آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۲۵
معارف
۷

اخلاق عظیم پیامبر(ص) و مصادیق آن

منصور پورمحیطی

خدا پیامبر(ص) را به اخلاق عظیم ستوده و اخلاق را هدف بعثت و فلسفه آن و نیز عامل موفقیت آن حضرت در تبلیغ اسلام و ایجاد امت ولایتمدار و مهم ترین و اصلی ترین صفت اهل بهشت و عامل بهره مندی از آن دانسته است. بنابراین، اگر به هر چیزی در اسلام بنگریم، ابعاد اخلاقی آن، برجسته تر از هر جنبه دیگر است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های قرآن، جنبه هایی از خلق عظیم پیامبر(ص) را تبیین کند؛ زیرا از نظر قرآن، پیامبر(ص) اسوه حسنه کسانی است که به آخرت ایمان و امید دارند و می خواهند اهل بهشت باشند.

اخلاق نیک، فلسفه بعثت

از نظر آموزه های قرآن، فلسفه بعثت دستیابی بشر از طریق اسلام به خلق نیک است؛ زیرا تعلیمات الهی در قالب آموزه های وحیانی و الهامی از طریق کتاب تدوین یا تصرف تکوین، دستیابی انسان به صفات کمالی است که خدا در انسان به ودیعت نهاده است. (بقره، آیات 31 و 138؛ شمس، آیات 7 تا 10؛ روم، آیه 30؛ آل عمران، آیه 79) این صفات کمالی الهی از طریق عبودیتی که در چارچوب اسلام و شرایع و مناهج آن انجام می شود، به ظهور، کمال و تمامیت می رسد. از همین رو خدا فلسفه آفرینش هستی از جمله انسان و جن را عبودیت خود معرفی کرده است (ذاریات، آیه 56)؛ البته عبودیت انسان و جن، ارادی و اختیاری و دیگران به گونه ای دیگر است. (فصلت، آیه 11)

باید توجه داشت که هدف و فلسفه عبودیت، کسب تقوای الهی است که این جز بر اساس اسلام به دست نمی آید. (بقره، آیات 21 و 38 و 183؛ روم، آیه 30؛ آل عمران، آیات 19 و 85؛ شوری، آیه 13) بنابراین، اسلام محوری و شریعت محوری همان عبادتی است که تاثیرات مثبت بجا می گذارد و انسان را به تقوای الهی می رساند. البته هرچه ایمان و عمل صالح در چارچوب اسلام و شریعت قوی تر باشد، به همان میزان تقوای الهی رشد کرده و آثار آن در کشف و شهود و رویت حقایق هستی و ملکوت آن در سه گانه علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین نمودارتر می شود. (مائده، آیه 93؛ واقعه، آیه 95؛ تکاثر، آیات 5 و 7)

این تقوای الهی که این همه آثار در دنیا و آخرت دارد، خود چیزی جز اخلاق عملی نیست؛ زیرا عمل بر اساس شریعت و احکام پنج گانه آن (واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح)، در چارچوب مصالح و مفاسدی است که در فعل یا متعلق احکام وجود دارد. این گونه است که ارزش ها و ضد ارزش ها در قالب احکام پنج گانه برای انسان تبیین شده است تا انسان بدرستی در مسیر کمالی گام بردارد و اعمالی را انجام ندهد که آثار مفسده انگیزی را به دنبال دارد و ارزش ها را تباه می سازد.

مکارم اخلاقی، ماموریت ویژه پیامبر(ص)

از نظر قرآن، همه پیامبران برای رساندن مردمان به اخلاق نیک به ویژه اخلاق عملی با کتاب و قوانین الهی فرستاده شده اند تا مردم حق و حقوق خویش را بشناسند و آن را مطالبه کنند و سهم و قسط خویش را از زندگی و نعمت های آن بخواهند. (حدید، آیه 25)

