آرشیو دو‌شنبه ۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۹
روزنامه فردا
۱۶
تلنگر

«شایسته سالاری» را جدی بگیریم

دکتر سیدحسن موسوی چلک

یکی از بزرگ ترین آرزوهای من این است که در هر جایی هر کسی سر جایش خودش بنشیند. به عبارت بهتر، هر کسی جایی بنشیند و منصبی را بگیرد که شایسته اش است. شایسته سالاری به شیوه ای از  مدیریت گفته می شود که در آن دست اندرکاران بر پایه توانایی و شایستگی شان برگزیده شوند و نه بر پایه قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی. فناوری های نوین و شتاب تحول و تغییر، نیاز به نیروی انسانی متخصص را بیش ازپیش کرده است. این امر بنگاه ها و دولت را به سوی نظام و سیستمی شایسته سالار رهنمون می کند. در جوامع شایسته سالار، نگرش های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی، حزب سالاری و... مطرود است. نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب در مکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی شود.

باید توجه داشت شایسته سالاری، نه یک نوع حکومت، بلکه یک فرهنگ است. شایسته سالاری غالبا و به اشتباه یک نوع حکومت تلقی می شود، در حالی که شایسته سالاری در حقیقت یک رویکرد و یک نهاده برای انتصاب اشخاص در یک حکومت است. افراد در سیستم شایسته سالار، بر اساس معیارهای متغیری از شایستگی مورد داوری قرار می گیرند. این معیارها می توانند زمینه های گسترده ای، از هوش گرفته تا پایبندی به اخلاق، از استعداد عمومی تا دانش در زمینه ای خاص را دربر بگیرند.  گر چه من فکر می کنم  شایسته سالاری بیشتر در حرف مورد توجه بوده  و در عمل این موضوع با توجه به شواهد و قرائن متعدد در کشور ما شبیه به طنز شده است. در دین مبین اسلام هم بر این موضوع تاکید و تصریح شده است و نمونه های مختلفی در صدر اسلام وجود دارد که گویای توجه به این موضوع است: حضرت علی علیه السلام در نامه ای به قاضی منصوب خود در اهواز نوشته اند که: «ای رفاعه بدان که این حکومت امانتی است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خداوند را تا روز قیامت به همراه خواهد داشت و هر کس خیانت کاری را به کار گیرد پیامبر اکرم(ص) در دنیا و آخرت از او بیزار است».

«سعدی» یکی از شاعران نامی کشور هم درباره  شایسته سالاری چنین گفته است:

گرت مملکت باید آراسته/ مده کار معظم به نوخاسته               

به خردان مفرمای کار درشت/ که سندان نشاید شکستن به مشت

نخواهی که ضایع شود روزگار/ به ناکار دیده مفرمای کار 

در واقع می توان گفت مسئولیت ها، امانت های بسیار مهمی هستند که باید به اهلش سپرده شوند. آنان که بدون داشتن شایستگی های لازم، خود را در مقام اداره قرار می دهند یا آنهایی که افراد را بدون شایستگی های لازم برای اداره امور می گمارند، بالاترین خیانت ها را مرتکب شده و سبب هلاکت خود و دیگران می شوند و در دنیا و آخرت مورد غضب قرار خواهند گرفت. 

حال با تامل بر آنچه ما داریم،  می بینیم باید اعتراف تلخی کنیم و آن اینکه در بسیاری از منصب های مدیریتی ما شاهد حضور افرادی هستیم که تخصص شان با مسئولیت هایشان به هیچ وجه تناسب ندارد. در چنین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم  امور به خوبی مدیریت شوند. پیامدهای اجتماعی این نوع واگذاری منصب ها و مدیریت ها افزایش فساد، افزایش هزینه سازمان ها، بی اعتمادی به سازمان ها و... خواهد بود. ولی باز هم می بینیم افرادی هستند که برای حفظ میز مدیریت شان (که نه بر اساس شایستگی، بلکه فقط بر اساس ارتباط به دست آورده اند) دست به هر اقدامی می زنند در واقع می توان گفت که شایسته سالاری طنز تلخی است. البته این یادداشت زحمات و تلاش های مدیران ایرانی را نمی خواهد زیر سوال ببرد که قدردان زحمات این تعداد کم  مدیران شایسته هستم. اما... .