آرشیو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۸
سیاست
۳
روزنه

کارشناسان پیامدهای حمله ترکیه به کردهای سوریه را بررسی کردند: «چشمه صلح» زیر بوته نقد

فراتاب، سوگل قائمی: روز چهارشنبه، یکم آبان، در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی و به ابتکار شعبه غرب انجمن ایرانی مطالعات ملل متحد، همایشی علمی با هدف بررسی اهداف و پیامدهای حقوقی و بین المللی عملیات موسوم به «چشمه صلح» که از سوی ارتش ترکیه و نیروهای مخالف حکومت سوریه، موسوم به ارتش آزاد، در شمال سوریه در جریان است، برگزار شد.در بخش نخست این نشست علمی، دو استاد برجسته حقوق بین الملل به ارائه دیدگاه های خود و بررسی این بحران از منظر حقوق بین الملل پرداختند. ابتدا دکتر ستار عزیزی و سپس دکتر قاسم زمانی تحولات را بر اساس اسناد و معاهدات و توافق نامه های حقوقی واکاوی و بررسی کردند.

حمله ترکیه نامشروع و ناقض قوانین و حقوق بین الملل

در ابتدای جلسه، دکتر عزیزی با ارائه توضیح مختصری از آنچه در دو هفته گذشته رخ داده است، به نامه ارسالی دولت ترکیه به سازمان ملل اشاره کرد که برای رعایت ماده 51 منشور ملل متحد به لحاظ شکلی و اعلام شروع حمله به استناد دفاع مشروع، ارسال شده است.دکتر عزیزی ضمن زیر سوال بردن نشان ندادن اسناد کافی از سوی دولت ترکیه مبنی بر اینکه در نواحی مرزی به برخی از پاسگاه های مرزبانی ترکیه حمله شده است، گفت حتی اگر بر فرض این ادعای دولت ترکیه را بپذیریم که از سوی برخی از نیروهای کرد سوری به سوی پاسگاه های مرزی ترکیه تیراندازی شده است، در هیچ یک از قواعد بین المللی به این بهانه اجازه لشکرکشی یک دولت به دولت دیگر داده نمی شود و در این باره رای های قاطع مجامع حقوقی بین المللی در موارد مشابه دیگری در چند دهه اخیر داشته و داریم و همگی حاکی از آن است که حتی این ادعای ترکیه بر فرض درست بودن نیز هیچ گونه مشروعیت و حقی به این کشور برای چنین حمله ای نمی دهد و در نتیجه این حمله نقض آشکار قواعد و قوانین بین المللی است.در تحلیل این بند از نامه دولت ترکیه، دکتر عزیزی به رعایت نشدن اصل تناسب و همچنین عدم پذیرش عام دکترین دفاع پیش دستانه در حقوق بین الملل اشاره کردند که سبب می شود علی القاعده ادعا و استناد به ماده 51 منشور از سوی دولت ترکیه مسموع نباشد.

حق حیات نقض شده

دکتر قاسم زمانی، دیگر سخنران این نشست نیز ضمن تاکید بر نقض اصل عدم توسل به زور و قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه توامان از سوی دولت ترکیه، به این سوال پاسخ دادند که چگونه از طریق قواعد حقوق بشری می توان عملیات چشمه صلح را بررسی و در نهایت ترکیه را متهم کرد؟ این استاد حقوق بین الملل ضمن تاکید بسیار بر این نکته که تعهدات حقوق بشری مقید به زمان و مکان نیستند و دولت ترکیه باید این تعهدات را در بخش هایی از سرزمین سوریه که به اشغال درآورده است، رعایت کند و با یادآوری اینکه اهم آن حق حیات است که به وضوح نقض شده است، به تنها مورد استثنا در اجرای قواعد حقوق بشری اشاره کردند و تعلیق تعهدات حقوق بشری را مشروط به وجود حالت فوق العاده عمومی دانستند که ترکیه گرفتار آن نیست و به این استثنا نمی تواند و نباید استناد کند.این استاد برجسته حقوق بین الملل در ادامه افزود: اعتراف و تاکید آشکار ترکیه مبنی بر تلاش برای اسکان آوارگان عرب در مناطق کردنشین سوریه، مصداق بارز تلاش برای پاک سازی قومی محسوب شده و در قوانین شفاف و روشن حقوق بین الملل و عهدنامه های مختلف چنین اقدامی را ژنو ساید (نسل کشی) اطلاق می کنند؛ به همین دلیل باید به طور جدی در مقابل این کشور ایستاد.

