آرشیو سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۸
فرهنگ
۹

به آتش کشیدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی باعث شد بعد از این همه سال ، سفیر یونان از ایرانی ها عذرخواهی کند

عذرخواهی بعد از 2349 سال

آذر مهاجر

یکی بود یکی نبود، بیشتر از 2500 سال پیش در سرزمینی سبز و زیبا، شهری بود به نام پارسه. این شهر پایتخت سرزمینی بود به نام ایران و پادشاهی داشت به نام داریوش بزرگ یا داریوش اول که جایی به نام تخت جمشید را به عنوان مقر فرماندهی و محل زندگی اش تدارک دیده بود؛ مکانی به نام تخت جمشید که مجموعه ای بود از قصرهای بزرگ دوران. تخت جمشید حدود 200 سال آباد بود تا این که اسکندر مقدونی به ایران آمد. وقتی او و لشکریانش از ایران می رفتند، تخت جمشید در آتش سوخته بود. عده ای می گویند اسکندر مقدونی آن را آتش زده، عده ای می گویند این اتفاق عمدی نبوده و عده ای هم معتقدند اسکندر در حال مستی تخت جمشید را به آتش کشیده است. این آتش سوزی بزرگ و تاریخ سوز هر طور که رخ داده باشد، فرقی ندارد. مساله اینجاست که کار، کار اسکندر است و امروز نوادگانش در یونان سرشکسته هستند بابت چنین برگ ننگینی در تاریخشان و یکی از این یونانی های شرمنده کسی نیست جز دیمیتری الکساندر کیس، سفیر یونان در ایران که بعد از 2349 سال بابت کاری که پادشاه کشورش مرتکب شده اظهار تاسف می کند. ماجرا از این قرار است که او و همراهانش، مهمان دفتر تبلیغات اسلامی بودند و داشتند درباره گسترش همکاری های علمی با مسوولان دانشگاه باقرالعلوم(ع) وابسته به این دفتر گفت وگو می کردند که داغ دل آقای دیمیتری تازه شد و بابت از بین بردن بخشی از آثار تاریخی ایران، عذرخواهی کرد.

از آقای سفیر چه می دانیم؟

دیمیتری الکساندر کیس شهریور سال 96 به ایران آمد و استوارنامه اش را به عنوان سفیر یونان در ایران به محمدجواد ظریف تقدیم کرد. تا همین یکی دو روز پیش خبر خاصی از او نبود جز دیدارش با مسوولان کمیته المپیک اما گویا این هفته سفری داشته به قم.

در این سفر آقای سفیر نه تنها از زیبایی های شهر قم لذت برده بلکه به همراه جمعی از اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با آیت الله العظمی جوادی آملی دیدار کرده است و همان طور که گفتیم سری هم زده به دانشگاه باقرالعلوم(ع) وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی.

از دیمیتری الکساندر کیس چیز زیادی نمی دانیم جز همین موارد و البته این که نام میانی اش همان اسکندر است به زبان اروپایی.

علاقه آقای سفیر به سوهان قم

دیمیتری الکساندر کیس در ابتدای ورود به دانشگاه باقرالعلوم(ع) بر سر مزار شهدای گمنام مدفون در این دانشگاه حضور پیدا کرد و آن طور که خبرگزاری حوزه گزارش داده، ضمن ادای احترام به شهدای دفاع مقدس گفته بود: متاسفانه افراد زیادی به دلیل جنگی که بر کشور ایران تحمیل شده بود، کشته شدند.

الکساندر کیس، از حضور در شهر مقدس قم و دانشگاه باقرالعلوم(ع) ابراز خرسندی کرد و آن را باعث افتخار دانست و بعد گفت: من مقدس بودن شهر قم را با مسجدهای زیبا و منظره های چشم نوازی که از این شهر در مسیر آمدن دیدم، درک کردم؛ همچنین سوهان قم را دوست دارم. دو کشور ایران و یونان دارای دو تمدن بزرگ هستند، از این جهت نکات زیادی برای ارتباط مشترک میان ما وجود دارد. هر چند جنگ ایران و یونان را باید جنگ عشق نامید، اما بابت آتش زدن آثار تاریخی عذرخواهی می کنم. اشتراکات زیادی برای ارتباط دو کشور ایران و یونان وجود دارد، از جمله در فلسفه و این که افلاطون نقش عمده ای در شکل گیری فلسفه اسلامی داشته است.

