آرشیو چهار‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۶۰
ادبیات
۸
شیرازه

نگاهی دیگر به شمس تبریزی

«در جدال با خویشتن» با عنوان فرعی «نگاهی دیگر به احوال و اقوال شمس تبریزی» عنوان کتابی است از مهدی محبتی که به تازگی در نشر کتاب پارسه منتشر شده است. در این کتاب گزیده ای از مقالات شمس هم با انتخاب محبتی به همراه تحلیل و تعلیقات آورده شده است. «در جدال با خویشتن» دو بخش اصلی دارد، بخش اول «کلیات و مبانی» نام دارد و خود شامل پنج فصل است و در بخش دوم کتاب نیز گزیده ای از مقالات شمس نقل شده است.

نویسنده در مقدمه کتاب توضیحاتی درباره ایده اصلی تدوین کتاب داده و ازجمله به این نکته اشاره کرده که شمس، «شجاعت غریب و بی نظیری» در بیان باورهایش داشته و در هر شرایطی بی آنکه هراسی از مخاطبانش یا وضعیت اطرافش داشته باشد حرف خودش را می زده است. محبتی با اشاره به این ویژگی شمس نوشته که: «این کتاب اساسا بر پایه همین نگاه شکل گرفته است که مخاطب، اندکی در فهمیدن و گفتن، شجاع تر و گستاخ تر گردد و حتی شده لحظه ای قالب های هزارساله ذهنی و زبانی و بت های ازلی و -گویا- ابدی خود را بشکند اگرچه این بت، خود شمس و مولانا باشد! هرکس یک بار هم شده، به تعبیر شمس، رساله خود را بخواند از پی آن که ورق یار را بارها برخوانده است». بر اساس همین نگاه، بیشترین حجم کتاب به تبیین معنی کرده ها و گفته های شمس تبریزی اختصاص یافته تا تصویری دقیق تر و عمیق تر از او، «به دور از حب و بغض ها و افراط و تفریط های قالبی و غالب»، ترسیم گردد و ازاین روست که تفصیلی در بخش توضیح و تفسیر کلمات شمس دیده نمی شود و نویسنده نکته ها و واژگان را جز در موارد ضروری باز نکرده است. به عبارتی کتاب فقط تا جایی به شرح و تعلیق پرداخته است که مشکل خواننده در فهم و درک متن حل شود و بتواند معنای اولیه را دقیق و درست دریابد.

مبنای انتخاب و گزینش گزیده مقالات شمس در این کتاب، «مقالات شمس» مطبوع محمدعلی موحد بوده است؛ هرچند که محبتی در جاهایی به چاپ مقالات م.خوشنویس و «فیه مافیه» و «رساله سپهسالار» و «مناقب العارفین» هم نظر داشته است. آن طور که محبتی توضیح داده، او بر سخنان شمس هیچ چیزی اضافه نکرده و تغییری در آنها نداده است اما در حد امکان، گفته های او را پیراسته و ساده سازی کرده است تا فهم متن برای خوانندگان ساده تر باشد.

