آرشیو پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۴
صفحه اول
۱
جهان

بالکان، گره ای ناگشوده

سعید عابدپور

بالکان در قاره اروپا یک استثنای بزرگ است؛ استثنا از نظر عقب ماندگی مدنی و سیاسی نسبت به اتحادیه اروپا، جایی در حد وسط میان اروپا و آسیا، برزخی در میان مدرنیته و سنت. محل تنازع شرق و غرب و محل چالش های دینی، سیاسی و نظامی در چند قرن اخیر. بالکان مجموعه ای متکثر از فرهنگ ها، قومیت ها و ادیان و به همان اندازه درگیر بحران هویت. بالکان محل شکست امپراتوری عثمانی و سپس تاخت و تاز برای تقسیم میراث عثمانی است. بالکان جایی است که هویت ها با یکدیگر درگیر شده اند و عقلانیت سیاسی با تاخیر به آنجا رسیده است. بالکان یعنی عدم تغییر آدم ها از نظر باورها و ارزش های سیاسی و اسطوره ای. بالکان یعنی جایی که مسلمانان باید به تدریج عقب بنشینند تا ارتدوکس ها و کاتولیک ها بر سر میراث آن به توافق برسند. بالکان یعنی نزاع ابدی برای ناکجاآباد سرشاراز نفرت و تاریخ پرستی. این منطقه که مدت زیادی در سلطه عثمانی ها بوده، به خاطر میراث فرهنگ و تمدن اسلامی و نفی آن در رقابت و دشمنی ها غوطه ور شده است. دشمنی ها و رقابت های طولانی بین مسیحیت ارتدوکس و کاتولیک و مسلمانان؛ در بالکان تمامی ندارد بلکه از فازی به فاز دیگر منتقل می شود. در این منطقه خشونت قوی تر از همزیستی مسالمت آمیز است و متاسفانه ریشه در اعماق تاریخ دارد. روایت بهتری از بالکان سراغ نداریم. اختلافات سیاسی، اجتماعی و دینی منطقه یوگسلاوی 24 سال بعد از جنگ همچنان ادامه دارد. کلیشه های رایج خشونت، عدم تحمل دینی، فشارهای سیاسی و اجتماعی مختلف علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین، کوزوو، مقدونیه و مونته نگرو بخشی از جریان دینی، فرهنگی و اجتماعی حاکم در بالکان است. سیاست در بالکان در شکل سابق قومی و قبیله ای و مافیایی جریان دارد و تو گویی که بالکان هیچ نسبتی با دنیای مدرن، احزاب سیاسی و جریان های مدنی ندارد. احزاب به لحاظ شکلی مدرنند ولی از منظر ماهیتی تداوم سنت های قومی و قبیله ای هستند، چه احزاب چپ و چه احزاب راست. احزاب میانه جایگاهی در سیاست بالکان ندارند. صعف جامعه مدنی با وجود راه اندازی صدها انجمن غیردولتی در ساختار فرهنگی سیاسی محسوس است. سیاست در بالکان ریشه فئودالی و بیگ و شاهزاده بازی دارد.

در بالکان حقوق بشر، دموکراسی، فرهنگ مفاهیمی انتزاعی هستند. اینها در چارچوب فلسفه مدرنیته جای دارند. نگاهی به قیافه های مرتب و منظم سیاستمداران صرب، کروات، مقدونیه ای، بلغار، بوشنیاک، مونته نگرویی و آلبانیایی نکنید، اینها کلیشه های گذشته تاریخی را تکرار می کنند. نو در بالکان مفهوم ندارد و اگر هم باشد ظاهر است. حکومت های کمونیستی در بالکان به مقدار زیادی مسوول عدم توسعه جامعه مدنی هستند. سنت جامعه مدنی در بالکان ضعیف است و همان گونه که مردم کشورهای بالکان از حکومت های تمامیت خواه کمونیستی بالکان بیرون آمدند، به همان شکل احزاب سیاسی را پذیرفتند و ماهیتی تمامیت خواهانه، دیکتاتوری و غیر مدنی دارند. احزاب سیاسی بالکان یعنی جایی که یک نفر فکر می کند، تصمیم می گیرد و دیگران مجری تصمیمات او هستند. تاریخ در ذهن بسیاری از مردم و نخبگان سیاسی بالکان اسطوره ها هستند؛ اسطوره هایی که تکرار می شوند. مسلمانان در این اسطوره ها هدف هستند. اسطوره ها قویتر از تاریخ عمل می کنند. مورخین صرب و کروات و مقدونیه ای از نکات مثبت حکومت عثمانی دربالکان سخن نمی گویند، از آبادانی شهرها و آزادی دینی پیروان اهل کتاب در دوره عثمانی حرفی نمی زنند. در مقابل مسلمانان بالکان از حکومت عثمانی چنان دفاع می کنند که گویی فراموش کردند، عثمانی ها به زور این مناطق را تسخیر کردند. در بالکان تاریخ جنگ ها، خشونت ها، قتل عام ها به مردم خورانده می شود، تاریخ زندگی مسالمت آمیز گویی در بالکان وجود نداشته یا اگر وجود دارد از نظر مورخین صرب و بلغار و مقدونیه ای نباید بازگو شود. تاریخ جنگ برای تهییج ملت ها علیه یکدیگر ساخته و پرداخته می شود. کافی است به جنگ اخیر در بوسنی و هرزگوین نگاهی بکنیم. جنایتکاران صرب در صربستان و جمهوری صربسکا برای خود دارای خیابان و خاطره جمعی شده اند و با آنها چون قهرمانان جنگ کوزوو به سال 1389 میلادی یاد می شود. مورخین کروات از جنایت های کروات ها در جنگ اخیر و جنگ جهانی دوم چیزی نمی گویند. اینجا تاریخ برای افشای جنایات طرف مقابل و تطهیر خویش است. مسلمان ها نیز در فضای بدون تاریخ به سر می برند. حافظه تاریخی بستگی به سن و مشاهدات جنایت ها دارد و نه مطالعه تاریخ . برای مسلمان ها عثمانی ها مقدسند و اندکی که شناخت بهتری از حکومت عثمانی دارند، در فضای عثمانی زده مسلمانان بالکان چیزی نمی گویند. بالکان یک گره ناگشوده تاریخی و سیاسی است. همانقدر که بالکان عقب مانده تر از اتحادیه اروپا هست، برخی کشورهای اتحادیه اروپا به بالکان از منظر رقابت بین اسلام و مسیحیت می نگرند. از منظر طرد هویت اسلامی این منطقه و کوشش برای مسیحی کردن . از این رو بالکان تنها محل اختلاف بین ساکنان آن نیست. محل اختلاف و رقابت امریکا و روسیه و کشورهای مختلف اتحادیه اروپا است. روس ها در بالکان به دنبال تقویت جهان اسلاو ارتدوکس می گردند و در بسط جهان اسلاوی به ناسیونالیسم صرب می کوشند. آلمانی ها در خدمت کمک به برادران کاتولیک و امریکا در پی تضعیف نفوذ روسیه و صربستان با مسلمانان بالکان تعامل دارد.

