آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۵
صفحه آخر
۱۶
کرگدن نامه

گذشته نگذشته

سیدعلی میرفتاح

اخیرا کتاب خوب و خواندنی «در کشاکش دین و دولت» را از استادنا و مولانا موحد، ادام الله ظله علی رئوسنا و رئوس المسلمین، خواندم. ظاهرا نوشته های این کتاب تازه نیست اما تازه به زیور طبع آراسته شده و همین هشت، ده روز پیش شاید هم کمی زودتر روانه بازار شده. از دوستانم در صفحه اندیشه «اعتماد» خواسته ام تا مفصل به آن بپردازند و اگر دست داد سوالاتی را از استاد بپرسند. احتمالا من هم کمی به تفصیل درباره اهمیت تاریخ اسلام بنویسم و ارزش چنین کتابی را یادآور شوم. اما اینجا از فرصت استفاده می کنم و از خوانندگان خوب این ستون می خواهم که کتاب را بخرند و بخوانند. نخریدند هم قرض بگیرند و بخوانند. این کتاب ظاهرا درباره تاریخ سپری شده است. هزار و چهارصد سال پیش و کمی بعدتر اتفاقاتی افتاده و تغییراتی در جغرافیای سیاسی و فرهنگی عالم رخ داده که به تاریخ پیوسته، اما حقیقت این است که تاریخ اسلام سپری نشده، بلکه در زندگی و ذهن و ضمیر ما بلکه در فکر و اندیشه ما حضور دارد. آن قدری که برای ما مهم است برای عرب ها نیست و خود این مطلب هم جای تامل دارد. من از این بیماری مراجعه عوامانه به تاریخ خودم و شما را انذار می دهم. خیلی ها هستند که گمان می برند که برای حل و فصل دعواهای امروز باید به گذشته بروند و مشکل را در سرچشمه خیالی خود حل و فصل کنند. این بیماری با ظهور و گسترش ماهواره و اینترنت شیوع حیرت انگیزی پیدا کرده و بسیاری از فعالان سیاسی را واداشته تا به گذشته های دور بروند و سوالات سیاسی شان را در قادسیه یا در صدر اسلام جواب بگیرند. احتمالا در شبکه های ماهواره ای دیده اید بعضی از مجری کارشناس های ضدانقلاب را که متکلم وحده تاریخ طبری یا مغازی یا الفتوح ابن اعثم کوفی را بازمی خوانند و مشکلات امروز ایران را به چهارده قرن قبل برمی گردانند. در سال های اخیر در خانه هایی و نزد اشخاصی تاریخ طبری دیده ام که نزدیک بوده شاخ دربیاورم، زیرا کنار کشکول طبرسی و خواص گیاهان دارویی و آشپزی رزا منتظمی قطار طبری توی ذوق هر مهمانی زده. طرف به صرف اینکه ضدانقلاب شده و از وضع موجود به هر دلیلی حرصش درآمده، تحت تاثیر و به توصیه عمرو و زید ماهواره ای طبری خریده که به خیال خود بفهمد «آخوندهای جمهوری اسلامی» چه در سر دارند. این مشکل در میان ما جدی است که راه و بیراه سر در متون تاریخی می کنیم و دعواهای امروز را به قدیم می بریم. این مشکل فقط مختص ضدانقلاب نیست گاهی بعضی از حزب اللهی ها هم عین آب خوردن، طعنه تاریخی می زنند و هر که را جز خود طلحه و زبیر و ابوموسی و... می نامند. تاریخ برای انگ زدن نیست، برای عبرت اگر باشد راه دارد و نمی شود یک سر ملاحظات زمانی و مکانی را نادیده گرفت. حالا که صحبتش پیش آمد خوب است اشاره به فیلم کوتاهی بکنم که اخیرا در شبکه مجازی دست به دست می شود. در یک گفت وگو یکی از فرماندهان نظامی بازنشسته آرزو می کند که ای کاش در زمان حمله قادسیه زنده بود و در سپاه ایران با عرب ها می جنگید. این حرف ها اگر از سر احساس و حمیت ملی باشد، چندان جای چون و چرا ندارد. خیلی هم خوب که ایرانی با هر متجاوزی بجنگد، اما اگر کسی قدری جدی تاریخ قادسیه را مطالعه کرده باشد، می داند که اگر هزار فرمانده نظامی کارکشته کنار دست رستم فرخزاد می بودند فرقی در نتیجه کار حاصل نمی آمد. از اتفاق خوبی کتاب استاد موحد هم همین است که در دومین مقاله خواننده را به تامل وامی دارد و به قدر مقدور مسائل آن روزگار را، چه مسائلی که ایرانیان و دربار ساسانی با آن دست به گریبان بودند و چه مسائلی که عرب های مسلمان به آن مشغول بودند، وامی کاود و روایت های طبری و فردوسی و دیگران را تحلیل می کند. این کتاب البته گفتم که قبل تر از اینها به رشته تحریر درآمده و امروز در زمینه تاریخ صدر اسلام به خصوص تاریخ اسلام در ایران منابعی به دست آمده که بسیاری از گفته های قدیمی را از محوریت انداخته. تا همین چند وقت پیش مردم طوری از دو قرن سکوت نقل قول می آوردند که مو لای درزش نمی رفت، اما یافته های جدید تاریخی، به خصوص بعد از جنگ عراق و افغانستان، پرده های نویی در برابر مورخان گشوده است. اولا پیشنهاد می دهم سخنرانی تاریخ پژوه ارجمند تورج دریایی را در فضای مجازی پیدا کنید و بشنوید، علاوه بر آن کتاب دکتر آذرتاش آذرنوش را هم یعنی چالش های میان فارسی و عربی را بخوانید تا دست تان بیاید که اولا سکوتی نبوده، ثانیا در آن دو قرن اولیه کلی کار شده و پدران ما زحمت کشیده اند و فرهنگ و زبان فارسی و هویت ایرانی را تداوم بخشیده اند... این بحث مفصل است و بعدا، بیشتر خواهم گفت. برای اینکه حرفم سوءتفاهم درست نکند باید بگویم که زنده بودن گذشته یک بحث است، مصداق پیدا کردن برای حوادث تاریخی در امروز یک بحث دیگر. تاریخ اسلام زنده است و به اعتباری گذشته، نگذشته. گذشته در زندگی ما حاضر است و ما نمی توانیم به آن بی اعتنا باشیم. استاد موحد به مدد این کتاب تازه کمک می کند تا این گذشته را بفهمیم و به شکلی معقول با آن کنار بیاییم. کتاب استاد به مخاطبانش می آموزد که بایستند و با دقت و حوصله و بدون پیش فرض های سیاسی تاریخ اسلام را بفهمند.