آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۶
اقتصاد
۱۱
یادداشت

زندگی در آلمان شرقی راحت بود

علی اسدی خمامی

سی سال پس از سقوط دیوار برلین، صداهای متفاوت از آنچه تاکنون شنیده شده بود، به گوش می رسد. صدراعظم آلمان از راحت بودن زندگی در آلمان شرقی می گوید و روزنامه نگاران از تبعیض بین شهروندان بخش های شرقی و غربی آلمان می نویسند.

سی سال از سقوط دیوار برلین می گذرد و در سالگرد این واقعه، رسانه های جهان، مانند سال های گذشته به توصیف دشواری های زندگی در جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) پرداخته اند. اما امسال، سی سال پس از آن واقعه، با فرونشست احساسات و نمایان شدن کاستی های «اقتصاد آزاد» در سطح جهانی، مجال برای شنیدن صداهای متفاوت نیز فراهم شده است؛ تا جایی که حتی صدراعظم آلمان نیز از راحت بودن زندگی در آلمان شرقی می گوید.

«آنگلا مرکل»، صدراعظم جمهوری فدرال آلمان که در آلمان شرقی بزرگ شده است، می گوید: «زندگی در جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) که توسط کمونیست ها اداره می شد، ساده تر بود و گاهی می توانست راحت باشد.» مرکل در مصاحبه ای با روزنامه سوددویچه به تصورات رایج در آلمان غربی درباره شهروندان شرق آلمان اشاره کرده و می افزاید: «آلمان غربی یک دید کلیشه ای نسبت به شرق داشت.»

منظور این سیاستمدار آلمانی از دید کلیشه ای، تصورات رایجی است که اکنون در جهان غرب، درباره مشقت زندگی در آلمان شرقی، نارضایتی از زندگی در این کشور و تمایل اکثر شهروندان به فرار وجود دارد. به گفته او، افراد زیادی وجود دارند که در درک تفاوت بین دولت آلمان شرقی و زندگی فردی شهروندان این کشور مشکل دارند.

مرکل می گوید: «بارها از من پرسیده شده که آیا امکان شاد بودن در آلمان شرقی وجود داشت و آیا شهروندان می توانستند بخندند؟ پاسخ این است: بله! این تصور غلط است که بسیاری از شهروندان هر روز می خواستند فرار کنند یا زندانی می شدند. اما انتقال این موضوع سخت است.»

مرکل در سال 1954 میلادی در هامبورگ متولد شد. اما پس از آنکه پدرش، هورست کاسنر، به عنوان کشیش در آلمان شرقی شاغل شد، به شرق نقل مکان کرد. یک سال پس از سقوط دیوار برلین که برای سه دهه شرق و غرب آلمان را در برلین از همدیگر جدا کرده بود و به عنوان نماد جنگ سرد شناخته می شد، دو آلمان با یکدیگر متحد شدند، یا در واقع، آلمان شرقی قواعد و استانداردهای اقتصادی و سیاسی حاکم بر غرب آلمان را پذیرفت و تبدیل به کشوری با «اقتصاد آزاد» شد. اتفاقی که برای بسیاری از شهروندان آلمان شرقی با دشواری همراه بود.

مرکل با اشاره به دشواری های زندگی در آلمان امروز، برای شهروندان آلمان شرقی می گوید: «این از ویژگی های آزادی است. شهروندان آلمان شرقی اکنون باید در مورد همه چیز تصمیم گیری کنند و باید این مهارت را فرا بگیرند. زندگی در آلمان شرقی از جهاتی راحت بود، چراکه بعضی امور وجود داشت که افراد به راحتی نمی توانستند بر آنها تاثیر بگذارند.»

