آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۵۵۱۹
زندگی: سلامت
۱۴
بدون مرگ مغزی

اثر دارونما!

دکتر علیرضا طبیب خویی

برای ما پزشکان زیاد پیش می آید که درمانی را به بیمار خود توصیه می کنیم و از او می شنویم که یکی از آشنایان درمان ساده تری را انجام داده و به نتیجه بسیار خوبی هم رسیده و به این دلیل او در انجام این درمان مردد می شود.  به خصوص اگر درمان پیشنهادی ما عمل جراحی باشد که طبیعتا با خطرات و احتمال وقوع عوارض همراه است این تردید بیشتر هم خواهد شد.  هرگز نمی توان گفت درمان پیشنهادی ما به موفقیت خواهد انجامید و توصیه ما پزشکان بر اساس علم تجربی طبابت است که در درصدی از موارد هم با شکست مواجه می شود.

پس پاسخ این سوال چیست که چرا مصرف فلان داروی گیاهی یا شیمیایی یا فلان درمان سنتی یا مدرن در مورد فردی دیگر بسیار موثر بوده و سبب بهبود او بدون هیچ عارضه ای شده است؟ و البته این که حالت های دیگری هم وجود دارند: گاهی بعضی بیماری ها بدون هیچ درمانی خودبه خود بهبود می یابند.  مثلا پیش می آید که بیمار مبتلا به بیرون زدگی دیسک کمر فقط با استراحت و چند داروی ساده گیاهی یا شیمیایی درمان می شود و بدون درد یا هیچ مشکل دیگری به زندگی خود بازمی گردد، اما آیا مواردی نبوده اند که با هیچ درمان دارویی و فیزیوتراپی بهبود نیافته و ناچار به رفتن زیر تیغ جراحی شده اند یا حتی حاضر به عمل جراحی باز یا بسته هم نشده و در نهایت دچار عارضه فلج یکی از پاها گشته اند؟ در واقع بیماری که بدون درمان یا با درمان های ساده تر از آنچه انتظار داشته بهبود می یابد تجربه ای صرفا منحصر به خود را در اختیار دیگران قرار می دهد و این تجربه با علم تجربی پزشکی بسیار متفاوت است. در علم نوین پزشکی استناد به تجربه فردی هیچ ارزشی ندارد، زیرا عوامل مداخله گر فراوانی برشمرده نمی شوند؛ مثلا بدن انسان ها و سیستم دفاعی آنها با هم متفاوت است، همچنین گاهی شانس، تلقین فردی یا قوای روحی بیمار به درمان او کمک می کنند.

در علم پزشکی برای اثبات اثربخشی یک درمان معمولا پروژه ای تحقیقاتی اجرا می شود که در آن دو گروه از بیماران مشابه تحت دو درمان مختلف قرار می گیرند.  گاهی یکی از این دو درمان اصلا درمان نیست و به بیمار دارویی بی اثر تجویز می شود به نام «دارونما» و خود فرد هم از این عدم درمان آگاه نیست.  البته چنین طرح های تحقیقاتی ای با ضوابط و قوانین سخت و با رضایت افراد شرکت کننده اجرا می شوند. در این صورت می توان دو گروه را به شکلی منطقی با هم مقایسه کرد، زیرا برخی بیماران صرفا با تلقین یا حس انجام درمان واقعا خوب می شوند و در واقع دارونما روی آنها اثر کرده و می توان آنها را از مطالعه خارج کرد.  اینها افرادی هستند که بدون هیچ درمانی هم احتمالا خوب می شدند و با این کار اثر واقعی درمان مشخص می گردد. علم پزشکی سال هاست که با ذره ذره جمع آوری اطلاعات از چنین مطالعاتی پیشرفت می کند و می توان با استناد به این تجارب آزمایش شده، درمان صحیح را به بیمار توصیه کرد.