آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۹
ایران اقتصادی
۸

کدام برنامه به توسعه می رسد؟

هزار راه رفته و نرفته

گروه اقتصادی/ آنچه دست اقتصاد را می گیرد و به سمت توسعه می برد؛ در وهله اول برنامه و برنامه ریزی مطلوب است. برنامه ای که متناسب با شرایط و اوضاع هر کشور طراحی شده و اراده و عزم جمعی نیز بر اجرای مو به موی دستورات آن باشد. در هر مقطع از اجرا نیز که مجری به دست انداز بر بخورد، باید یک راه همسو با برنامه طراحی کند و از آن مسیر به هدف غایی برنامه برسد. بسیاری از کشورهای جهان حتی در بحران های اقتصادی و سیاسی دست به تهیه و اجرای چنین برنامه هایی زده اند. از آلمان و شوروی سابق گرفته تا کره جنوبی و چین و ژاپن.

تاریخ نشان می دهد که مدل های برنامه ریزی هر کشور نیز متناسب با شرایط و نیاز آن کشور انتخاب شده است.

موضوع دیگری که در تورق تاریخ توسعه کشورها می توان ملاحظه کرد، جدیت نهادهای برنامه نویس در تدوین برنامه ها بر مبنای واقعیت و اجرای آن است.

به طوری که بسیاری از کشورهای توسعه یافته در دهه های اخیر که به الگویی برای سایر کشورهای درحال توسعه بدل شده اند، یک نهاد خاص متولی برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی بوده و این نهاد خاص با تمام توان و همراهی سایر نهادها ریل های توسعه و حرکت اقتصاد روی این ریل ها را رقم زده اند.

بعد از برنامه مهم ترین رکن پایبندی به اجراست. برای مثال کره جنوبی نخستین برنامه پنج ساله توسعه خود را از سال 1962 میلادی (1341 شمسی) آغاز کرد. در این برنامه ایجاد یک ساختار صنعتی خودکفا و پرهیز از مصرف گرایی مورد توجه قرار گرفت. اما از همان ابتدا نه تنها مسئولان این کشور بلکه مردم نیز دست به دست هم دادند و اقتصاد کشورشان را در مسیر توسعه به نوعی هل دادند تا از یک کشور فقیر به موقعیت کنونی برسند. در برنامه دوم توسعه این کشور بر مدرن سازی صنعت و ایجاد صنایع داخلی و در برنامه سوم نیز بر رشد سریع صادرات تاکید شد. برنامه چهارم توسعه دیگر وارد موضوع افزایش توان رقابتی صنایع استراتژیک شده بود و این روند ادامه یافت تا آنکه کره جنوبی در برنامه ششم توسعه به آزادسازی تجارت و توسعه فناوری های نوین رسید.

آنچه در مورد برنامه های توسعه ای کره جنوبی گفته شد، تنها یک مثال از میان ده ها برنامه توسعه ای تنظیم و اجرا شده در جهان است. اما تمام این برنامه با رعایت چند شرط و الزام به نتیجه رسیده اند. مواردی نظیر تدوین قوانین در راستای تعریف شده برنامه ها و انتخاب مدیرانی پایبند به برنامه و کاردان.

در مقابل برنامه های موفق، نمونه هایی نیز بوده اند که با شکست یا ناکامی مواجه شده اند. ناکامی در اجرای برنامه ها امری نسبی است و همان طور که اشاره شد، نشان دهنده ضعف در تدوین برنامه و اجرا و فراهم کردن زیرساخت هاست. البته ثبات اقتصادی، اجتماعی و حتی بین المللی نیز در میزان موفقیت برنامه ها نقش برجسته ای دارد و کارشناسان و صاحب نظران اقتصادی آن را به عنوان یک موضوع مهم عنوان می کنند.

 البته راه بی اثر کردن برخی از بی ثباتی ها از طریق برنامه ریزی های کوتاه مدت تر وجود دارد.

با درس گرفتن از تجربه کشورها چه موفقیت و چه ناکامی آنها در اجرای برنامه های توسعه ای می توان دست به اصلاحات و بهبود زد. البته کشور ما نیز حدود 7 دهه است که برنامه نویسی را آغاز کرده و برخی از برنامه ها موفق و برخی ناموفق بوده است. با نگاهی به برنامه های ناکام کشور نیز می توان برای آینده برنامه ریزی بهتری انجام داد.

 فقط کافی است که نقاط ضعف در این برنامه ها شناسایی و مطابق با نیاز امروز، این موارد برطرف شود.

در این باره از 10 صاحب نظر اقتصادی کشور نظر سنجی کرده ایم تا بررسی کنیم در شرایط کنونی آیا برنامه ها باید بلند مدت باشد یا کوتاه مدت؟ به چه برنامه ای نیاز داریم؟ چه متغیرهایی باید در نظر گرفته شود و پیش شرط های موفقیت در اجرای برنامه ها چیست؟ اظهارات این 10 اقتصاددان را در پرونده ویژه اقتصادی امروز روزنامه ایران بخوایند.