آرشیو پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۴
هنر و ادبیات
۹

به مناسبت نمایش آثار شهره مهران در گالری اعتماد

عکاسی با نقاشی

فاروق مظلومی

جمعه دهم آبان برای افتتاحیه آثار نقاشی نقاش باسابقه خانم شهره مهران وارد گالری باسابقه اعتماد شدیم.خانم مهران طراح و نقاشی هستند که به اغلب تکنیک های طراحی و نقاشی تسلط دارند. این تسلط بعد از چند دهه کار مداوم بعید و عجیب که نیست چه ضروری هم هست. در بدو ورود با دیدن نقاشی های مربوط به دختران مدرسه توسط یک خانم نقاش این سوءتفاهم پیش می آمد که با آثار مفهومی در ارتباط با زنان مواجه هستیم .اما در آثار نقاشی خانم مهران به یک وضعیت انتزاعی ساده و جالب اشاره شده بود که اغلب ما از آن غافلیم.ایشان بدون هرگونه قضاوت های مرسوم و نخ نما موضوع لباس دانش آموزان دختر و فرم های اتفاقی که در اثر وزش باد ایجاد می شود را در آثارشان دیده بودند. بنا به بیانیه نمایشگاه ایشان به دنبال حرکت فرم پارچه در اثر باد بودند .فرم های نایابی از چین و چروک پارچه و نور و سایه.این مطلب که خانم مهران در موضوع پوشش دنبال فرم و حرکت بودند قابل ستایش است چرا که نمایشگاه های مشابه تحت یک مفهوم و شعارزدگی مرسوم پایان می پذیرد .آثار مفهومی را نمی فهمم یعنی ضرورت شان را درک نمی کنم. آیا ارتباط با آثار نقاشی یک مفاهمه بین مخاطب و اثر هنری است؟ یعنی اثر هنری وظیفه تفهیم مطلبی را به مخاطب دارد؟ آیا گالری محل تفهیم اتهام و هشدار است؟ اگر می خواهیم پیامی را به دوستان مان بدهیم بهتر نیست یک پیامک را به اصطلاح «سند تو آل» کنیم. آن هم وقتی یک خانم در مورد خانم های دیگر اثر هنری مفهومی خلق می کند موضوع عجیب تر می شود؛ این کار یعنی ارسال نامه به آدرس پستی خودت.خوشبختانه مردها به کار همدیگر کاری ندارند

و گرنه تمام نمایشگاه ها، آثار مفهومی ضد جنگ می شد و نتیجه ای جز تقلیل خشونت جنگ به یک ابژه لطیف هنری - مثلا بوم نقاشی - نداشت. بزرگی گفته است آثار مفهومی انتقام آدم های باهوش و خلاق از هنرمندان است.آثار مفهومی یک «نقطه سر خط» هستند.یعنی ما را به همان جایی که از آن گریخته ایم یا می خواهیم بگریزیم برمی گردانند.همین بلا در سینما هم سرمان می آید برای فراموشی بحث جدایی به سینما می رویم و با بحث جدایی نادر از سیمین به خانه بر می گردیم. کیومرث منشی زاده می گفت اگر فیلمسازان از فیلم شان مطمئن هستند بعد از دیدن فیلم پول بلیت را بگیرند.به همین دلایل مذکور من بعد از خروج از نمایشگاه های آثار مفهومی مغموم و مغبون هستم چرا که در عصری که لحظه ای از رسانه ها گریز نداریم و صدها رسانه را در گوشی همراه مان همواره همراه خودمان داریم انتظار می رود حداقل در نمایشگاه آن هم در پاییز به جهانی خارج از جهان معمول و دور از جهان رسانه ای وارد شویم که «تا یک دم بیاساییم ز دنیا و شر و شورش». اما فارغ از جهان هنرهای مفهومی که اغلب ریشه در پروپاگاندای حاکم جهانی دارند آثار فرم و حرکت خانم مهران، نوعی نگاه عکاسی هم دارد. قطعا عکاسی، این لحظات اتفاقی را بهتر و دقیق تر می تواند ثبت کند. این نوع بازنمایی در نقاشی که از میراث بازنمایی قبل از عکاسی است هنر نقاشی را به طراحی وابسته می داند. اگر رویداد جاری در یک نقاشی در عکاسی هم ممکن باشد فضیلت یگانگی اثر هنری مورد تردیدقرار می گیرد.