بخش اول کتاب، شامل پنج فصل با این عناوین است: «مقدمات آشنایی»، «سنگ و آینه»، «اندیشه ها و اسرار»، «جایگاه عقل و عاقلان در مقالات» و «زندگی و آثار شمس». در فصل اول کتاب نخست این پرسش مطرح شده که شمس را چگونه باید دید. نویسنده در اینجا مهم ترین دلیل محبوبیت شمس در چند دهه اخیر را بیش از هر دلیل دیگری در دو ساحت بررسی کرده است: نخست پیچیدن و درپیچیدن با ذات آدمی و لایه های پنهان او که اغلب کسی توان ابراز یا فهم آن را ندارد و سپس آویزش و ستیز با تابوهایی که همواره ممنوع بوده اند: «شمس بی تردید قهرمان میدان این آمیزش و آویزش هاست. مساله ای که به نظر می رسد مولانا، علی رغم همه شهرت و عظمتی که دارد، در میدان اول پیروزتر از شمس و در میدان دوم بسیار کم فروغ تر از اوست. شمس، شاید به خاطر عدم پروا از مخاطبان و بی اعتنایی به نام و عنوان، بی هیچ واهمه و هراسی، به هرچه می خواهد درمی پیچد و تا آنجا که می تواند از خواست ها و لایه های پنهان آدمی و گره ها و تابوهای کور و زمخت عالمی پرده برمی دارد و آنچه را که گمان می برد درست است، بر زبان می راند؛ هرچند خود -بعضا- در تعارضاتی سنگین و سهمگین گرفتار می آید و هیچ راه برون رفتی هم نمی یابد». به اعتقاد نویسنده، دلیل مقبولیت روبه افزایش شمس در روزگار ما همین همسویی و همخوانی او با «سرشت سردرگم و پرهوش» انسان معاصر است. محبتی این نکته را هم مطرح می کند که به رغم آثار گوناگونی که درباره شمس منتشر شده، مقالات او هنوز ابعاد و زوایای کشف نشده زیادی دارد و به این اعتبار او در کتابش تلاش کرده تا به این ویژگی های مقالات شمس بپردازد.

فصل دوم کتاب با تحلیل هنجارگریزی ها و هنجارستیزی های شمس آغاز می شود. نویسنده آشکارترین حوزه هنجارگریزی های شمس را در نوع برخورد او با هنجارهای عرفی و اجتماعی دانسته است. از ظهور و حضور شمس در قونیه تا اولین مواجهه اش با مولانا و نیز نوع پوشش و منزل گزینی او همگی نشانه ای است از اینکه شمس برخلاف هنجارهای اجتماعی دورانش رفتار می کرده است. محبتی به این نکته اشاره می کند که هنجارگریزی های عرفی و اجتماعی شمس در مقالات شامل طیف وسیعی از کنش ها و گفتارهاست که همه آنها را نمی توان یکجا گرد آورد. از همین روست که او معتقد است این جمله مشهور مولانا درباره شمس تنها از باب شیفتگی نبوده است: «خودغریبی در جهان چون شمس نیست».

فصل سوم کتاب به اندیشه ها و اسرار مقالات شمس اختصاص دارد و نویسنده در اینجا کوشیده تا لایه های دیگری از مقالات را، به جز معنای مستقیم آنها، بررسی کند.

 فصل بعدی کتاب به تاملات فلسفی شمس مربوط است. شمس هم به دلیل تاثیری که بر عرفان اسلامی و ایرانی دارد و هم به دلیل میزان تاثیر گذاری اش بر مولانا از مهم ترین عرفا به شمار می رود. نویسنده معتقد است که «شناخت احوال و افعال و اقوال او می تواند از جهات بسیار در نقد فلسفه و تفکر فلسفی درس آموز و عبرت آمیز باشد، ضمن آنکه تامل و تدقیق در مقالات شمس نشان می دهد که یکی از گسترده ترین موضوعاتی که شمس در طول حیات خویش، پیوسته و مدام با آن درگیر بوده و چالش می ورزیده، فلسفه و فهم فلسفی و همچنین برخی فیلسوفان بزرگ و تاثیرگذار بوده است، به حدی که کمتر شخصیت برجسته در قلمرو عرفان ایرانی اسلامی را می توان یافت که تا این حد با منطق و فلسفه و نوع نگاه منطقی و فلسفی در کیفیت و کمیت روش درگیر گشته باشد و ضمن شناخت نسبتا دقیق مباحث فلسفی، نکته ها و خرده هایی چنین دقیق بر فلسفه و برخی فیلسوفان وارد کرده باشد». فصل پنجم کتاب هم به زندگی و آثار شمس مربوط است و پس از آن گزیده ای از مقالات شمس منتشر شده است.