آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۷۴۶
باشگاه اقتصاددانان
۲۳

انقلاب چهارم صنعتی

دکتر نصرالله جهانگرد

اولین نکته ای که وجود دارد این است که ما در چه محیطی قرار داریم؟ در فضایی جدید هستیم؛ اما این فضا چه نوع فضایی است. در تمام دنیا در برنامه های توسعه‎ای 3 بعد مورد توجه قرار می گیرد: امنیت، اقتصاد و فرهنگ. تقریبا در دو دهه اخیر این مولفه های سرمایه انسانی، فناوری و مسائل زیست محیطی به محورهای برنامه ریزی جهانی اضافه شده و از تعامل اینها برنامه ها تدوین می شود. امروزه در سطح جهانی هیچ بخشی بدون توجه به اتفاقاتی که ناشی از تحولات تکنولوژی است، وجود ندارد.

بعد از ورود تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و توسعه تکنولوژی در همه بخش ها، ارقام تغییر مثبت و معناداری کرده است؛ به طور مثال تمام بخش های اقتصادی کشورهای حاضر در گروه OECD که معمولا بالای 30 هزار دلار درآمد سرانه دارند، همگی مبتنی بر تحولات تکنولوژی است. اهمیت حضور تکنولوژی است که با ایجاد نوآوری، فروش و سود بیشتر را برای بنگاه ها به دنبال داشته است. امروز ما در یک محیط اتمسفری زندگی می کنیم که اشیا، انسان، سازمان و فرآیند همه مکانیزه هستند، بنابراین در یک سپهر کامل ارتباطات و اطلاعات زندگی و رفتار می کنیم. از اینجاست که موضوع شهر هوشمند، دولت هوشمند یا دولت الکترونیک، شهروند الکترونیک یا شهروند هوشمند معنا و مفهوم اجرایی پیدا می کند؛ یعنی اگر ما از این موضوع غفلت کنیم همانند از دست رفتن منابع در حوزه های دیگری است که خام فروشی می کنیم. اگر گزارش های مربوط به وضعیت رشد اقتصادی کشورها در اروپا را مورد بررسی قرار دهید، اقتصاد ضعیف اروپا  مربوط به  یونان، پرتغال و اسپانیا است، جالب اینجاست که غفلت این دولت ها در دهه های گذشته در سرمایه گذاری در زیرساختشان منجر به ضعف آنها در رقابت اقتصاد جهانی شده است. ما در کشورمان در 5 برنامه بعد از انقلاب بیشترین سهم رشد را در بخش ارتباطات داشته ایم؛ به طوری که در این مدت این بخش حدود 3 برابر رشد داشته است. این مساله گویای آن است که کشش اقتصادی در این حوزه بی نهایت است. حتی در برنامه ششم توسعه هم سهم قابل توجهی برای بخش ارتباطات قائل شده اند.

انسان معاصر اما در آستانه یک دگرگونی بزرگ و در آغاز یک انقلاب صنعتی جدید با عنوان انقلاب صنعتی چهارم در سطح جهانی قرار دارد؛ البته این اتفاق به سرعت در کشورهای توسعه یافته مدیریت می شود. ما هم زمانی که از این رویداد غفلت می کنیم، زیان هایش بیشتر به ما می رسد. تحولات تکنولوژیک روی کاهش قیمت کالا، قیمت سرویس و قیمت مولفه های دیگر بسیار کمک کرده است. امروز با قدرت پردازشی که در PCI به وجود آمده است، زمان و هزینه کاهش یافته و در بسیاری از عرصه ها حل مساله راحت تر شده است. امروز برآورد می شود که در 10 سال آینده بشر به راه حل درمان کل بیماری هایی که تا به حال کشف شده است، برسد؛ آن هم به خاطر توان پردازشگری است که به وجود آمده است.اما ما باید چه کنیم؟ باید در ابتدا یک طرح دقیق  نظام حقوقی و اجتماعی مناسب و منابع و الگوهای درستی برای انجام کار باید داشته باشیم. ما در بخش دولت الکترونیک، این اتفاق را ساماندهی کرده ایم. ما با برخی عملیات از جمله اتوماسیون اداری توانستیم شبکه سازی کسب وکار را روی پلت فرم الکترونیکی در اختیار مردم قرار دهیم. امروز به جرات می توانم بگویم که 90 درصد دستگاه های کشور در مرحله نسبتا کاملی برای ارائه خدمت قرار دارند. اما مانع اصلی کار کجاست؟ ما از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری به تکنولوژی مناسبی رسیده ایم؛ اما در بخش سرعت تحول اجتماعی و مهارت انسانی متوقف یا کند شده ایم، این به این معناست که تکنولوژی و تمدن مبتنی بر سخت افزار نیست.

