آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۲۵
اخبار کشور
۱۱
نگاهی به دیروزنامه های زنجیره ای

گام چهارم آن قدر جدی نبود که تاثیری بگذارد

سرویس سیاسی: ارگان حزب کارگزاران طی یادداشتی در واکنش به گام چهارم کاهش تعهدات برجام از سوی ایران نوشت: «تلنگر این گام به حدی جدی نیست که خواب زمستانی حاکم بر برجام را بر هم زند و شرایط تازه ای ایجاد کند.»

روزنامه سازندگی در یادداشتی به قلم حشمت الله فلاحت پیشه، نماینده حامی دولت با عنوان «گام چهارم و خواب زمستانی برجام» نوشت: «گام چهارم، گامی بود که ایران وارد قلمروی تنش نشد؛ تلنگر این گام به حدی جدی نیست که خواب زمستانی حاکم بر برجام را بر هم زند و شرایط تازه ای ایجاد کند.»

سازندگی نوشت: «امروز ایران در شرایطی گام چهارم کاهش تعهدات برجامی را برداشت که از حوزه تحقیقات خارج نشد و سعی کرد تنش زایی انجام ندهد. تنها درباره نسل جدید سانتریفیوژها تزریق گاز صورت گرفت که این هم به معنای خارج نشدن ایران از مرحله تحقیقات و نوعی تلاش برای کاهش تنش است. این رویه محتاطانه نشان می دهد ایران تنها طرف از این معاهده است که در انتظار عمل به تعهدات طرف غربی آهسته گام بر می دارد و هزینه های حفظ این توافق را می دهد.»

دولتی ها سرگرم آمارسازی هستند

روزنامه آفتاب یزد در گزارشی در شماره شنبه به موضوع سفر حسن روحانی در آینده به شهر یزد پرداخته است. در این گزارش قید شده که «درحالی که دولتی ها سرگرم آمارسازی هستند مردم - با طعنه و کنایه-  از یکدیگر می پرسند وقتی مصوبات سفرهای قبلی به سرانجام نرسیده؛ هدف روحانی از سفر به یزد چیست؟»

در متن این گزارش می خوانیم: «حسن روحانی با احتساب سفر 19 آبان ماه 1398، برای چهارمین بار راهی یزد می شود. نخستین بار و سومین بار اما سفرها صرفا تبلیغاتی و برای تهییج مردم به شرکت در انتخابات و رای دادن به شعارها و وعده های دولت تدبیر و امید بود و دو سفر دیگر، یکی کاری و این یکی هنوز مشخص نیست! اما از قرائن و شواهد و احتمالات چنین برمی آید که در سخنرانی حسن روحانی میجایی[؟! جایی] برای شکستن بسیاری از بغض ها و عیان کردن بسیاری از گلایه ها باشد خاصه آنکه این روزها حسین فریدون همان جایی است که بابک زنجانی که بقایی که خیلی های دیگر...!»

این گزارش در ادامه آورده: «93 روز بعد [از سفر انتخاباتی به یزد] که روحانی رسما رئیس جمهوری اسلامی ایران شد، یزد و یزدی ها و شعارها و وعده هایی که در یزد داده بود را به کلی فراموش کرد...»

آفتاب یزد چندی پیش نیز نوشته بود: «تاکید دولت بر بهبود وضعیت اقتصادی مردم مبتنی بر فکت هایی است که کلی به نظر می رسد. نسیم شریفی کارشناس اقتصاد درخصوص اظهار خوش بینی دولتی ها نسبت به وضعیت اقتصادی می گوید: البته دولت پسوند امید را عنوان دولت خود به همراه دارد و طبعا باید در آمارها و تبیین شرایط سخن از امید و بهبود باشد و از این لحاظ اقدام دولتی ها خوب و امیدبخش است اما وقتی سخن از شاخص های واقعی در حوزه اقتصاد باشد باید گفت که وضعیت آنگونه که مطرح می شود دلگرم کننده نیست. وی ادامه داد: بر اساس اعلام مرکز آمار، تورم سالیانه در کشور همچنان در حدود همان عدد42 درصد است، گرچه تورم نقطه به نقطه تا حدودی کاهش پیدا کرده است اما این کاهش خیلی قابل توجه نبوده است.»

این کارشناس اقتصاد با اشاره به این واقعیت که تورم نقطه به نقطه در عمل واقعا کاهش پیدا کرده، گفت: بله این کاهش درست است اما وقتی منطق اقتصاد را در نظر بگیریم متوجه می شویم که در مبنای محاسبه اشتباهاتی صورت گرفته از جمله اینکه سبد کالایی که نرخ تورم بر اساس آن محاسبه می شود، عمدتا با سبد کالای اقشار کم درآمد جامعه همخوانی قابل قبولی ندارد، با این وصف، نمی توان زیاد بر روی کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه که احتمالا منظور دولتی هاست حساب باز کرد.

