آرشیو پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۴
کتاب
۱۱

کتابخانه

معجون دلمشغولی ها
علی بهرامی

کازوئو ایشی گورو در «تسلی ناپذیر» چندین رشته از وقایع را به همدیگر گره زده و معجونی پدید آورده است که از دل آنها چندین روایت بیرون می زند؛ روایت هایی که در نهایت به شخصیت نخست اثر و دلمشغولی هایش ختم می شوند. شخصیت نخست او یعنی «رایدر» به تمام جوانب یک شخصیت سردرگم میان مسوولیت های اجتماعی و مسوولیت های هنری سرک می کشد تا لحظه های ناب بیافریند. شخصیت پردازی ایشی گورو در این رمان، خصوصا در مورد پردازش شخصیت رایدر به اوج خلاقیت نزدیک شده است، زیرا رایدر با تمام یاس های فلسفی و سردرگمی های آزار دهنده توانایی این را دارد که عمق ذهنیت افراد دیگر را واکاوی کند و همین امر تا حد زیادی از کسالت محض زیاده گویی های نویسنده کاسته است. کازوئو ایشی گورو در «تسلی ناپذیر» چند رشته از وقایع را به همدیگر گره زده و معجونی پدید آورده است که از دل آنها چندین روایت بیرون می زند، روایت هایی که در نهایت به شخصیت نخست اثر و دلمشغولی هایش ختم می شوند.

کازوئو ایشی گورو شاید یکی از مشهورترین نویسندگان ژاپنی تاکنون باشد، نویسنده ای که اغلب آثار او به اکثر زبان های زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده اند. ایشی گورو در رمان «تسلی ناپذیر» شیوه دیگری از نوشتن را تجربه کرده و تا حد قابل قبولی هم موفق عمل کرده است. گرچه اغلب منتقدان حوزه ادبیات داستانی این رمان را در ردیف کارهای ضعیف نویسنده قرار داده اند و آن را کاری تقلیدی از رمان «قصر» اثر کافکا پنداشته اند، اما واقعیت این است که «تسلی ناپذیر» با تمام دور شدن فنی و محتوایی نویسنده از کارهای پیشین باز هم کاری قابل مطالعه در کشف سویه ای دیگر از ذهنیت یک نویسنده سختکوش است.

وقتی آمد آمد، وقتی بود بود و وقتی رفت بود
نهال حق دوست

کتاب کاتالوگ «چند روزی در میان» به یاد عباس کیارستمی به کوشش پرهام دیده ور با متن هایی از آیدین آغداشلو، پرهام دیده ور و ترجمه حمید خداپناهی در مرکز نبشی به تاریخ خردادماه 1398 با قیمت 125 هزار تومان و در 168 صفحه چاپ و منتشر شد. این پروژه با همکاری مرکز نبشی، بنیاد کیارستمی، استودیو طبل، گالری آرتا و شرکت بیمه سامان به انجام رسیده است.

در این کتاب 79 عکس سیاه و سفید از 79 هنرمند ایرانی به تصویر کشیده شده اند. این هنرمندان عبارتند از: صابر ابر، فیروزه اطهاری، مجید برزگر، حمید جانی پور، بهمن جلالی، ابراهیم حقیقی، پرهام دیده ور، روزبه روزبهانی، علی شکری، کامران شیردل، بهنام صدیقی، تهمینه شرافت، محمود و کوهیار کلاری، علیرضا فانی، رضا کیانیان، کاوه و هنگامه گلستان، کیارنگ علایی، تهمینه منزوی، محمدرضا نوربخش و...

در بیانیه نمایشگاه چند روزی در میان به قلم پرهام دیده ور آمده است:

نگاهش چون پنجره ای که رو به باغ گشوده می شود، به زندگی پیوند خورد. وقتی آمد باغ تابستانه بود. وقتی بود، چون عارفی که هنرمندانه رویدادهای ساده را تعبیر می کند، به روایتی بی تکرار از زندگی دست یافت و وقتی رفت باغ همچنان غرق تابستان بود و اما پنجره دیگر خیال بسته شدن نداشت.

عباس کیارستمی هویتی دوباره بخشید به نادیده های ناب از قلم افتاده؛ به راه های بی مقصد و عاشقانه های در پس عاشقانه ها و روایتی از نو رقم زد، بر قصه های تمام و ناتمام و به ایهام هنر آغشته که گاه در پشت درهای بسته فراموش می شوند؛ چون سایه درختی که روی برف به چرخش زمین محو می شود و برفی که به گرمای خورشید ذوب.

او به ترجمان یگانه هنرمند از زندگی و بازتاب آن در ثبت اثر باور داشت. باور داشت که اساس کار در تفاوت هاست و وحدت نگرش، امری است ملال آور. او ما را در این فاصله میان سیاه و سپید، به درنگی، دگربار بر هرآنچه هست دعوت می کرد. به دیدن و درک و دریافت قصه های مستتر در لایه های پنهان این پهنه خاکستری.

در هفتادونهمین سالگرد زادروز عباس کیارستمی، «چند روزی در میان» شاید بهانه ای است تا در مقام پاسداشت و احترام، هفتاد و نه هنرمند، هر یک به بیان و نگاه خویش، روایتی از زندگی را ثبت و در میان قاب هایی یکسان به او تقدیم کنند. به او که وقتی آمد آمد، وقتی بود بود، و وقتی رفت بود.