چرا آقای سفیر عذرخواهی کرد؟

در سال 465 قبل از میلاد، تخت جمشید که در پارسه واقع شده بود به عنوان پایتخت هخامنشیان معرفی شد. همین کافیست که تصور کنیم اگر اسکندر مقدونی آن را به آتش نکشیده بود، امروز چه دانش عظیمی درباره تاریخ و فرهنگ ایران در اختیار داشتیم و چه چیزها به جز الواح گلی، معماری قصرها و شیوه شهرسازی این مجموعه برایمان باقی مانده بود.

عده ای معتقدند تخت جمشید را کسی به نام جمشید ساخته است، در حالی که متخصصان و مهندسان و هنرمندانی از آشوریان، مصریان، اوراتوئیان، بابلیان، لودیان، ایونیان، هندوان و سکائیان در ساخت آن مشارکت داشته اند.

تخت جمشید از بناهای متعددی تشکیل شده که به مرور شکل گرفته بودند؛ بناهایی چون دروازه ملل، کاخ های آپادانا، تچر، هدیش، سه در، شورا، صد ستون و کاخ ملکه. آرامگاه اردشیر سوم و خزانه شاهی از دیگر بخش های تخت جمشید است و از معماری، آرایش و نقوش بنا که بگذریم در شیوه اجرا و مهندسی ساخت و ساز آن نکات قابل تاملی وجود دارد که پرده از شکوه تمدن ایرانی برمی دارد.

تصور کنید که چنین بنایی که احتمالا همه درباره اش می دانیم و با آن آشنا هستیم، در سال 330 قبل از میلاد، در آتش سوخت و عامل آن کسی نبود جز اسکندر مقدونی، امپراتوری که یونان باستان بخشی از قلمرو عظیم پادشاهی او محسوب می شد.

اسکندر چرا تخت جمشید را به آتش کشید؟

بین ایران و یونان باستان به عنوان دو امپراتوری بزرگ جنگ های زیادی در طول تاریخ در گرفت اما جنگی که آقای سفیر را وادار به عذرخواهی کرده به زمانی بر می گردد که اسکندر مقدونی بالاخره ایران را فتح کرد.

در روایت های تاریخی آمده: بعد از سال ها نبرد، داریوش سوم از اسکندر شکست خورد و اسکندر در تعقیب او شوش را تصرف کرد، اما هدف اسکندر فتح پارسه یا همان تخت جمشید بود که قلب امپراتوری ایران به حساب می آمد. به همین دلیل اسکندر به سمت تخت جمشید یا پرسپولیس رفت و با وجود مقاومت هایی که با آنها روبه رو شد، توانست آنجا را فتح کند.

اسکندر تخت جمشید را گرفته بود و ایران را فتح کرده بود و آن را به زمره امپراتوری وسیعش درآورده بود اما چرا آن را به آتش کشید؟

در مورد آتش زدن تخت جمشید دو روایت وجود دارد:

روایت اول: اسکندر آگاهانه تخت جمشید را آتش زد زیرا از این مکان دستور حمله به یونان صادر شده بود و او این کار را برای شکستن غرور ایرانیان انجام داد.

روایت دوم: جشنی به مناسبت فتح ایران برپا شده بود و در آن جشن معشوقه اسکندر که در حالت مستی بوده، با مشعلی که در دست داشته، پرده کاخ را آتش می زند که باعث آتش گرفتن کل بنا می شود.

به نظر می رسد به هر دو روایت ایرادهایی وارد است؛ مشکل روایت اول این است که نگاه داشتن تخت جمشید برای اسکندر منفعت بیشتری داشت تا به آتش کشیدنش و روایت دوم انگار ساخته شده که به نوعی اسکندر مقدونی تبرئه شود چون به هر حال هر عقل سلیمی می داند که به آتش کشیدن تخت جمشید کار معقولی نبوده است.

شاید هرگز با پاسخ این سوال تاریخی دست پیدا نکنیم اما بدون تردید در تمام سال هایی که ایران و یونان باستان با هم نبرد کرده اند، ویرانی های بسیار هم در ایران و هم در یونان رخ داده، آثار تاریخی ارزشمندی از بین رفته و آدم های بسیاری به کام مرگ فرستاده شده اند، چه چیزی باعث شده که دیمیتری الکساندر جنگ بین ایران و یونان را جنگ عشق نامیده است؟ باید امیدوار بود در این باره مترجم اشتباه کرده باشد!