وی همچنین خاطرنشان کرد: مهم ترین شاخص بهبود شرایط، بالابردن قدرت خرید مردم است که واقعیت بازار و معیشت دهک های درآمدی خلاف آن را نشان می دهد به این معنی که این قدرت خرید نه تنها بالا نرفته بلکه لاغرتر هم شده، در نتیجه به نظر من «امیددرمانی» نشاط بخش و خوب است به شرطی که برای افزایش قدرت خرید مردم تلاش شود.

علاوه بر آفتاب یزد، روزنامه حامی دولت ابتکار نیز چندی پیش نوشته بود: «آقای روحانی در نشست خبری اخیر از کاهش نرخ تورم و افزایش ارزش پول ملی سخن گفت. آماری که البته به ظاهر درست است، اما چند نکته مغفول در بررسی آن وجود دارد. نخست آنکه اگر مبنای ارزش پول ملی را مقطع کوتاه دلار 18 هزار تومانی در نظر بگیریم به طور قطع افزایش 40 درصدی ارزش پول ملی آمار درستی است. اما اگر مبنا را ارز حدود 4000 تومانی قرار دهیم بی تردید این آمار معکوس خواهد شد. در حالی که باید از رئیس جمهوری محترم پرسید که آیا افت ارزش پول ملی نسبت به سال 96 برای مردم جبران و در سبد مدیریت معیشت آنها دیده شده است که حالا با افتخار از افزایش قدرت آن نسبت به دلار 18 هزار تومانی سخن گفته می شود؟ این سوال البته باید درخصوص کاهش روند افزایشی نرخ تورم هم پرسیده شود که آیا قدرت خرید و توان اقتصادی مردم به تورم 35 درصدی می رسد که حال از نبود تورم 50 درصدی خوشحال باشند؟ سخن گفتن با مردم در حضور اصحاب رسانه بعد از وقفه ای طولانی نیازمند آن است که واقعیت عینی اعداد و ارقام برای مردم تشریح شود و صد البته مردم در این شرایط سخت، راحت تر بتوانند با مشکلات خود کنار بیایند.»

ناکارآمدی ها ناشی از نظارت استصوابی است!

مرتضی مبلغ، معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «برخی سخت گیری ها در بررسی صلاحیت چهره های سیاسی که در گذشته اعمال شده، یکی از مهم ترین دلایل ناکارآمدی بخش های مختلف مدیریتی کشور است.»

مدعیان اصلاحات به طرق مختلف در پی سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی خود هستند. یکی از روش های پرتکرار این طیف در فرافکنی، انداختن قصور و تقصیرهای خود بر گردن نظارت استصوابی است.

در رد این ادعا باید گفت، در پروسه انتخابات شوراهای شهر، نظارت استصوابی شورای نگهبان وجود ندارد اما به اذعان فعالین اصلاح طلب و همچنین بر اساس مستندات متعدد، شوراهای شهر در سراسر کشور با حواشی بسیار زیادی همراه بوده است که علت اصلی این حواشی نیز فقدان نظارت استصوابی در انتخاب نمایندگان شورا می باشد.

علاوه بر این، در انتخابات مجلس شورای اسلامی، کاندیداهای اصلاح طلب قبل از عبور از فیلتر شورای نگهبان از فیلتر شورای سیاست گذاری اصلاحات عبور می کنند. در سال های اخیر فعالین اصلاح طلب بارها اذعان کرده اند که لیست امید با رانت بسته شده است. این مسئله هیچگاه از سوی اصلاح طلبان تکذیب نشده است.

توافق با امارات و عربستان بهتر از شراکت با اروپاست

روزنامه ابتکار در یادداشتی به قلم محمد علی وکیلی، عضو فراکسیون امید نوشت: «معتقدم ما باید یارگیری های جدیدی را شروع کنیم و در آرایش جدید، موقعیت خود را ارتقا دهیم. معتقدم در شرایط کنونی توافق با امارات و عربستان، بسیار بیشتر از شراکت با اروپا می تواند گره از سیاست خارجی ما باز کند و کارآیی بیشتری دارد. بنابراین برداشتن گام های معقول در کم کردن تعهدات برجامی(و افزایش کارت های بازی ایران) به گونه ای که اجماع سیاسی علیه ایران شکل نگیرد و ساختن روابط مستحکم جدید با همسایگان و توافقات جدی با امارات و عربستان و یارگیری های جدید در منطقه می تواند سیاستی باشد که به رغم تبلیغات شدید علیه دولت، حقوق ملت در آن تامین می شود و بهترین استفاده از موقعیت جدید باشد.»

