آرشیو سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۸
رسانه: دور دنیا
۸

فیلترینگ در انتخاب پرزیدنت

سعید صابریان

اگرچه سران دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در ایالات متحده آمریکا همواره مدعی برگزاری انتخابات آزاد در این کشور هستند، اما مولفه هایی ازجمله «ساختار کالج الکترال»، «نقش سوپردلیگیت ها یا نمایندگان ویژه رای دهنده در احزاب»، «نقش هیات انتخاب کننده ویژه در ایالات مختلف» و فراتر از آن، نقش سران دو حزب سنتی آمریکا در حذف نامزدهای مستقل که از حمایت مالی ویژه ای برخوردار نیستند جملگی منتج به هدایت انتخابات در مجرا و مسیر مطلوب لابی های قدرت و ثروت در ایالات متحده می شود. بی دلیل نیست که هر بار در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پروسه «انتخاب نامزدهای نهایی انتخابات» و «شیوه رای گیری بر اساس ساختار الکترال» مورد انتقاد شدید رای دهندگان آمریکایی و رسانه های مستقل در غرب قرار می گیرد.  در کنار این موارد، باید نقش «فرمانداری های ایالات» را نیز اضافه کرد که هر یک، در صورت بروز اختلاف در یک ایالت خاص (بر سر میزان آرای تخصیص یافته به دو نامزد نهایی) می توانند به راحتی و با رای خود آرای عمومی را نادیده انگاشته و رای به پیروزی نامزد موردعلاقه و مطلوب خود دهند. آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 و در ایالت فلوریدا رخ داد، مصداق بارزی از این موضوع بوده است.جایی که «جب بوش» برادر «جورج واکر بوش» به عنوان فرماندار ایالت فلوریدا، عملا آرای این ایالت را به سود برادر خود و نامزد حزب جمهوریخواه به گردش درآورد و مانع از پیروزی «ال گور» نامزد حزب دموکرات در این ایالت تعیین کننده شد. در انتخابات سال2016 میلادی نیز دونالد ترامپ به رغم کسب حدود سه میلیون رای کمتر از رقیب خود هیلاری کلینتون، با استناد به ساختار رای گیری ایالتی (کالج الکترال) توانست در انتخابات به پیروزی برسد و به کاخ سفید راه پیدا کند.  در چنین شرایطی «انتخابات آزاد» صرفا رویایی است که اکثریت قریب به اتفاق رای دهندگان آمریکایی در حسرت تحقق آن به سر می برند. نمودار زیر تا حدودی ساختار کلی انتخاباتی آمریکا و خلاها و روزنه های نفوذ و سوءاستفاده از آن را برای مخاطبان تشریح می کند.