از همین رو تعلیم و تزکیه در اسلام بسیار مهم و اساسی است. تعلیمات پیامبران، به شکل مکتوب است نه شفاهی تا بتوان به قوانین آن استدلال و استناد کرد؛ زیرا قوانین شفاهی و غیرمکتوب از چنین قابلیتی برخوردار نیست؛ تمدن ها زمانی شکل می گیرد که قوانین مکتوب و مدونی داشته باشد و مردمان بتوانند علیه یا له دیگران یا خود از آن بهره گیرند و بدان استناد و استدلال کنند. این گونه است که اسلام همواره با شرایع مدون در طول تاریخ بشریت سر و کار داشته است و پیامبران برای ایجاد عدالت و تشویق مردم به سهم خواهی به قوانین و کتاب استفاده می کردند. (حدید، آیه 25)

در حالی که تعلیم به حوزه نظری توجه دارد، تزکیه به حوزه عملی و رفتاری عنایت داشته است؛ زیرا تزکیه به معنای ایجاد بستر رشد و نمو کمالی در شخص است که نوعی تصرف در ذات شخص است؛ چنین تصرفاتی تنها از خدا و کسانی بر می آید که متاله شده و به عنوان مظاهر صفات الهی از مقام ربوبیت و مظهریت آن برخوردار هستند. (نور، آیه 21؛ بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه 2)

از نظر قرآن، پیامبر(ص) در مقام مظهریت می تواند تعلیم خاص همچون تعلیم لدنی و تزکیه باطنی داشته باشد. از این رو پیامبر(ص) با عمل صالحی چون انفاق امت، تصرفاتی را در شخص انفاق کننده می کند که موجب تطهیر و تزکیه ایشان می شود. خدا می فرماید: خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزکیهم بها وصل علیهم إن صلاتک سکن لهم والله سمیع علیم؛ از اموال آنان صدقه‏ و زکاتی بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازی و برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است و خدا شنوای داناست. (توبه، آیه 103)

پیامبر اکرم(ص) در مرتبه مکارم اخلاقی به تعلیم و تزکیه امت اقدام می کند؛ زیرا آن حضرت(ص) فراتر از عدالت بر آن است تا مردمان را در مرتبه احسان عفوگونه بلکه احسان ایثاری و اکرامی ارتقا دهد و ایشان را با مکارم اخلاقی تزکیه و تطهیر کند. از همین رو می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ براستی من جز برای امام مکارم اخلاقی برانگیخته و مبعوث نشدم.(بحار، ج 16، ص 210)

از نظر قرآن، پیامبر اکرم(ص) با خلق عظیم خویش (قلم، آیه 4) که در مرتبه مکارم اخلاقی است، تجلیگاه خدای اکرم (علق، آیات 3 تا 5) است که به تعلیم و تزکیه مردمان می پردازد و موجب جلب و جذب قلوب به خویش و اسلام می شود؛ زیرا آن حضرت این گونه است که خدا درباره اش می فرماید: قطعا برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است‏ شما در رنج بیفتید، به هدایت شما حریص و نسبت به مومنان دلسوز مهربان است. (توبه، آیه 128)

و نیز در جایی دیگر درباره خلق عظیم پیامبر(ص) می فرماید:پس به برکت رحمت الهی، با آنان نرم خو و پرمهر شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، قطعا از پیرامون تو پراکنده می ‏شدند، پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست می دارد. (آل عمران، آیه 159)

مصادیقی از مکارم اخلاقی پیامبر(ص)

بی گمان بیان همه آنچه موجب می شود تا پیامبر(ص) به خلق عظیم ستوده شود، در یک مقال امکان پذیر نیست، اما آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم بقدر تشنگی باید چشید. بر این اساس در اینجا برخی از مصادیق مکارم اخلاقی پیامبر اکرم(ص) بیان می شود تا خلق عظیم ایشان به عنوان اسوه حسنه از سوی مومنان به کار گرفته شود.

