آرشیو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۸
اندیشه
۹
بررسی

پاک سازی قومی فلسطین در فاجعه 1948

در سال 1948 در حدود750 هزار عرب فلسطینی خانه های خود را ترک کردند و مجبور به فرار یا اخراج شدند و صدها شهر و روستا در فلسطین از جمعیت خالی و تخریب شد. مهاجرت دسته جمعی، آوارگی و قتل عام فلسطینی ها به فاجعه «نکبت» معروف است. از سوی دیگر، روز وقوع فاجعه نکبت در تقویم اسرائیل روز استقلال نامیده شده و اسرائیلی ها هرسال این روز را جشن می گیرند و در سفرهایی زیارتی به دیدن روستاهای ویران شده فلسطینی می روند. تا همین امروز میان اعراب و اسرائیلی ها بر سر دلایل خروج فلسطینی ها از سرزمینشان اختلاف نظر اساسی وجود دارد. برخی مورخان علت کوچ اجباری فلسطینی ها را توافق خود فلسطینی ها برای ترک سرزمینشان و فرار از مخاطرات جنگ و تاثیر جنگ های مسلحانه ای می دانند که در اطرافشان در جریان بود. برخی دیگر از مورخان مهاجرت دسته جمعی فلسطینی ها را مهاجرت اجباری یا پاک سازی قومی توصیف می کنند. ازجمله این مورخان ایلان پاپه، مورخ یهودی اسرائیلی و فعال سوسیالیست است. او استاد تمام دانشکده علوم اجتماعی و مطالعات بین الملل دانشگاه اکزتر بریتانیا، مدیر مرکز اروپایی مطالعات فلسطین و یکی از مدیران مرکز مطالعات قومی- سیاسی اکزتر است.  پاپه یکی از مورخان جدید اسرائیلی است که با انتشار اسناد محرمانه دولت های بریتانیا و اسرائیل در اوایل دهه 1980 به بازنویسی تاریخ شکل گیری و تاسیس اسرائیل در سال 1948 و به ارتباط آن با راندن و آواره کردن صدها هزار فلسطینی در همان سال پرداخت. مورخان جدید با کمک این اسناد نشان دادند که ادعای اسرائیل درباره اختیاری بودن توافق فلسطینی ها برای ترک سرزمینشان نه تنها اشتباه و پوچ بوده بلکه نیروهای نظامی یهودی بی رحمانه دست به راندن و قتل عام فلسطینی ها زدند. یکی از مهم ترین آثار پاپه در این زمینه کتاب «پاک سازی قومی فلسطین» (2006) است که در این کتاب گفتار قانونی مسلط را با زبانی ساده و بدون اصطلاحات پیچیده و کاملا روشن بیان می کند. البته پاپه با این کار از بزرگی جنایات نمی کاهد و توضیحی کاملا صریح از سیاست بی رحمانه اسرائیل ارائه می دهد. او معتقد است تقریبا کلمه به کلمه از آنچه پاک سازی قومی گفته می شود با مورد فلسطین ارتباط دارد و بر آن منطبق است. از این کتاب دو ترجمه در فارسی موجود است: «پاک سازی قومی فلسطین» با ترجمه محسن کرباسفروشان (نشر اطلاعات) و «پاک سازی نژادی در فلسطین» با ترجمه آزاده کشوردوست (انتشارات گروه مطالعات اندیشه ورزان آریا).

