آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۹
زندگی
۱۳

شناخت به جای شرط

مهری موسوی

 به عنوان یک زوج‏درمانگر، همیشه به مراجعینم می‎گویم شما قرار است 50 سال از زندگی خود را با هم زندگی کنید. یعنی 18 هزار و 250روز از عمرتان را در مسیر زندگی با هم قدم می‎زنید.

در این جاده ممکن است اتفاقاتی بیفتد و شاید وجود شروط ضمن عقد، باعث برخوردها و فراز و فرودهایی در مسیر زندگی شود و این می‏تواند ادامه مسیر زندگی را برای آنها سخت کند.

 با وجود تذکرها و هشدارهایی که همیشه در طول زندگی از طرف هرکدام از زوج‏ها به به عنوان شرط داده می‎شود، لذت زندگی مشترک از بین می‎رود. این باعث می‎شود که هرکدام از زوجین حس خوشی برای در کنار هم بودن نداشته باشند.

برخی زوجین ممکن است حق طلاق، حق مسکن و حق فرزند را جزو شروط عقد خود عنوان کنند و زوج هم با وجود این که اعتقاد قلبی نداشته باشد، اما برای وصال قبول به این شروط کند.

هدف از زندگی مشترک، در کنار هم بودن و زندگی کردن است و با تعهد اخلاقی و قانونی گرفتن برای این شروط، یک بار سنگینی روی زندگی می‏افتد.

شاهد زوجینی بوده‎ام که قبل از ازدواج، شروط عقدی تعیین نکرده اند، اما با هم زندگی می‎کنند و چون در طول زندگی، حس همدلی بین آنها ایجاد شده است، ناخودآگاه، تعهدات اخلاقی و قلبی بین آنها شکل گرفته است.

 زوجین بعد از شروع زندگی، تصورشان از زندگی تغییر می‎کند و در بسیاری از موارد، حتی شروط قبل از ازدواج دیگر برایشان معنا ندارد. تصورات یک زندگی مشترک، در قبل از ازدواج و بعد از ازدواج متفاوت است.

بعد از ازدواج، روند رشد فیزیکی، روحی، روانی و حتی شخصیتی زوجین تغییر می‎کند و این طبیعی است بعد از ازدواج مسائل دیگری برایشان ارزش پیدا کند.

 با تعهدات قلبی و اخلاقی که بعد از ازدواج به وجود می‎آید، می‎توان زندگی لذت‏بخشی را ساخت، حتی اگر قبل از ازدواج هم شرطی وجود نداشته باشد.

بهتر این است که جوانان قبل از ازدواج شناخت کاملی از یکدیگر به دست بیاورند و از نظر مشاوران یا دست کم بزرگان خانواده استفاده کنند، چراکه ازدواج هایی که با شناخت کامل شکل می گیرد آینده بهتری دارد؛ به همین خاطر می توان به جوانان توصیه کرد به جای درنظر گرفتن شرط، شناخت بهتری از یکدیگر به دست بیاورند، زیرا زندگی با شرط شیرین نمی شود.