اما آیا واقعا آنچه زندگی را برای ساکنان آلمان شرقی سخت تر کرده است، آزادی است؟ «سابینه رنه فانتس» روزنامه نگار روزنامه «برلینر» نظر دیگری دارد و معتقد است بنیان تغییر در سطح زندگی ساکنان بخش شرقی آلمان کنونی، اقتصاد است. او در یادداشتی که در روزنامه «گاردین» به چاپ رسیده، می نویسد: «وقتی من پانزده ساله بودم، دیوار برلین فروپاشید و همه چیز تغییر کرد؛ شرق نه تنها واحد پولی آلمان غربی که قوانین و ارزش های این کشور را نیز پذیرفت.» این تغییرات برای بسیاری از ساکنان آلمان شرقی، به معنای سخت تر شدن زندگی بود. به گفته رنه فانتس، با سقوط دیوار برلین میلیون ها نفر شغل شان را از دست دادند و میلیون ها نفر در جست وجوی شغلی بهتر، به غرب مهاجرت کردند. همچنین به گفته «ایلکو ساشا کوالستوک» که یک تاریخدان است، در سال 1994 تنها 18 درصد از کارگران آلمان شرقی، در همان بنگاهی کار می کردند که در سال 1991 در آن شاغل بودند.

این روزنامه نگار آلمانی به از دست رفتن امنیت شغلی در آلمان شرقی پس از اتحاد دو آلمان اشاره کرده و می افزاید: «در جمهوری دموکراتیک آلمان، بیکاری معنی نداشت و شغل، چیزی بیشتر از تنها یک مرجع برای کسب درآمد بود. زندگی حول محور محل کار می چرخید و بسیاری از بنگاه ها، باشگاه های ورزشی و تفریحی، مهدکودک ها و مراکز درمانی خاص خود را داشتند. اما پس از سال 1989، زندگی روزمره برای ساکنان آلمان شرقی به شدت تغییر کرد: از قیمت اجاره خانه گرفته تا روشی که بیمه سلامت سازماندهی می شد. بسیاری تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفتند، اما تمایلی به صحبت آزادانه در مورد این مسائل نداشتند.»

بسیاری تبلیغ می کنند که با اتحاد دو آلمان یا به بیان بهتر، ادغام آلمان شرقی در آلمان غربی، شاخص های اقتصادی رفته رفته در شرق آلمان بهبود یافت و ساکنان این مناطق، از زندگی بهتری برخوردار شدند. اما آمار چیز دیگری می گوید. رنه فانتس در این رابطه نوشته است: «اکنون تبعیض کماکان بین دو آلمان ادامه دارد. امروز، سرانه تولید ناخالص داخلی در مناطق شرقی آلمان، به طور متوسط 20 درصد و درآمدها به طور متوسط 15 درصد از مناطق غربی آلمان کمتر است. هیچ بنگاه بزرگی نیز راس خود را در شرق آلمان قرار نداده است. یک نظرسنجی دولتی نشان می دهد که 57 درصد ساکنان شرق آلمان خود را شهروند درجه دو احساس می کنند.» او معتقد است این مساله می تواند به رونق افکار راست گرایانه افراطی در شرق آلمان منجر شود. امسال، در سی امین سالگرد سقوط دیوار برلین، «مایک پمپئو» در یک سخنرانی در این شهر، به تجلیل از آزادی پرداخت و از مجسمه رونالد ریگان، رییس جمهور وقت امریکا که نقش پررنگی در سقوط بلوک شرق داشت، پرده برداری کرد. تاریخ را فاتحان می نویسند، اما شاید این سال ها، آخرین سال هایی باشد که تاریخ، آن طورکه امریکایی ها تمایل دارند، روایت می شود. امروز فوکویاما از عقیده خود درباره «پایان تاریخ» عقب نشینی کرده و اذعان داشته که برای ایجاد ثبات، جهان باید به سمت شکلی از سوسیالیسم برود. بحران اقتصادی سال 2008 میلادی و بحران احتمالی سال 2020، پایه های اقتصاد آزاد را به لرزه درآورده و در شیلی، معترضان خشمگین شعار «مرگ نئولیبرالیسم» را سر می دهند. شاید در سال های آتی، روایاتی متفاوت از زندگی در آلمان شرقی و سقوط دیوار برلین شنیده شود.