آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۲۵
فرهنگ مقاومت
۸
یک شهید، یک خاطره

آهنگ نینوا

مریم عرفانیان

قبل از عملیات کربلای 5، حسن انفرادی در پادگان شهید برونسی بچه ها را جمع کرد. ساعتی برایشان صحبت کرد. از حرف ها و کلامش مشخص بود که آخرین روزهای اوست . می گفت : «دعایم کنید تا خدا مرا بپذیرد.»

با خودم گفتم : «بگذار یادگاری از برادر حسن داشته باشم .» بلافاصله نواری آوردم و حرف هایش را ضبط کردم. سعی داشتم نوار را با آهنگ نینوا همسو کنم . پس از آماده شدن نوار، آن را به برادر حسن نشان دادم، خندید و گفت : «با این نواری که تهیه کردی مثل اینکه تو هم متوجه رفتنم شده ای.»

خداوند در عملیات کربلای 5، او را پذیرفت و نینوایی شد.

بر اساس خاطره ای از شهید حسن انفرادی حسن آباد

راوی: جواد بهشتی، همرزم شهید