آمریکا مشخصا یک شرکت چینی را به علت خرید نفت از ایران مورد تحریم قرارداد. مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا با انتشار پیامی در حساب کاربری خود با طرح ادعاهایی علیه کشورمان، تحریم یک شرکت چینی به اتهام نقض تحریم های آمریکا علیه ایران را اعلام کرد.

آنچه در وهله اول از این پیام برمی آید افزایش فشار اقتصادی بر کشورهایی است که با ایران مراوده دارند تا به صورت متقابل اقتصاد کشور ایران را تضعیف کنند. مطلبی که مسوولان آمریکایی بارها بر آن تاکید کرده اند، به عنوان مثال سیگال مندلکر، معاون وزارت خزانه داری آمریکا در امور اطلاعات مالی و تروریسم به تازگی بار دیگر مشتریان نفت ایران را به تحریم تهدید کرده و گفته: واشنگتن برای تحریم های نفتی ایران معافیتی صادر نمی کند.

در کنار این تحریم ها و تحدیدها، آمریکایی ها رفتار متناقض و دوگانه ای از خود نشان می دهند. در آخرین اقدام وزارت خزانه داری آمریکا شرکت سریکا انرژی متعلق به کشور انگلستان را که در یک میدان نفتی در دریای شمال (که 50درصد آن متعلق به ایران است) و مشترکا با ایران همکاری دارد را از تحریم ها معاف کرد.

امثال این اتفاقات نشان می دهد اگرچه تحریم جدا از کارایی آن، ابزار تهدیدی در دست کشور آمریکاست، اما باید ورای آن به دیگر جریانات سیاسی و اقتصادی حاکم بر روابط کشورها نیز در محاسبات و برنامه ریزی ها توجه کرد که از اصلی ترین آنها جنگ تجاری میان چین و آمریکاست. چین برخلاف آمریکا دارای اقتصادی رو به رشد است، سیاست های اقتصادی این کشور در سطح جهان موفق بوده و روابط اقتصادی خوب و گسترده ای در سطح جهان برقرار کرده است. کارشناسان پیش بینی می کنند تا چندی دیگر شاخص های اقتصاد این کشور از اقتصاد کشور آمریکا پیشی خواهد گرفت.

در این میان آنچه قابل ملاحظه است توجه به منافع کشور در روابط تجاری و اقتصادی ما با سایر کشورهاست. لازم است با توجه به اختلافات موجود میان این قدرت های اقتصادی، به نوعی بر موج پیش آمده سوار شد و این شرایط را فرصتی دانست تا با دور زدن تحریم ها و استحکام روابط با سایر کشورهای پیش رونده ازجمله چین، منافع ملی را به حداکثر رساند. گرچه چین نیز به نقش و جایگاه مهم ایران در منطقه واقف است و اهمیت ارتباط با ایران را در برهه فعلی می داند.

البته باید توجه داشت ارتباط قوی و در چارچوب منافع ملی با سایر کشورهای جهان به معنی وابستگی اقتصادی به هیچ کدام از قدرت های اقتصادی دنیا نیست و رهایی از سلطه اقتصادی آمریکا نباید منجر به وابستگی به اقتصاد دیگری مثلا چین باشد بلکه اصول اقتصاد مقاومتی حکم می کند در عین روابط گسترده با اقتصادهای جهان برای حفظ منافع حداکثری باید از شرایط به وجود آمده برای تقویت اقتصاد داخلی استفاده کرد.