آرشیو سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۸
زندگی
۱۳

رئیس هیات مدیره و مدیرعامل انجمن ناشنوایان ایران از مشکلات ناشنوایان می گویند

این مشکل شنیدنی است

لیلا شوقی

شش ماه اول امسال، جامعه ناشنوایان با پستی و بلندی های زیادی روبه رو بودند. جامعه ناشنوایان پویش های اعتراضی زیادی درباره مشکلاتشان برگزار کردند. اینها اما دلیلی نمی شود که مشکلات جامعه ناشنوایان تمام شود. مشکلاتی که هر سال، تکرار شده و بعد از مدتی فراموش می شود تا تب دیگری راه بیفتد. مشکلاتی مانند نبود شغل، به رسمیت نشناختن زبان اشاره، نبود زیرنویس و بسیاری دیگر از مشکلات که درددل همه ناشنوایان است. به خاطر همه این مشکلات، انزوا و دوری از جامعه در عصر ارتباطات زندگی شان شده است. حامد عابدین زاده، رئیس هیات مدیره انجمن ناشنوایان ایران و اکرم سلیمی، مدیرعامل و مترجم این انجمن، به عنوان نمایندگان جامعه ناشنوایان از مشکلات جامعه حدود یک میلیون نفری شان می گویند. انجمنی که 47سال پیش ثمین باغچه بان برای راه اندازی مکانی که ناشنوایان در آن احساس راحتی داشته باشند، احداث و به ثبت رساند.

زبان اشاره با زبان فارسی متفاوت است و همین ترجمه زبان اشاره به زبان فارسی را متفاوت می کند، اما این طور که به نظر می آید، در ترجمه زبان اشاره به زبان فارسی دو دستگی وجود دارد. چرا این طور است؟

عابدین زاده: این موضوع برمی گردد به این که زبان اشاره در قانون به رسمیت شناخته نشده و هیچ حمایتی از زبان اشاره نمی شود. آموزش و پرورش ملزم نیست در برنامه هایش از زبان اشاره استفاده کند و آموزش زبان اشاره، سلیقه ای انجام می شود. در آموزش به بچه ها قاعده ای وجود ندارد.

سلیمی: یک سری افراد شنوا برای افراد ناشنوا تصمیم می گیرند و چون صرفا کارشناس یا معلم ناشنوایان هستند، حق تصمیم گیری را برای خود می دانند، بدون این که از خود جامعه ناشنوان بپرسند و از آنها مشاوره بگیرند که نیازشان چیست؟ این که الفبای ناشنوایان چیست؟ واقعیت این است که دو دستگی در جامعه ناشنوایان وجود دارد. به عنوان مثال در الفبای اشاره، در الفبای دستی باغچه بان، ما حرف «ف» و «گ» را به شکلی اجرا می کنیم و در شهرهای آذربایجان یک معلم، به شکل دیگری این حرف را اجرا و آموزش می دهد. امروز همه ناشنوایان ترک زبان حرف «ف» و «گ» را شکل دیگری اشاره می کنند. این اتفاق سلیقه ای است. اگر دستورالعمل خاصی برای زبان اشاره تعریف شده باشد، هر کسی و در هر مکانی، نمی تواند این اتفاق را رقم بزند. اگر نظارت داشته باشیم، این اتفاقات نمی افتد. ما کتاب هایی داریم که برای 20 سال پیش است و از همان زمان تا به حال، به روزرسانی یا بازبینی نشده است. باید توجه داشت

هر زبانی تاریخچه خودش را دارد و شکل زبان شاید اهمیت داشته باشد، اما در بسیاری از موارد این تاریخچه است که روی زبان تاثیرگذار است.

 چند سالی می شود که طرح به رسمیت شناختن زبان اشاره به مجلس ارائه شده است، سرنوشت این طرح چه شد؟

عابدین زاده: هفت سال پیش، نماینده تدوین و بازنویسی قانون حمایت از معلولان بودیم. در سال 96 که این طرح تصویب شد، با توجه به نیازسنجی که در جامعه ناشنوایان و سازمان های مردم نهاد دیگر داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که درخواستمان را تنها برای به رسمیت شناختن زبان اشاره محدود کنیم. جامعه نابینایان و معلولان جسمی، سهم استخدامی 3 درصدی دارند، اما درخواست جامعه ناشنوایان نه استخدام شدن که تنها به رسمیت شناختن زبان اشاره است.

سلیمی: در قانونی که سال 96 تصویب شد، درخواست ما دیده نشد. با وجود این که پویش ها راه انداختیم و همه ناشنوایان متفق القول گفتند ما مشکلات زیادی داریم، اما نیاز ما به رسمیت شناختن زبان اشاره است، این درخواست نادیده گرفته شد. در جامعه معلولان تبعیض بین نابینایان، معلولان جسمی  -  حرکتی و حتی ناشنوایان داریم. ناشنوایان، معلولانی هستند که معلولیتشان نمود عینی ندارد و چون از زبان اشاره استفاده می کنند، ترجمه زمانبر است و مسوولی که قرار است، حرف آنها را بشنود، برایش این معلولیت قابل تعریف نیست و حوصله شنیدن ندارد. نمی توان از ناشنوایی که در زمان به دنیا آمدن، هیچ چیزی را نمی شنود و هیچ ارتباطی هم نمی تواند برقرار کند، انتظار داشته باشیم که مانند شنواها فکر کند، مانند آنها برخورد کند و برداشت شان از همه چیز شبیه به آنها باشد. دنیای آنها را نمی توان درک کرد. فشاری که روی ناشنواهاست، چند برابر بیشتر از افراد نابینا و دیگر توان یاب هاست. آنها می توانند دردشان را بگویند و فریاد بزنند. افراد ناشنوا اما نمی توانند هیچ کدام از این کارها را انجام دهند. نمی توانند از مشکلاتشان بگویند. جامعه آنها جداست و در حاشیه هستند.