1- احسان: از مهم ترین صفات پیامبر(ص) احسان و نیکی به دیگران است. آن حضرت(ص) چنان بود که همواره از در خیرخواهی امت وارد می شد و با گذشت و عفو از خطاهای دیگران، حتی کمک می کرد تا به رفتاری اقدام کنند که برای ایشان سعادت دنیا و آخرت را به دنبال داشته باشد. از نظر قرآن، برخی از اعمال از جمله انفاق مادی موجب می شود تا نفس انسانی به یک ثبات برسد و از هرگونه اضطراب و تشویش رهایی یابد. (بقره، آیه 265) پیامبر(ص) با گرفتن زکات مال بر آن بود تا این تثبیت انفس را برای مومنان ایجاد کند. از این رو، نه تنها خود اهل احسان بود، بلکه در عمل به مومنان می آموخت که اهل احسان باشند تا به تطهیر، تزکیه و تثبیت انفس خویش دست یابند و آرامش و سعادت ابدی را برای خود رقم زنند. در همین راستا برای اینکه کانون خانواده به کانون سعادت تبدیل شود، خواهان رفتار مصلحانه بود و چنانکه خود از خطای همسران می گذشت (تحریم، آیات 1 تا 10) دیگران را نیز تشویق می کرد تا در راستای آرامش خانوادگی، بر مدار مودت و رحمت رفتار کنند (روم، آیه 21) و با صبر بر مشکلات زندگی، کانون خانواده ای مناسب برای یکدیگر ایجاد کنند. از همین رو فرزندخوانده خویش را به حفظ نعمت همسر دعوت می کند و از وی می خواهد تا با احسان اجازه ندهد کانون گرم خانواده فروپاشد. (احزاب، آیه 37)

2- اخلاص: یکی از ویژگی های اخلاقی آن حضرت(ص) اخلاص در عمل بود. ایشان هرگز به طمع امری جز رضای خدا اقدام به کار نمی کرد و در همه اعمال خویش تنها رضای خدا را می جست. ریا و منت در کارهایش نبود و برای ریاست یا کسب شهرت کاری را انجام نمی داد. ایشان همه زندگی خویش را وفق رضای الهی می کرد و نماز و دیگر اعمال عبادی و حیات و ممات خویش را برای خشنودی خدا به کار می گرفت. (بقره، آیه 139؛ آل عمران، آیه 20؛ انعام، آیه 162)

3- ادب: انسان همان طوری که باید در کلیات بر اساس قوانین و مقررات عمل کند، باید در رفتار و عملش به جزییات و لطائف کار نیز توجه داشته باشد؛ زیرا هر کاری جزییاتی دارد که توجه به آنها موجب می شود که کار به تمام کمال انجام شود. آداب اسلامی بر آن است تا با توجه به هر مقام و مکان و منزلت، رفتاری شایسته انجام شود. به سخن دیگر، افزون بر بایسته ها لازم است تا اموری که شایسته است، در دستور رفتاری قرار گیرد تا کار از تمامیت برخوردار شود. به عنوان نمونه سلام و تحیت هنگام ورود از آداب رفتاری است و پاسخ بهتر و برتر به سلام از آداب آن به شمار می رود. اینکه انسان با هر کسی بر اساس فهم و درک سخن بگوید و مثلا وقتی سر و کارش با کودک فتاد زبان کودکی بگشاید یا اینکه با حکیم، حکیمانه و مستدل سخن گوید و برای عوام با زبان داستان و قصه به موعظه بپردازد یا با کسی که اهل جدل است به جدال نیکو اقدام کند، همه اینها جزو آداب اجتماعی است که شایسته است تا فرد به جا آورد.