تلاش می شد مدل کسب و کار این فیلم ها در همان جوایز و تحسین‏ها تعریف شود. اگر در اوج جنگ تحمیلی یعنی در مقطعی که رسانه های دنیا اخبار ایران را فیلتر می کردند، سینمای ایران پرچمدار فرهنگ و هنر بود؛ امروز هم در حلقه تنگ تحریم های اقتصادی و سیاسی، حضور و موفقیت های سینمای ایران در جشنواره های جهانی پراهمیت است. همچنان فیلم های ایرانی از چند نسل سینماگران ایرانی که رنگ و بوی فرهنگ ایرانی را می دهند در جشنواره های بین المللی فیلم حضور چشمگیر دارند و مورد اقبال و توجه قرار می گیرند. فیلم هایی که با کسب جوایز بین المللی زنده بودن فرهنگ امروز ایران را نشان می دهد. موفقیت فیلم «متری شش و نیم» در جشنواره فیلم توکیو که جزو جشنواره های الف جهانی و آسیایی محسوب می شود و همچنین توجه این جشنواره به فیلم های ایرانی و تقدیر از امیر نادری فیلمساز نوگرا و پیشکسوت سینمای ایران حایز اهمیت است. اما در روزگار ما، مساله فقط نمایش فرهنگ و ارزش های فرهنگی ایران در فضای بین المللی، بلکه پرگشودن اثری سینمایی، در آسمان فرهنگ بین المللی، دقیقا نشانگر قدرت‏نرم کشورمان، برای عبور از مرزهایی است که برخی در دنیا کوشیده‏اند با سخت‏ترین ابزارهای ممکن از عبور محصولات ایرانی از آن مرزها جلوگیری کنند. منطقه‏ ممنوعه‏ای که فیلم هایی چون «متری شش و نیم»، با اهرم قدرت تکنیکی و غنای محتوایی به سادگی آنها را به سخره می گیرند و به شکلی چشمگیر بر فراز این منطقه‏ ممنوعه به مانور قدرت می‏پردازند. این پرواز چیزی جز خلق تصویر در اذهان عمومی بین المللی نیست، در جهان امروز سینماگران ایرانی تصویر درست و متفاوتی از کشورشان ثبت و منعکس می کنند. جشنواره های فیلم محل دیدن و دیده شدن هستند و امکانی برای تفاهم کشورها برای تولید مشترک و عرضه و تبادل فیلم و رونق بازار صنعت تصویر است. درست است که با گسترش پلتفرم های جدید عرضه و نمایش فیلم، بازاریابی سنتی در بازار فیلم با چالش هایی روبه رو شده است اما در این میان و با وجود تحریم های همه جانبه کشورمان، کار پخش کنندگان ایرانی که به دنبال بازاریابی محصولات سینمای ایران هستند بسیار دشوار است. پخش کنندگان ایرانی با چالش های اصلی نظیر بسته شدن راه های انتقال یا دریافت پول، ارسال مواد تبلیغی یا بسته های فیلم و... مواجه هستند. در این شرایط، نهادهای دولتی و حمایتی، وزارتخانه ها و دستگاه هایی نظیر وزارت صمت و وزارت امورخارجه، باید به سمت نقش جدیدی حرکت کنند؛ گرایشی که بتواند در حمایت از بخش خصوصی، نقش تسهیلگر برای پخش کنندگان و صادرکنندگان محصولات سینمایی و صنعت تصویر ایران را فراهم کند و به جای تزریق پول مستقیم یا حمایت کور برای عمیق‏تر کردن منحنی شوم تولید در سینمای ایران، پروازهایی از این دست را بلندتر، باشکوه‏تر و شگفت‏آور تر از امروز، ممکن کند.