 عابدین زاده: فناوری هم نتوانسته، آنها را از حاشیه بیرون بکشد. یک ناشنوا حداقل حقی که دارد، این است که با اورژانس تماس بگیرد. این حق اما از او گرفته شده است. یکی از درخواست هایی که از مجلس شورای اسلامی و بهزیستی هم داشتیم، طرح به رسمیت شناختن زبان اشاره به صورت یک فوریتی یا دو فوریتی بود تا این طرح هر طوری که شایسته است به مجلس برود و به تصویب برسد.

نرم افزار های زیادی طراحی شده ، اینها چه قدر به جامعه ناشنوایان کمک کرده است؟

عابدین زاده: اغلب کسانی که در این حوزه کار می کنند، شنوا هستند. ما درباره مشکلات ناشنوایان به آنها مشاوره داده ایم، اما درنهایت کاری را که خود دوست دارند، انجام می دهند. بهتر است برنامه نویسی که می خواهد در این حوزه کار کند، از موسسه هایی که در حوزه ناشنوایان کار می کنند، مشاوره بگیرند. برای طراحی این برنامه ها از سازمان و ارگان ها هم کمک مالی دریافت می شود اما درنهایت در زبان اشاره و فرهنگ ناشنوایان ضعیف هستند. بعد از صرف انرژی و پول به این نتیجه می رسیم که نرم افزار ها برای جامعه ناشنوایان مناسب نیستند.

 این روزها کلیپ های زیادی در فضای مجازی منتشر می شود که در آن به آموزش زبان اشاره می پردازند، عملکرد آنها را چه طور ارزیابی می کنید؟

سلیمی: از این نظر که جامعه شنوا و ناشنوا به هم نزدیک می شوند خوب است، اما اگر بخواهیم از دید تخصصی به این قضیه نگاه کنیم، موضوع متفاوت بوده و واقعا کاری انجام نشده است.

عابدین زاده: اگر زبان اشاره در قانون حمایت از معلولان دیده می شد، ما دیگر شاهد این قضایا نبودیم. در این کلیپ ها چنددستگی وجود دارد و هر کسی که گوشه ای از زبان اشاره را می داند، کلیپی هم می سازد بدون این که نگاه تخصصی به زبان اشاره داشته باشد. به نظر می آید از جامعه ناشنوایان سوءاستفاده می شود. ساخت این کلیپ ها رسمی نیست و اگر زیرنظر ارگان و موسسه ای این کار انجام می شد، همه چیز کارآمدتر و بهتر پیش می رفت. بهترین روش این است که همه چیز قانونمند شود، فعالیت ها از فیلتری عبور کند تا اهداف این کلیپ ها به سرانجام برسد. حقیقت این است که هر کسی می تواند زبان انگلیسی را بداند، ولی هر کسی نمی تواند مدرس خوبی باشد. درباره زبان اشاره اما این طور نیست و هر کسی که زبان اشاره را می داند، ادعای آموزش هم می کند.

زندگی

متولی ای که متولی نیست

سازمان بهزیستی کشور، متولی امور معلولان است. پس بسیاری از مشکلات جامعه معلولان و به خصوص ناشنوایان را بهزیستی باید حل کند. اما سوال اینجاست که چرا این مشکلات در این سازمان حل نمی شود؟

جواب سلیمی به این سوال عجیب است.

او در این باره می گوید: «موضوع این است که ما در سازمان بهزیستی حتی کارشناسی  هم که آشنا به امور ناشنوایان باشد، نداریم.»

اتفاقا این انجمن هم کارشناسی را که بتواند با امور ناشنوایان در ارتباط باشد، معرفی کرده است، اما موضوع این است که کارشناسی که آنها معرفی می کنند، باید در دل این سازمان قرار بگیرد و کارمند آن سازمان باشد. همین شده که این انجمن و انجمن های دیگر به بهزیستی پیشنهاد داده اند تا کارشناس های آنها زیرنظر این انجمن ها دوره های آموزشی را بگذرانند تا بدانند چه طور با ناشنویان تعامل کنند.

او می گوید: «یک سال است که ما به آنها می گوییم کارشناسانی می خواهیم که بتوانند با ناشنوایان تعامل کنند؛ به آنها می گوییم که از کارشناسان تان بخواهید که با بچه های ناشنوا بدرفتاری نکنند.»

آنها طرح ها و پیشنهادهای زیادی دارند؛ ایده ها و طرح هایی که زندگی جامعه ناشنوایان را بهتر خواهد کرد. اینها همه در حالی است که به گفته مدیرعامل این انجمن، حمایتی از این طرح ها نمی شود.

مهم ترین درخواست آنها اما در قانون حمایت از حقوق معلولان خلاصه می شود: «تقاضا می کنیم درخواست ناشنوایان را به قانون حمایت از حقوق معلولان اضافه کنند و در قالب یک طرح دوفوریتی به مجلس ارائه شود. بهزیستی متولی است و ما هم می توانیم در کنارشان حمایت را انجام دهیم. این اتفاق ها اما نمی افتد.»