پیامبر(ص) بر اساس آیات قرآن این گونه بود. ایشان همواره بر آن بود تا اطرافیان از نشست و برخاست با ایشان بهترین و بیشترین بهره را ببرند. هر کسی در مجلس ایشان می نشست به سکونت و آرامشی دست می یافت که در جایی دیگر دست یافتنی نبود. (انعام، آیه 54؛ نحل، آیه 125؛ توبه، آیه 103)

4- استقامت: پیامبر(ص) همان طوری که نسبت به خطا و حتی گناه فردی اشخاص از مقام صفح و عفو استفاده می کرد و گناه و خطا را عفو می کرد و صفحه ای سپید برای توبه کار و عذرخواه می گشود، اما همین پیامبر(ص) در برابر اصول عقاید و اصول اساسی اسلام کوتاه نمی آمد و هرگز مثلا با شرک و کفر کنار نمی آمد؛ بلکه برای دستیابی به امور اساسی و اهداف و فلسفه بعثت تلاش می کرد و بر آن بود تا مثلا عدالت را اجرایی کرده و به این امر بسیار تاکید ورزد و مایه بگذارد تا جایی که «قوامین بالقسط» می شد. این استقامت در اصول و عدم عقب نشینی از آن از مهمترین ویژگی های اجتماعی و اخلاقی آن حضرت بود که یاران ایشان نیز این گونه تزکیه و تربیت شده اند. (فتح، آیه 29؛ هود، آیه 112) ممکن است ایشان نتوانسته باشد همگان را در مسیر اصول اساسی اسلام تربیت و تزکیه کند و در این راه آورد، اما هرگز از مواضع خویش عقب نشینی نکرد. بنابراین، هرگز تحت تاثیر هواهای نفسانی دیگران رفتار نکرد و جز با حجت و دلیل محکم اقدام به کاری ننمود.(زمر، آیه 39؛ شوری، آیه 15)

5- امانتداری: پیامبر(ص) بر مهمترین اصل از اصول اخلاقی یعنی امانتداری تاکید داشته و دیگران را به آن دعوت می کرد. در مسائل اقتصادی که لغزشگاه بسیاری از انسان ها است ایشان هرگز به گونه ای عمل نکرد که کسی بتواند خدشه ای در رفتار اقتصادی ایشان وارد سازد و او را متهم به اختلاس و حق خوری کند. (آل عمران، آیه 161) این در حالی است که برخی در غزوه بدر، در زمانی که قطیفه سرخی از غنایم گم شد، اعلام کردند: پیامبر برداشته است. خدا با نزول آیه فوق (آل عمران، 161) تاکید کرد که پیامبر در مسائل اقتصادی پاک و منزه است. (مجمع البیان، ج 1-2، ص 872) پیامبر(ص) نه تنها در مسائل اقتصادی امانتدار بود، بلکه در همه امور از جمله مسائل وحی و ابلاغ آن نیز کوتاهی و کم کاری نداشته و امانتدار خوبی بوده که خدا بر آن مهر تایید گذاشته است. (تکویر، آیات 22 تا 24) برخی گفته اند مقصود از «و ما هو علی الغیب بضنین» نفی اتهام از پیامبر نسبت به هرگونه خیانتی است. (مجمع البیان، ج 9-10، ص 678)

6- وفاداری: از نظر آموزه های اسلام، از مهمترین اصول اخلاقی که هر خردمند و عاقلی پایبند آن است، وفاداری و عدم نقص عهد و پیمان (رعد، آیات 19 و 20) است. از نظر قرآن، پیامبر(ص) بر این اصول اخلاقی تاکید داشته و آن را به شکل کامل انجام می داده است. (مائده، آیه 2) از این رو، امت نیز باید وفاداری را از ایشان بیاموزد.

7- خلق عظیم و بزرگواری: از دیگر ویژگی های خلقی پیامبر اعظم(ص) خلق عظیم کریمانه ایشان است؛ چنانکه خدا می فرماید: وإنک لعلی خلق عظیم (قلم، آیه 4) از معانی «خلق عظیم» تخلق پیامبر(ص) بر طبع کریم است. (مجمع البیان، ج 9-10، ص 500) بنابراین، پیامبر(ص) در مرتبه مکارم اخلاقی بوده و اهل ایثار و اکرام است.

