آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۶
سیاست
۲
چهره روز

انتقاد شدید دستیار معاونت زنان از ترویج چندهمسری

خانواده های ایرانی بازیچه این افکار «بیمارگونه «نخواهند شد

دستیار حقوق شهروندی معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده معتقد است که ترویج چندهمسری، به فروپاشی نظام خانوادگی و افزایش طلاق و دعاوی مهریه منجر خواهد شد. شهناز سجادی در واکنش به برخی اقدامات و تبلیغات در راستای ترویج چندهمسری برای مردان گفته است: «در اواخر دهه 60 یا اوایل دهه 70، مرحوم هاشمی برای اولین بار سلسله مباحث «ازدواج موقت» را از بعد ایجابی و با هدف ترویج آن بین جوانانی که فرصت ازدواج دایم را نداشتند، در خطبه های نماز جمعه مطرح کردند، رفته رفته قبح عرفی ازدواج موقت (صیغه) و مخفی کاری نسبت به آن در فرهنگ ایرانی اسلامی کمرنگ و کمرنگ تر شد؛ اما متاسفانه در سال های اخیر حتی تجارت های نامناسبی در پوشش صیغه در فضای مجازی و حقیقی شکل و شمایل کاملا قانونی و شرعی به خود گرفته و ظاهرا برخی مردان متاهل هم از این پدیده قانونی بهره مند می شوند.»

به گفته این وکیل پایه یک دادگستری، سکوت مراجع مسوول برابر گسترش این مراکز و شبکه ها تا جایی ادامه پیدا کرده که با عادی شدن این «فرهنگ غیرایرانی» و به زعم او «غیردینی» اکنون چندهمسری به صورت دایم و در یک منزل، از برخی رسانه ها و مراکز رسمی مورد تشویق و ترغیب قرار می گیرد. به گزارش ایسنا، سجادی ادامه داد: «تمامی این اقدامات در حالی رخ می دهد که نظام فرهنگی کشور برای ازدواج آبرومندانه دختران و پسران جوان آماده ازدواج، اقدام موثری از نظر تامین اجتماعی زوجین و حمایت اساسی برای سال های نخست انجام نداده است.» دستیار حقوق شهروندی معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده معتقد است که بخشی از جامعه ایرانی دچار انحطاط فرهنگی و اعتقادی شده و همچنین در ابعاد قدرت، مادیات، رانت و سمت های متعدد حرفه ای، ارتشاء اختلاس و سوءاستفاده از منابع عمومی به یک ولع و طمع سیری ناپذیری گرفتار شده است. او هشدار داد که این روند در ابعاد روابط جنسی هم به سمت اختلالات روانی رفته است؛ به طوری که مدت ها قبل «جریانی ضدفرهنگی با شعار چندهمسری یا صیغه های مکرر مخفی یا آشکار و خیانت به همسر رونمایی شده است» که تاثیرات بسیار منفی بر باقیمانده مظاهر اخلاق خواهد گذاشت. این وکیل پایه یک دادگستری یکی از تبعات منفی ترویج چندهمسری برای مردان را «فروپاشی نهاد والای خانواده» دانست و گفت: «این پدیده در ابتدا برای فرزندان بدآموزی اخلاقی و جنسی به همراه دارد و ثانیا از آنجایی که زنان به عنوان همسر اول کمتر تن به این حقارت می دهند، طلاق را به ماندن کنار شوهر هوسران و بی تعهد، ترجیح می دهند و طلاق که به عنوان آسیب اجتماعی و فردی اتفاق می افتد، خود تبعات منفی در جامعه و برای فرزندان به همراه دارد. در این حالت مرد هم با مطالبه مهریه و طلاق از سوی زوجه اول روبه رو شده و گرفتاری های قضایی و اداری و آبروریزی اجتماعی، او را از زیاده خواهی جنسی پشیمان می کند.»

سجادی معتقد است که عاملان ترویج این پدیده، نه تنها به تحکیم خانواده و حقوق زن توجهی ندارند، بلکه به ابعاد روحی و روانی کودکان که در این چالش و احیانا طلاق مورد صدمه و تخریب واقع می شوند هم بی توجه هستند، چراکه به گفته او، در تفکری که می توان آن را «سطحی» توصیف کرد، آنچه مدنظر است، تلاش برای مشروعیت بخشی به خوش گذرانی برخی مردان، بدون توجه به بروز و ظهور انواع آسیب های اجتماعی است و زنان و کودکان هم قربانیان اصلی این پروژه ضد فرهنگی خواهند بود و از نهاد خانواده هم خرابه ای بیش نخواهد ماند. او با اشاره به تجربیات حرفه ای خود ادامه داد: «در تمام طول زندگی حرفه ای ام در زمینه وکالت و فعالیت مدنی شاهد چالش های شدید خانوادگی ناشی از ازدواج مجدد پدر خانواده و حتی شاهد خودکشی برخی فرزندان یا طلاق همسر اول بوده ام؛ بنابراین به طور قطع می توان گفت در مقابل هر ازدواج مجدد شوهری، یک طلاق (همسر اول) رخ می دهد و با تشکیل یک خانواده جدید، خانواده اول به فروپاشی می رسد.» او تاکید کرد که بهانه ایجاد فرصت برای دختران ازدواج نکرده از طریق پدیده چندهمسری، تفکری صحیح و متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی نیست و دختران شریف و تحصیلکرده و همچنین خانواده های آبرومند، بازیچه افکار «بیمارگونه» نخواهند شد و ادامه داد: «از نظر آماری تعداد دختران بیش از پسران نیست، بلکه عوامل مختلفی از جمله بیکاری، مهاجرت پسران جوان جویای کار از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، گرانی هزینه زندگی به خصوص مسکن، ضعف مالی و ضعف تامین اجتماعی جوانان، اختیار همسر توسط جوانان را با چالش و توقف روبه رو کرده است.» سجادی همچنین گفت: «موضوع ازدواج مجدد مرد، از دیرباز در قوانین ایران جایگاه حقوقی داشته اما مردان ایرانی کمتر از این حق بی جهت استفاده کرده اند؛ زیرا از سویی پایبند تعهدات قانونی نسبت به خانواده، همسر و فرزندان بوده و برای خودشان شخصیت قائلند و از سوی دیگر، عرف اجتماعی برای مردانی که اقدام به ازدواج مجدد کرده اند، حرمتی قائل نبوده است. مگر به حکم برخی مشکلات از جمله ترک همسر و عدم تمکین که شوهر از طریق دادگاه، درخواست اجازه ازدواج مجدد کرده است.» او در ادامه این پرسش را مطرح کرد که «به راستی در حالی که این حق برای شوهر در مواردی در قانون تحت ضوابط و شرایطی پیش بینی شده و در قرآن کریم هم این حق مطلق بیان نشده است، «جریان سازی ضدفرهنگی و ضدارزشی اخلاقی» مبنی بر ترغیب به چند همسری مردان متاهل با چه هدف و منظوری در حال رخداد است؟» او در پایان حتی برخی انواع صیغه را تنها موجب «له شدن کرامت انسانی زنان نیازمند نان توسط مردان متاهل پولدار» دانست و گفت: «یقینا اگر زنان خودسرپرست و سرپرست خانوار مورد حمایت تامین اجتماعی از سوی دولت ها قرار گیرند، کمتر زنی به شرف خود چوب حراج می زند.»