حضور موثر انسان در آثار این نمایشگاه فرم های منظور خانم مهران را به حاشیه می برد و نمایشگاه را از انتزاعی شگفت انگیز به طراحی و نقاشی مفهومی با موضوع حجاب سوق می داد و این تردید را پیش می کشید که شاید نقاش نیم نگاهی به جلب رضایت مخاطب عمومی هنر هم داشته است.در اغلب آثار فعالیت فضای دینامیک فرم و حرکت در برابر فضای سرد رنگ مات و رو به احتضار کاهش پیدا می کرد.اما حذف اشیاء محیطی ناضرور و مزاحم از هوشمندی نقاش خبر می داد و کادرهای بسته تر و نزدیکی بیشتر ناظر به صفحه تصویر می توانست اغلب آثار را به یک انتزاع متعالی نزدیک تر کند.در نگاهی فرمالیستی می شد بسیاری از تابلوها را به دلیل فضای سفید زمینه و ادغام فرم ها در همدیگر - یک تکه بودن شان - یک فرم واحد غیرواقعی دید. همان طور که می توان طرح یک لیوان را با فراموشی شیئیت لیوان و کاربردش - امحا موضوع - به عنوان یک ابژه زیبایی شناسی بپذیریم که صد البته در این حالت سوژه - فاعل شناسنده هنر - مخاطب است.

طراحی پرقدرت و تسطیح موکد خانم مهران در این آثار عنصر بافت را سرکوب کرده بود همان عنصری که می تواند با حضورش هر نقاشی را از سلطه عکاسی بیرون بیاورد. در عکس رهایی از سطح ممکن نیست اما در نقاشی بافت عامل رهایی از سطح بوم است.بافت تنها عنصر از عناصر بصری است که چارچوب و دیکتاتوری طولی و عرضی بوم را می شکند و در خط ارتفاع- ضخامت - به سمت مخاطب حرکت می کند.طول و عرض هر تابلو هیچ تلاقی با صفحه ناظر - اینجا مخاطب - ندارند.اما بافت دقیقا عمود بر صفحه ناظر است. در عکس و فیلم ما ظرفیت بهره برداری از بافت را به اندازه نقاشی و مجسمه نداریم و اگر از این ظرفیت استفاده نشود با امکانات عکاس یا فیلمبردار نقاشی کرده ایم.

بعد از اختراع عکاسی عنصر بافت در نقاشی تشدید شد و ژرفانمایی با پرسپکتیو به نفع توپوگرافی و عمق بافت عقب نشینی کرد و فضای تخت و دوبعدی آثار نقاشانی مثل جکسون پولاک به کمک بافت، عمقی عمیق تر و واقعی تر از ژرفانمایی پرسپکتیوی پیدا کرد. اگر بازنمایی های قبل از عکاسی در نقاشی ادامه پیدا می کرد تاکنون نقاشی از عکاسی شکست خورده بود.ناگفته نماند از امتیازهای ویژه آثار خانم مهران در این نمایشگاه ندیدن پرسپکتیو محیط نقاشی مثلا مدرسه بود. این باعث می شد فرم های انسانی به گونه ای از تجرد ممکن در نقاشی دست پیدا کنند که در عکاسی بدون کمک نرم افزار ممکن نیست.

گالری اعتماد حتما می داند در روال یک مراقبت هنری حرفه ای - کیوریتینگ - هر نمایشگاه جدی یا چیزی می کاهد یا چیزی اضافه می کند. اگر شهره مهران کانسپت باد و فرم و حرکت پارچه را با یک مراقب یا منتقد هنری حرفه ای مطرح می کرد می توانست از بازنمایی عکاسی گونه دور شود و فرم های ناب حرکت و پارچه را در پارادوکس با بافت ممکن در نقاشی به یک رویداد منحصر برای نقاشی تبدیل کند. برگزاری نمایشگاه بدون جلسه نقد جدی و رضایت به ستایش های تزیینی و ویترینی دوستان و بستگان هم کمکی به هنر این سرزمین عزیز نخواهد کرد. نقاشی ایران هنوز می تواند با منتقدان جدی، جدی تر شود. آثار ارزشمند خانم مهران تا بیست و هشتم آبان روی دیوارهای گالری اعتماد در انتظار مخاطبان جدی هنر است.