8- تحیت و سلام در ارتباط اجتماعی: یکی از مهمترین آداب اخلاقی در رفتار اجتماعی، تحیت و سلام در هنگام ورود به مجالس و دیدار با دیگران است که بیانگر اعلان صلح و سلامت به آنان است. کسی که سلام می فرستد امنیت را برای دیگری طلب می کند و زندگی و حیات او را آرزو می کند و هرگونه خوف و ترس را از مخاطب می زداید. اصولا پیامبر(ص) با سلام و تحیت بر آن است تا مردم را به حقیقتی توجه دهد که بیانگر اعلان سلامت و صلح است. ایشان با هرکسی مواجه می شود این گونه رحمت را به سوی آنان سوق می دهد و رفتار بد و زشت ایشان را نادیده می گیرد تا در مسیر درست قرار گرفته به اصلاح خطا بپردازند. (انعام، آیه 54؛ نمل، آیه 59)

9- حسن خلق: از نظر آموزه های اسلام، بهشت جایگاه خوشخویان است. بنابراین، کسی که اخلاق نیک و خوشی نداشته باشد اهل بهشت نیست. این بدان معناست که پیامبر(ص) خوش خلق ترین افراد بشریت است. خدا درباره ایشان به این نکته توجه داده و او را به نیک خویی و حسن خلق می ستاید. (آل عمران، آیه 159)

10- دلسوزی: از مهمترین صفت پیامبر(ص) دلسوزی نسبت به مردمان است؛ پیامبر(ص) دلسوزانه با مردم رفتار می کرد و ایشان را از آتش دوزخ می ترساند. (توبه، آیه 128؛ حجر، آیه 88) تا جایی که خداوند به او نهیب می زند که از شدت دلسوزی برای آنها این قدر حسرت هدایت یافتن آنها را نخورد. (فاطر، آیه 8)

11- رحمت عام برای جهانیان و رحمت خاص برای مومنان: پیامبر(ص) با هر کسی با توجه به موقعیت و شخصیت ایشان عمل و رفتار می کرد. رفتار پیامبر(ص) با مومنان بسیار نرم و رحیمانه و با دشمنان سختگیرانه بوده است. (فتح، آیه 29) پیامبر(ص) هر چند رحمتی برای جهانیان است: وما ارسلناک إلا رحمه للعالمین (انبیاء، آیه 107) اما به مومنان توجه خاص و رحیمانه ای دارد: به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان، رئوف و مهربان است! (توبه، آیه 128)

12- زهد: از دیگر ویژگی ها و صفات پیامبر(ص) عدم گرایش به دنیا و زهد نسبت به مادیات است. از همین رو به همسران خویش نیز فرمان می دهد تا اهل زهد باشند. خدا می فرماید: یا ایها النبی قل لازواجک إن کنتن تردن الحیاه الدنیا وزینتها فتعالین امتعکن واسرحکن سراحا جمیلا و إن کنتن تردن الله ورسوله والدار الآخره فإن الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما (احزاب، آیات 28 و 29) مراد از «تردن الحیاه الدنیا و زینتها» سعه و آسایش در زندگی و برخورداری از امکانات مالی بیشتر است و مقصود از «تردن الله و رسوله...» صبر بر سختی زندگی و کمبودهای آن است. بنابراین می توان از آیه، زندگی ساده و زاهدانه پیامبر(ص) را فهمید. (مجمع البیان، ج 7-  8، ص 555)

13- گفتار و سخن نیک: از دیگر اخلاق رفتاری نیک آن حضرت(ص) گفتار نیک است. در حقیقت پندار نیک و کردار نیک و گفتار نیک را باید در پیامبری جست که دارای خلق عظیم است.

14- شجاعت: از دیگر ویژگی های پیامبر(ص) شجاعت است که میانه تهور و ترس است. خدا درباره شجاعت ایشان می فرماید: یا ایها النبی جاهد الکفار والمنافقین واغلظ علیهم وماواهم جهنم وبئس المصیر(توبه، آیه 73). از امام باقر(ع) درباره «جاهد الکفار و المنافقین» روایت شده که مقصود، الزام آنان به انجام دادن فرایض است. (تفسیر قمی، ج 1، ص 301؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 242، ح 240)