برندگان و بازندگان بحران شمال سوریه

در ادامه جلسه، دکتر اردشیر پشنگ، از پژوهشگران مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه، سعی کرد از منظری پراگماتیستی برندگان و بازندگان بحران اخیر در شمال سوریه را در سه سطح بین المللی، منطقه ای و محلی و با شاخص های قدرت سخت و قدرت نرم بررسی کند.او ابتدا به بازیگران مطرح در سطح بین المللی اشاره کرد و گفت: در سطح بین المللی بازیگران مختلفی ازجمله آمریکا، روسیه، اروپا و سازمان ملل متحد در این بحران تاثیر داشته اند. در این بین، نقش روسیه و آمریکا پررنگ تر بوده است. در سطح بازیگران منطقه ای، ایران، ترکیه و خود دولت سوریه مهم ترین بازیگران فعلی این بحران محسوب می شوند. ترکیه از ابتدای بحران تاکنون چند بار اهداف و استراتژی های خود را تغییر داده است. ترکیه ابتدا امیدوار بود سوریه دچار سرنوشت مصر، تونس، لیبی و یمن شود و با سقوط اسد، گروهی نزدیک به تفکرات اخوانی و اسلام گراهای میانه رو نزدیک به آنکارا روی کار بیایند؛ اما با حمایت ایران از دمشق و بعدها ورود روسیه، ترکیه خیلی زود دچار شکست شد؛ به ویژه اینکه نتوانست آمریکا را هم با خود همراه کند.ترکیه حالا می خواهد در بحران سوریه همچنان اثرگذار باشد به همین دلیل دوباره به کردها حمله کرده است. ترکیه از یک سو می خواهد در بحران سوریه و تعیین سرنوشت آینده این کشور باقی بماند و از سوی دیگر می خواهد سازمان سیاسی کردهای سوری را منهدم کند و آشکارا از تلاش برای تغییر دموگرافی جمعیتی و به عبارتی دقیق تر و حقوقی تر دست به پاک سازی قومیتی بزند. به همین دلیل عملیات چشمه صلح را شروع کرده است اما توافق اولیه با آمریکا و سپس با روسیه نشان داده است ترکیه نتوانسته و نمی تواند به همه آنچه می خواهد دست یابد.ایران نیز بازیگر دیگر این بحران است که در پیگیری اهدافش در سوریه از جمله حفظ بشار اسد نسبتا موفق عمل کرده است. 

ایران در قبال کردها هم مواضع خوبی گرفته که باعث ناراحتی اردوغان شده است اما به طور کلی ایران در استراتژی های خاورمیانه ای اش از ظرفیت قابل توجه «ایران فرهنگی»اش از جمله کردها آن چنان که شایسته است، استفاده نکرده. ایران در مذاکرات میان کردها با دولت مرکزی سوریه در کنار روسیه نقش موثری دارد.اما در پایان می خواهم این سوال را بپرسم که آیا مجموعه تحولات روی داده باعث شده است کردها  بازنده نهایی بحران سوریه و نیز تحولات اخیر  باشند؟ در پاسخ باید گفت شرایط به گونه ای است که نه برنده مطلق داریم نه بازنده مطلق. از منظر فاکتورهای سیاست سخت باید گفت کردها همچنان سازمان نظامی 70 هزارنفری خود را حفظ کرده اند، همچنان کنترل بر بخشی از سوریه را داراست و هنوز نفت محدود سوریه نیز در کنترل آنهاست. اما از منظر سیاست نرم و دیپلماسی عمومی و اخلاقی،  کردها برنده این تحولات بوده اند. در صد سال اخیر هیچ گاه این گونه جامعه جهانی و دیپلماسی به نفع کردها علیه حتی رئیس جمهور آمریکا و ترکیه موضع گیری نکرده است.... همه اینها نشان می دهد کردها همچنان هستند و اما باید چشم انتظار به کمیته تدوین قانون اساسی باشند اگر خروجی کمیته تاسیس نظامی نیمه متمرکز و فدرالی باشد، آنها به یک پیروزی ایدئال رسیده اند و اگر خروجی بر یک نظام با دولت مرکزی قدرتمند باشد، آن گاه سرنوشت کردها به مذاکرات شان با دولت مرکزی گره می خورد و در این بین باید امیدوار بود تهران و مسکو از حقوق کردها حمایت کنند. اما هر اتفاقی بیفتد، هیچ گاه کردها به دوران پیش از 2011 یعنی زمانی که به آنان «مردمان فراموش شده» می گفتند باز نخواهند گشت، پس به طور کلی باید گفت آنان نیز از برندگان بحران سوریه تا اینجای کار بوده اند.

مفاهیمی که به سخره گرفته شده اند

اما در بخش پایانی همایش دکتر حاجی مینه، استاد روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی تهران، به بررسی تحولات داخلی ترکیه از ابتدای سر کارآمدن رجب طیب اردوغان پرداخت؛ پروسه ای که بسیاری را به ایجاد صلح در ترکیه بین گروه پ ک ک و دولت ترکیه امیدوار کرده بود. او گفت اما مرور زمان نشان داد  اردوغان تمایلی عملی برای انجام این کار ندارد و صرفا به دنبال کسب و تثبیت قدرت است. ترکیه بر اساس نگاه های رئالیستی که قدرت حرف اول و آخر را می زند، در اقداماتش علیه کردها حتی مفاهیم را هم به سخره گرفته است؛ از جمله انتخاب نام های «شاخه زیتون» یا «چشمه صلح» برای حمله به کردها در سوریه. حاجی مینه افزود: طی تداوم بحران سوریه مقامات ترکیه کم کم به این نتیجه رسیدند  کلید ورود و اثرگذاری در بحران سوریه نه در دست آمریکا، بلکه در دست روس هاست، به همین دلیل به روسیه نزدیک شد و در این بحران بیشتر با روسیه هماهنگ شد تا با آمریکا. برای روسیه هم نزدیک کردن و متحدکردن یک عضو ناتو و فروش تسلیحاتی نظیر سامانه موشکی اس- 400 دارای اهمیت ویژه ای بوده و هست.