تهدیدکننده یا امیدبخش؟
تینا جلالی

با توجه به گسترش مقالات مربوط به آخرین نوآوری خصوصا هوش مصنوعی و حجم روزافزون همایش های تجاری درباره چگونگی استفاده از فناوری های جدید که به کسب سود بیشتر منجر می شود این پدیده به موضوع اصلی گفت وگوهای جوانان تبدیل شده برای اینکه خیلی ها فکر می کنند در سال های آینده هوش مصنوعی حتی راندن اتومبیل را هم بر عهده بگیرد و این مساله نگرانی هایی را هم به دنبال دارد که همان بیکاری نسل پیش رو خواهد بود. هوش مصنوعی که عرصه پهناور تلاقی و ملاقات بسیاری از دانش ها، علوم، و فنون قدیم و جدید است در زندگی ما به مرحله ای می رسد که هم برای آینده ما تهدیدکننده خواهد بود و هم امیدبخش. حالا وظیفه انسان در قبال استفاده از آن چیست؟

دکتر کای فولی در کتاب جدید خود تحت عنوان ابرقدرت های هوش مصنوعی (چین، سیلیکون ولی و نظم نوین جهانی) می کوشد به پرسش های متداول پیرامون اینکه چگونه هوش مصنوعی به مهم ترین دغدغه ذهنی ما تبدیل شده یا معنای خودکار بودن هوش مصنوعی در مشاغل و اهداف ما چیست و کدام کشورها و افراد از منافع این فناوری فوق العاده بهره مند خواهد شد، بپردازد. کای- فولی رییس و مدیرعامل شرکت سینوویشن ونچرز و رییس موسسه هوش مصنوعی سینوویشن ونچرز است که به این پرسش ها پاسخ می دهد. شاید بد نباشد بدانیم که شرکت سینوویشن، مدیریت صندوق سرمایه گذاری 1.7 میلیون دلاری با دو نوع ارز را بر عهده دارد و یکی از شرکت های پیشرو در سرمایه گذاری است که برای توسعه نسل بعدی شرکت های چینی با تکنولوژی بالا مشغول به کار است. پیش از تاسیس سینوویشن در سال 2009، لی رییس موسسه گوگل چین بود. او همچنین سمت های اجرایی در مایکروسافت، سی.جی.آی و اپل داشته است. لی مدرک لیسانس علوم کامپیوتر خود را از دانشگاه کلمبیا و دکترای خود را از دانشگاه کارنگی ملون دریافت کرده است.

روایت توماس مان از دن کیشوت روی عرشه کشتی
بهمن زارع

به تازگی کتابی با عنوان «سفر دریایی با دن کیشوت» اثر توماس مان از سوی نشر نو وارد بازار کتاب شده است. این کتاب را محمود حدادی ترجمه کرده و حاوی یادداشت هایی است که مان در دهه 30 میلادی درباره رمان میگل سروانتس ساآودرا نوشته است. جریان این یادداشت ها از این قرار است که توماس مان در سال 1934 برای سخنرانی هایی در امریکا به دعوت ناشر امریکایی آثارش به این کشور سفر کرده بود. وسیله سفر مان، کشتی بود، چراکه در آن زمان سفر از اقیانوس اطلس با وسیله ای جز آن امکان نداشت و تنها وسیله عبور از آن اقیانوس، کشتی اقیانوس پیما بود. سفری که چیزی حدود 10 روز به طول می‎ انجامید. طبیعی است که در سفری تا این اندازه طولانی، سرنشین کشتی باید به فکر فراهم کردن وسیله ای برای سرگرمی خود باشد و اگر مسافر مورد نظر نویسنده و اهل ادبیات و قلم باشد، بالطبع آن وسیله سرگرمی چیزی جز خواندن و نوشتن نخواهد بود. این سفر امکانی پدید آورد برای اینکه مان با آرامش خاطر رمان دن کیشوت را بخواند و همزمان درباره این کتاب معروف و جهانی، به ویژه وجه طنزش، یادداشت هایی را قلمی کند. آن یادداشت ها همان مطالبی هستند که شما امروز در کتاب «سفر دریایی با دن کیشوت» می خوانید. کتاب حاوی نکته سنجی های موشکافانه ای است که ابعاد تازه ای از این اثر معروف را به خواننده نشان می دهد. طبیعی است که در نوشتن یادداشت درباره یک کتاب، علاوه بر خود کتاب، نوع نگاه و تجربه های زیست شده نویسنده یادداشت و حتی وضعیت روحی و روانی او در زمان نوشتن یادداشت هم تاثیرگذار است و یاداشت های توماس مان درباره دن کیشوت هم از این قاعده خارج نیست. مان در زمان سفر به امریکا، خود را آواره از وطن رانده ای می دید که نظام دیکتاتوری هیتلر او را از سرزمینش دور کرده و به جلای وطن واداشته است. سفر مان به امریکا یک سال پس از به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان بود و مان از وطن دورمانده درد آوارگی و بیم از وقوع جنگ را با خود به امریکا حمل می کرد. این تجربه، جنبه ویژه ای به یادداشت های توماس مان درباره دن کیشوت در سفر دریایی اش داده است. گفتنی است تفسیر جذاب و خواندنی هاینریش هاینه، شاعر آلمانی قرن نوزدهم از دن کیشوت هم پیوست کتاب «سفر دریایی با دن کیشوت» است که با یک چهره نگاری از شاه فیلیپ دوم، خودکامه اسپانیایی هم روزگار سروانتس همراه شده است.