آرشیو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۸
روزنامه فردا
۱۶
دغدغه های یک آموزگار

آموزش، زنان و آگاهی

محمدرضا نیک نژاد

جهان در یکی، دو دهه گذشته شاهد تغییر رویکرد فراوان و مثبتی نسبت به زنان بوده است؛ تغییر رویکرد که حتی در محافظه کارترین کشورهای جهان نیز کم وبیش دیده می شود. شاید به نظر برسد این تغییرات برآمده از روی کارآمدن حاکمان نوگراتر است اما بی گمان روند رو به رشد تلاش های زنان در سراسر جهان در راستای به دست آوردن حقوق برابر و انسانی تر ریشه این تغییر نگاه و البته تغییر رفتارها، سیاست ها، برنامه ریزی ها و... زنان، مردان و حتی حاکمان بوده است. 

پا به پای زنان در سراسر جهان، زنان ایران نیز گام های بلندی در راستای به دست آوردن حقوق بیشتر برداشته و به دستاوردهای ارزشمندی نیز دست یافته اند. به رسمیت شناخته شدن نقش زنان در بیشتر خانواده ها، دسترسی زنان به مدیریت های اجرائی- هر چند بیشتر در سطوح پایین، افزایش دسترسی بیشتر به آموزش و راهیابی شگفت آورشان به دانشگاه ها، آشنایی بسیاری از زنان با حقوق انسانی و جنسیتی خویش، عضویت رو به افزایش آنان در سازمان های مردم نهاد (ان جی ا های) گوناگون به ویژه خیریه ها، سازمان های محیط زیستی، حمایت از حقوق کودکان و البته حمایت از زنان و کودکان آسیب پذیر و... پیامد بخشی از این تلاش هاست. 

با کمی واکاوی در ریشه ها و زمینه های چنین پدیده ای نقش آگاهی بی همتاست. بر کسی پوشیده نیست که موقعیت و جایگاه کنونی و تازه زنان، آشنایی با حقوق انسانی و جنسیتی از رهگذر آگاهی و دانایی برآمده از آموزش است. در دهه های گذشته زمینه های گوناگون برای ورود زنان و دختران به چرخه آموزش فراهم تر شده و به شکل شگفت آوری شمار زنان تحصیل کرده افزایش یافته است. بنا بر گفته های معاون امور زنان ریاست جمهوری در سال 2017، تعداد دختران واردشده به دوره متوسطه از  سال 1977 تا 2013 از 35.4 درصد به 48.3 درصد رسیده است که 13 درصد افزایش را نشان می دهد. در این حال تاکید می شود نرخ دسترسی دختران به آموزش ابتدایی در 15 سال گذشته به 99.4 درصد افزایش یافته است. بنا بر آخرین آمار وزارت علوم ایران، از سه میلیون و 794 هزار دانشجوی کشور، نزدیک به یک میلیون و 723 هزار زن هستند که 45 درصد کل دانشجویان دانشگاه های دولتی، خصوصی و نیمه خصوصی را تشکیل می دهند؛ این درصد در دانشگاه های دولتی 56  است.

در این میان رشد کلی آموزش در کشور و تاثیر آن بر آگاهی های شهروندان به ویژه مردان، زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانواده ها را برای تحصیل دختران فراهم تر کرده و آنان را در موقعیت های بهتری از نظر آموزشی، اجتماعی و اقتصادی قرار داده است. در جهان کنونی گوهر دانش و بینش به گونه ای تصاعدی گستره های اجتماعی- فرهنگی جامعه های انسانی را درمی نوردد و با گام هایی آرام اما محکم با ابزار توانایی به نام آموزش سنگرهای به جامانده از قرن ها را یکی پس از دیگری از آن خود می کند و با یادگیری راه های تازه را یافته و به دیگر زنان و مردان نیز می آموزند.

در این راست ا «هلن فیشر» در کتاب «جنس اول» می نویسد: «تحصیلات پرکردن یک سطل نیست، بلکه به مثابه برافروختن آتش است». مدت هاست برای زنان این آتش افروخته شده است. آنها در حال کسب دانش- این عنصر حیاتی عصر اطلاعات - هستند... زنان به تدریس آنچه می آموزند،  اشتیاقی وافر دارند... با تعلیم و تربیت یک مرد تنها یک انسان را تعلیم داده ای؛ اما با تعلیم و تربیت یک زن، خانواده ای را تحت آموزش قرار داده ای. زنان به تعلیم و تربیت سخت علاقه مندند...».