آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۵
صفحه اول
۱
جهان

مرگ مغزی ناتو

سعید عابدپور

سخنان ماکرون، رییس جمهور فرانسه در مصاحبه با هفته نامه اکونومیست مبنی بر مرگ مغزی ناتو در رسانه های جهان انعکاس وسیعی در دو روز اخیر داشت. او گفت: اتحادیه ناتو در شرایطی شبیه «مرگ مغزی» است و اروپا دیگر نمی تواند به حمایت نظامی امریکا اعتماد کند. ماکرون تاکید کرد: کشورهای اروپایی باید در فکر ایجاد یک نیروی مستقل ژئوپولیتیکی باشند. ولی این سخنان بلافاصله از سوی خانم مرکل صدراعظم آلمان و استولتنبرگ دبیر کل ناتو در کنفرانس مطبوعاتی مشترک تند و مخالف واقعیت ارزیابی شد. مرکل بر خشنی سخنان ماکرون و درست نبودن نظر او تاکید کرد و استولتنبرگ گفت: اتحادیه ناتو از هر زمان دیگری قوی تر است و متحدین اروپایی سرمایه گذاری در ناتو و امریکا حضور خود را در اروپا افزایش می دهند. با وجود این واکنش سریع و تند به نظر می رسد بحث درباره علت وجودی ناتو بیش از هر زمان دیگری زیر سوال می رود. مقام های اتحادیه اروپا و حتی خود خانم مرکل در گذشته بر ضرورت ایجاد نیروی نظامی اروپایی سخن گفته اند و سخنان ماکرون چیز تازه ای نیست. ناتو در دوران بعد از جنگ سرد در اروپا به سیاست سنتی خود علیه روسیه ادامه می دهد. شاید اگر تمهیدات ناتو برای استقرار موشک های استراتژیک در اوکراین و تلاش برای رخنه در قفقاز نبود، هیچ یک از اتفاقات مربوط به گرجستان و اوکراین و تلاش روسیه برای تقویت مرزهای خود اتفاق نمی افتاد. از این رو است که سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، ماریا زهاروا از سخنان ماکرون استقبال کرد و آن را «کلمات طلایی» درستی خواند و تاکید بر توجه به ماهیت مساله را عنوان کرد.

احتمالا سخنان ماکرون نوعی عوام فریبی است و او به دنبال کسب محبوبیت است، چون می داند هیچ قدرت دیگری در اتحادیه اروپا از او حمایت نمی کند. اگر به رخدادهای اخیر نگاهی کنیم، سخنان ماکرون را تا حدی می توان واکنشی به تصمیمات یک طرفه امریکا دانست. امریکا و نیروهای ناتو در تصمیم خود برای عقب نشینی از مناطق شمالی سوریه، متحدین اروپایی را در جریان قرار ندادند. فرانسه از قدرت های اروپایی حامی حکومت به اصطلاح خودمختار کردستان سوریه است و احتمالا امریکا با علم به مخالفت فرانسه با عقب نشینی، این کشور را در جریان تصمیم خود قرار نداد. به خاطر همین تصمیم نیروهای فرانسوی حاضر در منطقه بین نیروهای ترکیه از شمال و نیروهای ارتش سوریه از سوی دیگر ماندند. در چنین شرایطی نیروهای فرانسوی خواستار حمایت نیروهای روسی شدند.

پیچیدگی داستان شمال سوریه به خاطر موضع تند ناتو علیه تجاوز ترکیه به خاک سوریه و موضع متفاوت ترامپ و «چراغ سبز» آن کشور به اردوغان بود. ناتو یعنی امریکا با نود درصد توان نظامی این اتحادیه و کشورهای اروپایی در اصل حامی نقش کوچکی هستند. برخورد دوگانه امریکا و بازی خوردن نیروهای فرانسوی صدای ماکرون را درآورده است. فرانسه البته از حامیان حکومت کردهای کردستان بود و ترامپ نیز خلاف دیدگاه فرانسه عمل کرد. مخالفت مرکل با سخنان ماکرون نیز برخاسته از واقعیت رابطه این دو کشور با ناتو است. آلمان دارای بیشترین تعداد پایگاه های امریکا و ناتو در اروپاست. آلمان به دلیل شکست نظامی در جنگ جهانی دوم، هنوز در بخش های نظامی استقلالی از خود ندارد. هر چند آلمانی ها به این موضوع اشاره ای ندارند ولی واقعیت حضور سنگین امریکا و نظارت اطلاعاتی و نظامی بر این کشور قوی است. فرانسه موضع متفاوتی نسبت به ناتو دارد. این کشور سال ها به صورت ناظر در ناتو شرکت داشت و تنها در دوره ریاست جمهوری ژاک شیراک عضو ناتو شد. در صداقت فرانسه در مخالفت با ناتو از جنبه سیاسی و نظامی باید تردیدی داشت. فرانسه و انگلستان از قدرت های استعماری هستند که در رقابت های بین المللی به امریکا باخته اند. این کشور دارای خشن ترین سیاست ها در گذشته نسبت به خاورمیانه و شمال آفریقا بوده و در صحنه اروپایی یکی از کشورهای مهم حامی صربستان و صرب های افراطی در نسل کشی مسلمان ها بود. تنها با ورود شیراک به قدرت موضع این کشور برای یافتن راه حل مسالمت آمیزی برای حل مساله بوسنی تغییر کرد. سخنان ماکرون شاید زمانی متحقق شود که آلمان از چتر نظارت امریکا خارج و همراه با فرانسه اقدام به تشکیل ارتش اروپایی بکند. ولی سخنان فعلی ماکرون را باید نوعی عوام فریبی با ژست مخالفت با ناتو دانست.