آرشیو دو‌شنبه ۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۹
روزنامه فردا
۱۶
نگاه انتقادی

چراغ خاموش تعزیه

علاءالدین قاسمی

ما وقتی با کیارستمی به اروپا (ایتالیا، فرانسه، آلمان) و آمریکا رفتیم، تازه متوجه شدیم که چقدر برای آنها هنر و به ویژه هنرهای آیینی و سنتی اهمیت دارد و چقدر هزینه می کنند که از دیگر نقاط دنیا این نوع هنرهای کهن را ببینند و برای شان اهمیت داشت که هنرهای کشورهای دیگر را بشناسند و برایش هم بودجه های کلان صرف می کنند؛ اما در ایران ما هنوز مانند تکیه دولت و دوره شکوفایی تعزیه در زمان قاجار، یک مکان دائمی نداریم که در آن در طول سال تعزیه اجرا شود و الان هم فقط 10 روز در اطراف تئاتر شهر برنامه می گذارند و حداقل هزینه را به گروه های برگزار کننده اختصاص می دهند و برای بقیه ایام سال دیگر فراموش می شود و می گویند برای تعزیه پولی نداریم. 

در روزهای پایانی ماه صفر همواره دو مجلس تعزیه شهادت امام رضا (ع) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را می خواندیم؛ اما در سال جاری نه وزارت ارشاد و نه شهرداری ها برای این منظور اعلام آمادگی نکرده اند و خیلی راحت می گویند بودجه نداریم؛ اما بنا بر سنت سال های گذشته برخلاف تهران، در خوانسار این دو مجلس تعزیه باز هم برگزار می شود. در خوانسار هم حاج آقای خاتمی خوانساری تکیه بزرگی را به برگزاری تعزیه اختصاص داده و مردم آنجا معتقدند که در آنجا هر سال المپیک تعزیه برگزار می شود؛ اما این گروه ها انحصاری شده اند و از حضور بزرگان تعزیه از سراسر کشور در آنجا خبری نیست. 

در تهران نیز در این ایام باقی مانده ماه صفر در خانه ها و انجمن ها به صورت دل بخواهی، گروه هایی برای خودشان مجلس شهادت امام رضا و امام حسن مجتبی را می خوانند؛ اما حیف است که در کل تهران و در بوستان های بزرگ مردم از این تعزیه ها در کنار دیگر مراسم های سوگواری دیدن نکنند. در ضمن الان در راهپیمایی ها و سوگواری ها یک کارناوال بدون تحرک و بدون اجرا دیده می شود که در آنها چند شتر و اسب را می آورند و بعد می برند خانه های شان؛ انگار مردم اسب و شتر ندیده اند. در حالی که می توان در کنار این کارناوال ها، تعزیه و برنامه های نمایشی را اجرا کرد که مردم هم متوجه داستان و اتفاقی مرتبط با زندگی امامان و پیامبر اسلام (ص) بشوند.

ای کاش متولیان فرهنگ و هنر کشور بدانند که مردم در این مراسم ها و آیین های سوگواری در کنار همه روضه خوانی ها، نقالی ها، زنجیر زنی ها و علم و کتل گردانی ها، به تعزیه هم روی خوش نشان می دهند و از آن استقبال می کنند. چنانچه امسال در ایام ماه محرم، ما در بوستان آب و آتش تعزیه خوانی کردیم و هر شب هم بسیاری آمدند و ما در آنجا سازهای ایرانی مثل سنتور، سه تار و کرنا می نواختیم. تعزیه باید با سازهای ایرانی موسیقی اش نواخته شود.

در سال جاری مجید خسروآبادی در شهرداری تهران به دنبال انجام چنین مراسمی بود و می خواست در تعزیه اتفاقی بیفتد و به نظرم افتاد؛ اما اینکه فقط به 10 شب منحصر شود، این کم لطفی به تعزیه و تعزیه خوانان است. ما 300 نسخه تعزیه داریم که در همه سال می توانیم آنها را به مناسبت های مختلف و حتی بی مناسبت اجرا کنیم و تعزیه خوان ها این گونه در طول سال به کاری که بلد هستند، مشغول خواهند بود. الان هم بودجه چندانی برای تعزیه وجود ندارد و یک گروه 10، 15نفره امام خوان و اشقیا خوان و نوازنده چگونه است که با 10، 15 یا پنج میلیون تومانی که باید بین شان تقسیم شود، با همه تورم و گرانی ها زندگی کنند.

در حال حاضر تنها مجالی که برای اجرای این دست نسخه های تعزیه وجود دارد، در جشنواره تئاتر آیینی و سنتی است که متاسفانه آن هم هر دو سال یک بار برگزار می شود. به این ترتیب برای اجرای تعزیه های کمتر دیده شده به جز این جشنواره فرصت دیگری وجود ندارد. 

متاسفانه در این سال ها برای اختصاص مکانی ثابت برای تعزیه خوانی هم گامی برداشته نشده است. در گذشته «تکیه دولت» را داشتیم که تعزیه در آنجا اجرا می شد؛ اما پس از خراب شدن آن دیگر جایگزینی برای آن ایجاد نشده است. این در حالی است که از سال ها پیش شخصا طرح ایجاد یک جایگاه دائمی مخصوص اجرای تعزیه را به شهرداری تهران ارائه دادم؛ اما متاسفانه توجهی به آن نشد. در این طرح آمده بود که تکیه دولت به صورتی سنتی بازسازی شود تا مکانی جذاب برای توریست ها و جوانان باشد. خوشبختانه در شهرستان ها با حفظ آیین و سنت ها تعزیه اجرا می شود و تقریبا 90 درصد تعزیه ها در شهرستان ها برگزار می شود؛ اما در تهران به دلیل نداشتن یک جایگاه مشخص، تعزیه ای به صورت رسمی اجرا نمی شود.

«علاءالدین قاسمی» این روزها از معروف ترین اهالی تعزیه ایرانی است که نزدیک به شش دهه تجربه را پشت سر نهاده است. او کسی است که سرپرستی گروه تعزیه را در اثر نمایشی عباس کیارستمی برعهده داشت و کیارستمی را برای گرفتن تصاویر و جمع آوری افراد تعزیه همراهی می کرد. تعزیه عباس کیارستمی 22 شب در رم ایتالیا روی صحنه رفت. در صحنه ای که چهار طرف آن پرده هایی شبیه پرده سینما آویخته شده بود و در میانش گروه تعزیه نقش آفرینی می کردند. عاشورا خوانی کیارستمی، بخشی به نام «گزارش شمر» بود؛ یعنی ماوقع روزی که شمر به بارگاه یزید آمده. با نقش آفرینی قاسمی در نقش حر، همچنین ناصر تقوایی فیلم مستندی را درباره تعزیه ای به نام «تمرین آخر، تعزیه حر دلاور» برای یونسکو تولید کرد.