آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۹
صفحه آخر
۱۶
اتفاق روز

محمدرضا شفیعی کدکنی در کلاس درسش برای مظاهر مصفا بزرگداشت گرفت

بغضی که به اشک تبدیل شد

حسین گنجی

 فرهنگ متکی است بر نما و جلا؛ درست مانند ساختمان که بر معمارش، ساز که بر نوازنده اش، باغ که بر باغبانش و شعر که بر کلماتش متکی است. فرهنگ با سازندگان خود و کسانی که هر هجایش را با زحمت از میان انبار کاه و کوه، کشف، چینش و معنا کرده اند، ساخته می شود و به صورت یک کل واحد در جامعه و جغرافیا، شناسنامه و مولفه های معرفی خود را می جوید و بر دوش انسان های کمیاب و پر مایه، شناخته و شناسانده می شود. مظاهر مصفا بی شک یکی از همین دوش های قابل اتکا برای منظومه فرهنگی ماست. در فضایی که هیچ نهاد و ارگان و انجمن و گروهی جای خالی مظاهر مصفا را تکریم نکرد و بزرگداشتی در معرفی ارزش های او و الگوی فاخر زیستی او بجا نیاورد، این محمدرضا شفیعی کدکنی بود که یک تنه برای او بزرگداشت گرفت و در کلاس درس خود توجهات را به سمت او برد، مصفا را استاد خود خواند و جای خالی او را نمایان کرد؛ کاری که در میان بزرگان ما اندک و در میان اصحاب اندیشه ما کمرنگ و در میان نهادهای متولی فرهنگ این کشور بی متولی است.

مظاهر مصفا زاده 1311 در تفرش، استاد دانشگاه، شاعر و مصحح برجسته معاصر بود.

او سال های متمادی به عنوان استادتمام رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و بعدها دانشگاه آزاد به خدمت مشغول بود. مصفا یکی از قصیده سرایان شاخص ایرانی هم بود. تاکنون چند مجموعه شعر از او به چاپ رسیده که از آن جمله است: «ده فریاد»، «سی سخن»، «توفان خشم»، «سپیدنامه» و «سی پاره».

خداوند خیر دهد علی دهباشی سردبیر خستگی ناپذیر بخارا را که با شب های بخارا توانست خلا بزرگ نهادی ما را در پاسداشت اهالی فرهنگ و اندیشه پر کند و برای مظاهر مصفا نیز همچون بسیاری از بزرگان این کشور که نهاد بالنده و فراگیر فرهنگ از آنها تغذیه و وام دار آنها است، شب بزرگداشت برگزار کند. جهان پیش رو جهان تغذیه از ریشه ها و تکیه بر شانه بزرگان و نگاه و توجه به افق های بلندتر است و نه نادیده انگاشتن گذشته و بی اعتنایی به سرمایه های نمادین و بزرگان اندیشه و فرهنگ و ادب. دستیابی به افق های تازه و دستیابی به فرهنگ قابل بسط و ارزشمند و قابل تفاخر تنها از شناخت گذشته و آموختن آن ممکن است. اگر سعدی نبود، حافظ  نبود. امروز هم انبان فرهنگ ایران چیزی برای گفتن و شنیدن کم داشت، اگر مظاهر مصفا هم نبود ما در سخن گفتن و شنیدن چیزی برای ارائه کم داشتیم. تجلیل این داشته ها افق های وسیع تر و قله های مرتفع تری پیش روی جامعه پرمساله امروز قرار می دهد.