شایان ذکر است که مدعیان اصلاحات بعد از خروج آمریکا از برجام به ویژه زمانی که منتقدان برجام می گفتند نباید به اروپایی ها هم دل خوش کرد، تاکید می کردند که اروپا، آمریکا نیست! حالا که با گذشت زمان، متوجه شده اند اروپایی ها، یار غار قدیمی آمریکایی ها هستند و بدون موافقت یانکی ها، آب هم نمی خورند! و تمام وعده های آنها در برجام و اینستکس و... دروغ و توخالی است، می گویند باید یارگیری های جدیدی را شروع کنیم و توافق با امارات و عربستان، بهتر از شراکت با اروپاست!

اگر به سمت یک توافق جدید با غرب نرویم اوضاع خطرناک تر می شود!

روزنامه اعتماد روز گذشته گفت و گویی با عضو ایرانی گروه بین المللی بحران منتشر کرد که پیش از این رسانه ها مستنداتی از نقش جدی او و گروه بحران در نگارش و تنظیم متن برجام ارائه کرده بودند، نکته قابل تامل اینکه وی در این گفت و گو توصیه می کند که برای حفظ برجام ایران باید به سمت یک توافق جدید با غرب برود!

وی در این گفت و گو مدعی شده است: «شرایط برای تهران در حال سخت تر شدن است، از یک سو کارگروه اقدام مالی (FATF) تهدید کرده است که اقدامات تقابلی علیه ایران را مجددا احیا کند، احتمال تیرگی در روابط تهران و آژانس بین المللی انرژی اتمی و ادعاهای جدید در مورد برنامه هسته ای ایران قوت گرفته است و همزمان با همه این مسائل سه کشور اروپایی شریک برجام، هنوز از اهرم برجامی خود برای اجرای روند حل اختلاف که نهایتا بعد از چندماه در صورت حل نشدن به شورای امنیت و احیای قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران منتهی می شود، استفاده نکرده اند و احتمال زیادی وجود دارد که در ادامه مسیر به این اهرم متوسل شوند. همه این مسائل در مجموع نشان می دهد که اگر به سمت یک توافق محدود میان تهران و طرف های دیگر برای حفظ برجام پیش نرویم، احتمال آن وجود دارد که کل برجام از هم بپاشد و وضعیت به مراتب از وضعیت فعلی پیچیده تر و خطرناک تر شود.»

گفتنی است، هدفی که ایالات متحده از تشدید خصومت ورزی علیه ایران برای خود ترسیم کرده بود، اجبار ایران برای مذاکره مجدد و پذیرفتن محدودیت های بیشتر در حوزه توانمندی هسته ای و نیز سایر حوزه ها مانند توان دفاعی موشکی خود بود اما امروز و با گذشت بیش از یک سال از آن تحلیلگران و رسانه های غربی اذعان می دارند تشدید تحریم ها از سوی دونالد ترامپ با هدف وادار کردن تهران به عقب نشینی موثر واقع نشده و در مقابل، ایران رویکرد فشار حداکثری خود را علیه کاخ سفید به اجرا در آورده است.

در چنین شرایطی متاسفانه رسانه های منتسب به یک جریان خاص سیاسی در داخل کشور درست در زمانی که آمریکا و اروپا با همدستی و تقسیم کار، سیاست های خصمانه خود علیه کشورمان را ادامه داده و باید گریبان این عهدشکنان را گرفت، توپ را به زمین خودی شوت کرده و عصا زیر بغل آمریکا و اروپا می گذارند.

بر همین اساس، کارشناسان ارشد حوزه بین الملل بارها بر این مهم تاکید کرده اند که برنامه هیچ کشوری علیه کشور دیگر بدون زمینه سازی های داخلی عملیاتی نخواهد شد و حمایت دولت آمریکا از برخی گروه های سیاسی داخلی ایران، برای بزنگاه هایی است که آمریکا قصد عملیاتی کردن برنامه های خود علیه ملت ایران را دارد. هرچند برخی آگاهانه و برخی از روی ناآگاهی در زمین دشمن بازی می کنند اما در هر حال نتیجه هر دو یکسان است.

اهمیت این عناصر داخلی یا شبکه اقتصادی-  رسانه ای همکار غرب در داخل کشور از آنجاست که این جریان که تا دیروز با دادن آدرس های غلط به افکار عمومی و با بزک کردن آمریکا، کلید حل مشکلات را در تعامل گسترده با غرب نشان می دادند، اکنون پس از قربانی شدن صنعت هسته ای و نقض عهدهای مکرر آمریکا و اروپا و عدم دستیابی ایران به منافع حداقلی در برجام به دنبال زمینه چینی برای مذاکرات مجدد با آمریکا هستند تا این بار قدرت منطقه ای و موشکی ایران قربانی شود.

به واقع آمریکا به این جریان امید بسته تا بتواند با کمک آنها دوران جدیدی از فشار را تحمیل و کشور را به موافقان سازش و امتیازدهی بیشتر و مخالف آن را دو پاره کند. جریانی که آمریکا طمع کرده که دوباره تلاش خواهند کرد تسلیم را تئوریزه کنند و آنها مهم ترین سرمایه های ترامپ در ایرانند.