آرشیو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۸
دیپلماسی
۱۵
نگاه

جنبش عدم تعهد

سیدمحمدهادی موسوی

هجدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در کشور جمهوری آذربایجان برگزار شد. رئیس جمهور ایران نیز در صدر یک هیئت سیاسی در این اجلاس حضور دارد. اجلاس سران عدم تعهد، هر سه سال یک بار برگزار و یکی از بزرگ ترین گردهمای دیپلماتیک بعد از اجلاس سران ملل متحد تلقی می شود و از این رو فرصتی مناسب جهت تبادل نظر و گسترش روابط دو یا چندجانبه بین کشورهای عضو این جنبش است. بیش از 70 درصد کشورهای دنیا، مشتمل بر حدود 50 درصد مردم کره زمین، عضو این جنبش هستند؛ بنابراین این جنبش می تواند تاثیرگذاری بسیاری در منازعات بین المللی داشته باشد، بااین حال تاکنون چنین نبوده که علت آن را باید در ماهیت تاسیس و شرایط فعلی نظم بین المللی جست وجو کرد.

این جنبش در حقیقت شکل حقوقی «کشورهای جهان سوم» است. در طول جنگ سرد و تقسیم بندی کشورها به دو بلوک شرق و غرب، کشورهای مستقل و نیمه مستقل تصمیم به اعلام موجودیت گرفتند. ایده اصلی این شبه سازمان بین المللی ایجاد «هویت» در فضای پساجنگ جهانی دوم است. پس از جنگ جهانی دوم، جهان دوپاره و عمق نفوذ منافع دو ابرقدرت وقت، در کشورهای مختلف پراکنده شده بود. کشورهایی که در هیچ کدام از این دو دسته بندی قرار نمی گرفتند، در راستای ایجاد یک موج سوم، ایده تشکیل جنبش را ارائه دادند. از همین رو کشورهای پیشرو در تاسیس این جنبش، کشورهای عمدتا استقلال یافته و جویای نقش و هویت بین المللی بودند. شاید ماهیت این جنبش، عدم تعهد به هیچ کدام از دو ابرقدرت آمریکا و شوروی سابق باشد اما با بررسی فهرست کشورهای حاضر در این جنبش در سال های جنگ سرد، به وضوح می توان دریافت که این جنبش بیش از آنکه جنبش عدم تعهد به دو بلوک شرق و غرب باشد، در سال های ابتدای تاسیس خود، آلترناتیوی در برابر نظام سرمایه داری و بلوک غرب بود؛ اما اکنون همین هویت نیز دستخوش تغییر شده است.

در سال های پس از فروپاشی شوروی، این جنبش در معرض دو تهدید عمده قرار گرفته و از این رو هم هویت و هم کارایی آن زیر سوال رفته است؛ «عدم تعهد» و «تضاد منافع بین اعضا».

همان طور که اشاره شد ایده اصلی این جنبش، عدم تعهد به بلوک شرق و غرب بود، درحالی که با بررسی فهرست کشورهای عضو این جنبش به وضوح می توان دریافت که در دهه های اخیر عمده این کشورها، مانند عربستان، عمان، کویت، امارات، قطر و سنگاپور وابستگی کامل به آمریکا داشته و عملا به مستعمرات سیاسی و اقتصادی این کشور تبدیل شده اند. کشورهای موسس این جنبش نیز وضعیت متفاوتی ندارند؛ ایالات متحده آمریکا یکی از شرکای اصلی سیاسی و تجاری کشورهای هند، مصر و اندونزی است.

در حقیقت باید گفت پس از فروپاشی شوروی و تغییر لنگرگاه نظم بین المللی و نظام اقتصادی حاکم بر جهان، هیچ کشوری نمی تواند خود را غیر متعهد به آمریکا بداند. نفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا در بازارهای بین المللی و علی الخصوص تسلط دلار بر بازار مالی جهان، به کشورها اجازه عدم تعهد به آمریکا را نمی دهد.

از آن طرف کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا، کوبا، کره شمالی و بلاروس که جزء کشورهای تاثیرگذار در این جنبش هستند، اگرچه همچنان در برابر نفوذ آمریکا مقاومت می کنند اما همکاری های سیاسی و اقتصادی آنها با روسیه، روز به روز عمیق تر می شود. همین وابستگی های اعضا است که روح هویت ساز این نهاد را به شدت مخدوش کرده است.

از طرف دیگر، «عدم دخالت در امور داخلی»، «عدم تجاوز» و «همزیستی مسالمت آمیز» جزء اصول عضویت و آرمان های کشورهای عضو این جنبش است. کشورها با عضویت در این سازمان علاوه بر تعهد به عدم وابستگی به کشورهای ابرقدرت، به این اصول نیز متعهد می شوند؛ اصولی که حداقل در چندسال اخیر بارها و بارها نقض شده است. جنگ ایران و عراق، جنگ هند و پاکستان، حمله عربستان به یمن، دخالت نظامی عربستان در بحرین، تحریم قطر توسط کشورهای همسایه و... مواردی هستند که اصول اولیه این نهاد را زیر پا گذاشته اند.شاید همین موارد است که به جنبش عدم تعهد اجازه نداده نقش آفرینی مناسبی در تحولات بین المللی ایفا کند و کشورها از عضویت و حتی ریاست جنبش عدم تعهد، منفعتی کسب نکنند. در چند سال اخیر هردو کشور ایران و ونزوئلا که ریاست دوره ای این سازمان را بر عهده داشتند، مورد شدیدترین تحریم ها و تهدیدهای آمریکا واقع شدند؛ اما نه خود جنبش و نه اعضای آن نتوانستند قدمی هرچند کوچک در حل مشکل رئیس دوره ای جنبش متبوع خود بردارند.حال با توجه به این موارد باید پرسید این جنبش دقیقا به کسی یا به چیزی تعهد یا عدم تعهد دارد؟