حوزه انسانی و سرمایه انسانی و اجتماعی ما در نحوه استفاده از این تکنولوژی هم در سطح دولت و هم در سطح ملی برای ما مساله شده است. اما دولت در اصل چه دولتی است؟ دولت آیا توانمندساز یا کارآفرین یا پلت فرم ساز است؟ (در اینجا البته منظورمان از دولت همه قوا و همه جریان ها است که شهروند همه را یکپارچه می بیند). مساله ما این است که شهروند الکترونیک و هوشمند می خواهیم و مدیرانی که به این عرصه رسیده باشند. در این رابطه تحولی که دولت الکترونیک دنبال کرده است، از حضور در شبکه، شروع، بعد از آن به نمونه سازی و بعد به اصلاح و تغییر شکل حاکمیت دولت الکترونیک منتهی می شود. در این مراحل تقریبا تا سطح سوم پیش رفته ایم؛ اما در سطح چهار و پنج که متکی به دولت است به دلیل مقاومت سیستم های سنتی در برابر سیستم های جدید به کندی پیش رفته ایم. داده باز، اختیارات انحصاری را از بین می برد؛ اما به دلیل همین انحصارات و مقاومت سیستم سنتی سرویس ها پیشرفت قابل توجهی نداشتند. البته دولت در پلت فرم اصلی خود با دسته بندی و خوشه بندی داده مسیر کار خود را انجام داده و هدف از آن در واقع تسهیل و تسریع در ارائه خدمات است. ما در سطح ملی سه عنصر را کنار هم می چینیم که یکی از آنها عنصر هویت آدرس مکان و دیگری هم هویت پول و آخری هم هویت انسان است. از تعامل اینها هر نوع معماری در اتوماسیون و الکترونیک کردن به دست می آید. این سه عنصر در کشور ما تقریبا پایه گذاری و تکمیل شده اند. حرف ما این است که افزایش مهارت های یادگیری دیجیتال در صحنه دیجیتال شامل چه بخش هایی است؟ چه کسانی باید ببینند؟ و مردم در این عرصه و بستر چه بخش هایی را باید بیشتر ببینند؟ از سمت تقاضا (مردم) آمادگی وجود دارد، منتها سرویس هایی را که به مردم معرفی می کنیم به خاطر تعلل در بخش های دولتی، کمتر توانسته اند ارائه شوند. در این میان حوزه اجتماعی در معنای هدایت مساله که به سمت آموزش های بیشتر هدایت می شود برای ما مساله روز است. در کشور ما بحث دولت الکترونیک مسبوق به سابقه است؛ ولی ساخت یافتگی در حوزه اقتصادی، فرهنگ اجتماعی و زیست محیطی به صورت سیستماتیک کامل نشده است. مهم ترین پیشران در این حوزه هم فرهنگ اجتماعی است. در موضوع دستگاه ها به تبع دولت الکترونیک اتفاق کامل شده یا در حال تکمیل است؛ اما در حوزه فرهنگی اجتماعی ما عقب هستیم و همین طور که امروز مطرح شد، انواع نیازهای آموزشی را ما پیش رو داریم.