آرشیو چهار‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۶۰
ادبیات
۸

نقد ادبی ژانری از ادبیات است

هارولد بلوم: شکسپیر جهانی ترین نویسنده تاریخ است

هارولد بلوم، نویسنده و از مطرح ترین منتقدان و نظریه پردازان ادبی اخیرا در 89 سالگی از دنیا رفت. سالیان طولانی او را مهم ترین منتقد و نظریه پرداز ادبی در قید حیات آمریکا می دانستند گرچه درباره نظریات ادبی او اختلافات و مناقشه های بسیاری در میان اهل نظر وجود داشت. اما تاثیر و شهرت او بر فضای ادبی در نیم قرن اخیر مورد تردید هیچ یک از منتقدان و مخالفان و اهل ادبیات نبوده است. بلوم در شهر نیویورک آمریکا و در محله ای یهودی نشین به دنیا آمد و بزرگ شد و آن طور که خودش گفته است آثار چارلز دیکنز و اشعار ویلیام بلیک او را شیفته ادبیات کرد و بعدها نیز به خاطر آشنایی اش با نورتروپ فرای به نقد ادبی روی آورد و تا آخر عمر هم فعالیت خود را به عنوان منتقد ادبی ادامه داد. هارولد بلوم، استاد دانشگاه ییل از دهه پنجاه به عنوان دانشجو به این دانشگاه وارد شد، تا مقطع دکترا در همان جا ماند و بعدها در کسوت استاد ادبیات تطبیقی و ادبیات انگلیسی در دانشگاه ییل به تدریس پرداخت. او در گفت وگویی1 درباره نقد ادبی می گوید که اوضاع چندان خوشایندی ندارد و برای همین هیچ تصوری از آینده نقد ادبی ندارد، اما معتقد است شعر آمریکا از نقد شعر حال وروز بهتری دارد و کسانی مثل جان اشبری، جیمز مریل و دیگران هستند که می توانند به عنوان جانشینان والاس استیونس و الیزابت بیشاپ گزینه های خوب و مناسبی باشند. اما نقد شعر در آمریکا خیلی اوضاع خوشایندی ندارد. او همچنین به قدرت شعر اشاره می کند قدرتی که در تولید قرائت های نیرومند نمود پیدا می کند و آنها نیز به نوبه خود قرائت های نیرومند دیگر را در دل دارند.

بلوم نقد ادبی را شاخه ای از ادبیات می داند نه ساحتی جدا و پرت افتاده از تولید ادبی. رویکردی به نقد ادبی که در ایران مسلط است و نقد را نسبت به اثر ادبی در جایگاه پسینی قرار می دهد و آن را ابزاری می داند برای شرح و مرور اثر ادبی نه چیز بیشتری. اما بلوم معتقد است تمایزی بین مطالعه ادبیات و مطالعه نقد ادبی وجود ندارد و «نقد ادبی در وهله نخست شاخه ای خاص از ادبیات است و برای خودش ژانری است. در وهله دوم، شاخه ای از نقد ادبی هست که مترادف مطالعات ادبی است. مطالعات ادبی هم همان خواندن ادبیات است. خواندن یا مطالعه ادبیات همان نقد ادبیات است، پس تمایزی در کار نیست». او مطالعات ادبی را جزو «بنیادهای جامعه» می داند و باور دارد که نمی توان هیچ مطالعه ای انجام داد مگر اینکه به نحوی مطالعه ادبیات باشد. «ما امروزه در فرهنگی ادبی به سر می بریم و آنان که گمان می کردند به زودی فرهنگ علمی موفق خواهد شد و علم تعیین کننده همه چیز می شود، امروز حتما فهمیده اند که در اشتباه بوده اند. ما بدل به جامعه ای تکنولوژیک شده ایم، اما فرهنگ تکنولوژیک شیوع نیافته است. فلسفه، علم، دین و مقولات دیگر، طی فرآیندی که قرن ها طول کشیده است، به شیوه های مختلف کمرنگ شده اند و ادبیات تخیلی با سرعت فزاینده ای جایشان را اشغال می کند. نمی گویم این اتفاق فرخنده ای است، اما به یقین هم نمی توان گفت که چیز بدی است. فقط می توانم بگویم که شدت این فرآیند به شکل فزاینده ای زیاد می شود و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد». بلوم در تمام آثارش به نوعی به قدرت ادبیات اشاره می کند که امکان مواجهه خود با خود را فراهم می آورد و در این میانه کارکرد نقد ادبی را بسیار جدی و مهم می شمارد. بااین همه او درک درستی از وضعیت نقد ادبی دارد و وضع موجود را چنین شرح می دهد: «به نظرم در طول تاریخ همیشه آثار میان مایه تولید انبوه شده اند. گاهی اوقات ژورنالیستی اند، گاه دانشگاهی و شبه دانشگاهی و گاه تنها دلیل تولیدشان پیشرفت در دانشگاه است. اما از سوی دیگر، فکر نمی کنم اگر موفق شوید قواعد ارتقاء دانشگاهی را محو کنید، تحول یا تکامل خاصی در گفتار نقد ادبی رخ دهد. مساله بر سر این نیست که آیا تحقیقات و انتشارات دانشگاهی باید به عنوان عاملی برای ارتقاء استادان و دانشجویان لحاظ شود یا نه. دراین باره قضاوت نمی کنم، فقط می توانم بگویم به خاطر شوق بشر به بیان خویش، در تمام دوره های تاریخی حجم تولید آشغال نسبت به آثار اصیل و بزرگ، به طرزی باورنکردنی زیاد بوده است». با وجود این انتقادات و شرایط نه چندان خوشایندی که ازقضا به طرزی تاریخی بارها تکرار شده و همواره وجود داشته، او معتقد است گریزی از خواندن ادبیات نیست و بارها بر ضرورت خواندن شاهکارهای ادبی تاکید کرده و اصرار دارد که خواندن ادبیات کلاسیک و شاهکارهای آن لازمه هر نوع مطالعه ادبی است. ازجمله او به آثار شکسپیر اشاره دارد و معتقد است «باید شکسپیر را بخوانیم، باید او را دقیق مطالعه کنیم. باید دانته بخوانیم، باید چاسر بخوانیم، باید سروانتس بخوانیم. ما باید کتاب های مقدس را بخوانیم». از نظر هارولد بلوم، کار نویسندگان بزرگ را باید خواند، چون نوعی ارزش فکری، ارزش معنوی تولید می کنند که بسیار فراتر از باورهای تاریخی تولیدشده به دست نهادهاست. «این آثار ما را با خودمان مواجه می کنند، ما را به یاد خودمان می آورند. فقط این نیست که فراموش شده ها را به یادمان بیاورند، بلکه چیزهایی به ما می گویند که بدون این آثار از هیچ جا نمی توانستیم بیاموزیم». در این میان او اعتقاد راسخی به شکسپیر دارد و می گوید همیشه هنگام طرح این بحث شکسپیر را مثال می زنم. شکسپیر جهانی ترین نویسنده تاریخ است. تنها نویسنده حقیقتا فراملیتی است. ازاین رو در فقدان این منتقد بزرگ در صفحه اخیر بخشی از نوشته های هارولد بلوم درباره شکسپیر آورده است که با ترجمه درخور رضا سرور پیش روی شماست.

1- «نظریه پرداز ادبی: مطالعه ادبیات بنیاد جامعه است»، ترجمه امیر احمدی آریان، روزنامه شرق، چهار شنبه 4 خرداد 1390، شماره 1255