پاپه بر این باور است که راندن و آواره کردن فلسطینی ها با تصمیمی آنی و موضعی صورت نگرفته است؛ آن طورکه سایر مورخان نوشته اند. بلکه پاک سازی قومی فلسطین بر اساس طرح («D» دالت) تحقق پیدا کرد که در سال 1947 توسط رهبران آینده اسرائیل برنامه ریزی شده بود. طرح دالت شرح مبسوطی از روش های پاک سازی ارائه می دهد که کاملا با مفاهیم داده شده در نظریه سازمان ملل درباره تعریف پاک سازی قومی انطباق دارد. پاپه به دقت نشان می دهد که بر اساس این طرح قتل عام ها، ویران سازی سرزمین فلسطین و آوارگی فلسطینی ها در ابعاد گسترده صورت گرفته است. او در کتاب حاضر می کوشد هم سازوکار پاک سازی قومی در سال 1948 و هم نظامی را توضیح دهد که به دنیا اجازه فراموشی داد و اسرائیلی ها را قادر ساخت جنایت سال 1948 را انکار کنند. در واقع پاپه می خواهد آنچه را در سال 1948 اتفاق افتاد، به عنوان نمونه ای از پاک سازی قومی معرفی کند و آن را جایگزین نمونه ای از جنگ بسازد و به عنوان پایه ای برای تحقیقات دانشگاهی و نیز مایه ای برای بحث های عمومی قرار دهد. او موارد مشابه با مورد فلسطین را پاک سازی قومی غیرمجارها در پایان قرن نوزدهم، قتل عام ارمنی ها در سال های 1915 تا 1918 در ترکیه عثمانی و قتل عام هولوکاست در سال های 1940 می داند. پاپه در این کتاب می کوشد به جای جنگ 1948 فاجعه 1948 را پاک سازی قومی بنامد. او تاکید دارد یکی از دلایل انکار این فاجعه و مهم ترین عامل دوام این انکار غیبت موضوع پاک سازی قومی در تحقیقات امروز است. پاپه از همان آغاز هدف اصلی جنبش صهیونیستی را پاک سازی قومی تمام سرزمین فلسطین می داند.

در نظر پاپه آن ایدئولوژی ای که قادر شد مردم بومی فلسطین را در سال 1948 آواره کند، هنوز هم زنده است و هنوز هم به ترویج پاک سازی قومی ادامه می دهد. او معتقد است امروزه در اسرائیل ایدئولوژی پرقدرتی از آن زمان باقی مانده، نه فقط به خاطر نامحسوس و نامشهود بودن اجرای مراحل گذشته پاک سازی قومی بلکه بیشتر به این دلیل که تحریف صهیونیستی کلمات و بی محتواکردن آنها، به مرور زمان در جعل و ابداع زبانی جدید برای پوشاندن آثار ویرانگر عملیات پاک سازی و سایر اعمال و رفتار خشونت بار به خوبی موفق شده است. او نشان می دهد که اسرائیل مشخصا از سال 2000 مشغول تحریف کلمات و به کار بردن آنها با قالب ظاهری اما با معنا و مقصود مورد نظر خود بوده است. اسرائیل از واژه هایی چون عقب نشینی یا نقل و انتقال برای پوشش و استتار جابه جایی انبوه فلسطینی ها از نوار غزه و کرانه باختری استفاده می کند. آنها از واژه ای چون اشغال برای توجیه استقرار حکومت نظامی در مناطقی از بخش تاریخی فلسطین استفاده می کنند (مناطقی که امروزه تقریبا 15 درصد قلمرو اسرائیل را شامل می شود) در حالی که مابقی مناطق را آزادشده، آزاد یا مستقل می نامند. ولی پاپه تاکید دارد این طور نیست که بیشتر سرزمین فلسطین تحت اشغال نظامی است بلکه فراتر از  اشغال نظامی، برخی بخش های آن حتی در وضعیتی بدتر قرار دارند؛ برای مثال به نوار غزه اشاره می کند. سیاست اسرائیل در سال های اخیر بر این هدف استوار بوده که فلسطینی ها را به بخش های اشغالی اورشلیم بزرگ یا به مناطق فاقد قانون در نوار غزه یا فاقد قدرت و اقتدار در کرانه باختری براند که بر اساس پیمان اسلو در سال های دهه 1990 به وجود آمده اند. بسیاری از فلسطینی های ساکن در اورشلیم بزرگ متحمل رنج و عذاب پاک سازی قومی می شوند. از این رو، به باور پاپه اگر ایدئولوژی ای که هنوز هم سیاست های اسرائیل علیه فلسطینی ها را به پیش می برد، به خوبی و درستی شناسایی نشود، نه فلسطینی ها و نه یهودی ها، هیچ یک نه از جانب دیگری و نه از جانب خود، در امنیت نخواهد بود. در نظر پاپه مشکل و مسئله با اسرائیل هرگز یهودیت آن نیست بلکه صهیونیسم است؛ چراکه فلسطینی ها هرگز نمی توانند عضوی از کشور و جامعه صهیونیستی باشند و به همین جهت به مبارزه ادامه خواهند داد.