15- شرح صدر: پیامبر(ص) دارای سعه وجودی است. سعه وجودی به معنای آن است که آستانه تحمل وی به اندازه ای است که هیچ چیزی او را تحت تاثیر قرار نمی دهد و صبر و حلم او را از میان بر نمی دارد. خدا درباره شرح صدر پیامبر(ص) می فرماید: الم نشرح لک صدرک (شرح، آیه 1) گفتنی است که لام در «لک» یا برای تعلیل است یا برای انتفاع. در صورت اول، مفاد آیه این است که آیا برای خودت به تو شرح صدر ندادیم و این تعبیر دلالت دارد که شخصیت حضرت، علتی کافی برای عطای شرح صدر بود. در صورت دوم، نشانه ارجمندی آن حضرت است که خداوند در جهت منافع پیامبر(ص) نعمت شرح صدر را در اختیارش نهاد.

16- رعایت عدالت: از مهمترین صفات اخلاقی می بایست به عدالت اشاره کرد؛ زیرا عدل نخستین و اصلی ترین صفت اخلاقی است. از نظر قرآن، پیامبر(ص) در اوج عدالت است. خدا می فرماید: پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنانکه مامور شده ای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده ام و مامورم در میان شما عدالت کنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست؛ و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می کند، و بازگشت (همه) به سوی اوست!» (شوری، آیه 15)  

17- عفو و گذشت: پس از مرتبه عدالت، مرتبه احسان عفو است. پیامبر(ص) مامور به آن است که در برابر دیگران همواره بر اساس عفو و گذشت عمل کند. خدا می فرماید: خذ العفو وامر بالعرف واعرض عن الجاهلین؛ عفو را بگیر و بر اساس عرف و معروف فرمان ده و از جاهل و بی خرد اعراض کن! (اعراف، آیه 199)

18- مدارا و ملایمت: از دیگر صفات پیامبر(ص) که می توان آن را در سطح مکارم اخلاقی دانست، مدارا و ملایمت با دیگران به ویژه دشمنان غیرمعاند است. ایشان بدی را با بدی پاسخ نمی داد، بلکه بدی را با نیکی پاسخ می داد و در سطح مکارم اخلاقی با دیگران رفتار داشت؛ چنانکه فرمان الهی این گونه است: ادفع بالتی هی احسن السیئه نحن اعلم بما یصفون (مومنون؛ آیه 96) و نیز می فرماید: هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (فصلت/ آیه 34) همین گونه است که پیامبر(ص) در برابر ضلالت گمراهان به گونه ای عمل می کرد که ایشان جلب و جذب شوند نه آنکه آنان را طرد کرده و براند. (سباء، آیه 50)

19- کرامت: از برجسته ترین صفات اخلاقی پیامبر(ص) چنانکه بارها گفته شد، کرامت است. ایشان با تقوای الهی در مرتبه اکرم قرار داشته و با مردمان بر اساس آن رفتار می کردند. به سخن دیگر، کسی که در مکتب خدای اکرم تعلیم یافته است: اقرا وربک الاکرم (علق، آیه 3) به طور طبیعی در این مرتبه عمل می کند و در برابر جاهلان و بی خردان کریمانه رفتار دارد.(فرقان، آیه 72)

20- سازش ناپذیری: آن حضرت(ص) در برابر حق، تسلیم و در برابر باطل سازش ناپذیر است. ایشان خود را خالص برای خدا دانسته و در برابر دین اسلام تسلیم محض است و اولین مسلمان است و هرگز تن به سازش نمی دهد. (زمره، آیات 11 و 12؛ غافر، آیه 66)

21- حرص نیک: پیامبر(ص) نسبت به دیگران حرص می ورزید تا  ایشان ایمان آورده و از دوزخ رها شوند. چنانکه خدا می فرماید: به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان، رئوف و مهربان است! (توبه، آیه 128) همچنین خدا می فرماید: اگرچه بر هدایت آنان حرص ورزی ولی خدا کسی را که فرو گذاشته است هدایت نمی کند و برای ایشان یاری‏ کنندگانی نیست. (نحل، آیه 37)