آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۹
ایران اقتصادی
۹
یادداشت

تصمیم سازی برای نظام تولید

مسعود خوانساری

دردی کهنه اقتصاد ایران را رنج می دهد؛ اینکه نمی دانیم از آینده اقتصاد کشور چه می خواهیم. در اسناد بالادستی نیز عموما به دستاوردهایی اشاره شده که کمتر واقعیت عینی می یابد. این درحالی است که کنشگر اقتصادی باید به صورت دقیق بداند، افق اقتصاد یک کشور طی یک دهه آینده به کدام سمت می رود تا براساس معیارهای عینی برای توسعه بنگاه و کسب و کار خود برنامه ریزی کند. اما اقتصاد ایران قابلیت پیش بینی پذیری ندارد و حتی در مورد موضوعات قابل برنامه ریزی هم به صورتی عمل می شود که در نهایت قابلیت اطلاع از روندها از دست می رود. نمونه واضح اینکه در مورد سیاست هایی نظیر هدفمندسازی یارانه ها بارها در کشور بحث و قانون وضع شده است، ولی در نهایت دولت ها و به طور کلی تصمیم سازان کشور هرکدام به دلایلی حاضر نیستند و یا نتوانسته اند؛ دست از پرداخت ناعادلانه یارانه های پنهان بردارند. درحالی که با ادامه توزیع این نوع یارانه هم بی عدالتی را در کشور بسط می یابد و هم اینکه مانع از توسعه کسب و کارهای رقابتی و شفاف می شوند. موضوع یارانه ها یک مثال عینی از وضعیت پیچیده امروز اقتصاد ایران است. از اقتصاددانان تا فعالان اقتصادی همه تاکید بر توزیع عادلانه دارند؛ ولی در زمین واقعی اقتصاد شیوه دیگری پیش گرفته می شود. این وضعیت در نهایت به جایی می رسد که تولیدکننده بخش خصوصی میان شعارها و عمل نهایی تعارض می بیند و اعتمادش را از دست می دهد. حاصل این بی اعتمادی سرمایه اجتماعی را از میان می برد.  مساله امروز اقتصاد ایران از میان بردن تعارضات در سیاستگذاری و رسیدن به مرحله تصمیم گیری است. بسیاری از موضوعات سرنوشت ساز کشور معطل تصمیمات مانده و مدام از این جلسه و کارگروه به جلسه و کارگروه دیگری موکول می شود. تصمیم گیری در مورد قطع توزیع ارز رانتی، هدفمندی واقعی یارانه ها، برخورد با بروکراسی های زائد، اصلاح ساختاری نظام مالیاتی، بانکی و تامین اجتماعی از جمله مهمترین این موضوعات است که نظام تولید روزانه با آنها درگیر است. به این ترتیب اگر قصد دولت حمایت از تولید باشد، باید فکری اساسی برای این موضوعات کرد و در صورت اتخاذ تصمیم با جدیت آن را به مرحله اجرا رساند. فراموش نکنیم که نبود تصمیم جدی، بزرگترین ضربه را به اقتصاد کشور وارد می کند.