آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۵
صفحه اول
۱
جهان

هنگ کنگ

دکتر جواد منصوری

منطقه شرق آسیا مدتی است به محل رقابت استراتژیک چندین قدرت بین المللی تبدیل شده است. دولت ایالات متحده امریکا تصورشان بر این است که اگر نتوانند مانند گذشته در خاورمیانه باشند، منطقه ای که می توانند، بیشترین منفعت فرامرزی را ببرند، منطقه کرانه غربی اقیانوس آرام است. در نتیجه روابط امریکا و کشورهای منطقه حوزه آسیا و اقیانوس آرام، در اولویت روابط دیپلماتیک و امنیتی امریکا بعد از خاورمیانه قرار دارد. در منطقه شرق آسیا تنها دولتی که به انگیزه های مختلف توان مقابله با امریکا را دارد، چین است. کشورهای دیگر هر یک در بخش های ویژه ای قدرتمند هستند و در بخش های دیگر ضعیف مانده اند، حتی کره شمالی که به عنوان یک قدرت هسته ای در شرق آسیا قرار گرفته است، از نظر واشنگتن یک رقیب جدی محسوب نمی شود، بلکه زمامداران امریکایی، این کشور را سایه ای از تهدید پکن برای نفوذ خود در منطقه تلقی می کنند. واشنگتن به ویژه در دولت کنونی تمام تلاش خود را به کار گرفته است که اجازه ندهد دولت چین به قدرت اول منطقه شرق آسیا تبدیل شود. برای رسیدن به این هدف، دولت امریکا در جبهه های مختلف رقابت نفس گیر و مستهلک کننده ای را با چین آغاز کرده است، در حوزه اقتصاد، فناوری، نظامی امنیت، دیپلماسی و سازمان های بین المللی جنگ اعلام نشده و رقابت خاموشی میان چین و امریکا در جریان است. در حوزه تجارت دوجانبه هم جنگ تجاری به صورت روشن از سوی امریکا اعلام شده است، جنگی که دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا با ادعای «آسان بودن برد در جنگ تجاری» با اعلام تعرفه بر کالاهای وارداتی از چین آغاز کرده است. امریکا با این جنگ ها قصد دارد تبدیل شدن چین به قدرت اول اقتصادی منطقه شرق آسیا را به تاخیر بیندازد.

در مسیر فشار به پکن و جنگ های اعلام نشده امریکا با چین، یکی از ابزارهای فشار واشنگتن، موقعیت ویژه و وضعیت نسبتا مبهم حقوقی حاکمیت هنگ کنگ است. سال 1997 که بریتانیا، حاکمیت هنگ کنگ را به پکن واگذار کرد، قرارداد مبهمی میان دو کشور امضا شد که وضعیت حقوقی این سرزمین را به شکلی پیچیده و مبهم به یک کشور خودمختار در درون یک کشور مستقل تبدیل کرد. این پیمان به شکلی تنظیم شده است که می تواند دایم وضعیت حاکمیت چین در این بخش از سرزمینش را تا نیم قرن به چالش بکشد. سال های حاکمیت بریتانیا در هنگ کنگ، باعث ایجاد شکاف های داخلی در این هاب تجاری و مالی شرق آسیا نیز شده است. رقابت میان جریان های مختلف سیاسی از جمله هواداران اتحاد با چین و هواداران تبدیل به یک دولت هم پیمان امریکا همواره با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند و همزمان نفوذ سنتی بریتانیا نیز در این منطقه خودمختار همچنان حفظ شده است.

جریان هنگ کنگ یک مستمسک و یک ابزاری برای به چالش کشیدن چین در جنوب شرقی آسیا است. چین به لحاظ اقتصادی، تجاری و مالی هرگز تمایل ندارد که هنگ کنگ و حاکمیت بر این منطقه را از دست بدهد، همزمان امریکایی ها این گلوگاه حیاتی تجاری شرق آسیا را از چین جدا کنند. واقعیت این است که بخش بزرگی از اقتصاد چین در دهه های اخیر به سرمایه گذاران هنگ کنگی متکی شده است. سال 1997 زمانی که حاکمیت استعماری بریتانیا بر این سرزمین به پایان رسید، گروهی از تاجران سنتی هنگ کنگ، تصمیم گرفتند برای جلوگیری از جذب و هضم هنگ کنگ در نظام مرکزگرای کمونیستی چین، چین را به نظامی هنگ کنگی تبدیل کنند. در نتیجه بخش مهمی از سرمایه گذاری ها و صنایع چینی وابسته به تاجران هنگ کنگی است که تلاش می کنند بخش عمده ای از اقتصاد چین را به هنگ کنگ وابسته کنند. در واقع نه تنها هنگ کنگ در سرزمین چین یک حاکمیت خودمختار سرزمینی دارد، در اقتصاد چین هم به صورت جزیره ای از اقتصاد آزاد فعالیت می کند، فروشگاه ها و بانک هایی در سراسر چین با عنوان نهادهای اقتصادی هنگ کنگی که به همین نام هم خطاب می شوند در حال فعالیت هستند.

در نتیجه به نظر می رسد که رقابت بر سر هنگ کنگ میان واشنگتن و پکن، برای مدت های طولانی ادامه داشته باشد چرا که نه چین و نه امریکا قصد ندارند از این اهرم قدرتمند اقتصادی و تجاری چشم پوشی کنند. برخلاف انتظار دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا، جنگ تجاری با چین، جنگ آسانی نبود و بردن در آن ساده نبود. ترامپ تصور می کرد که با اعلام تعرفه های تجاری می تواند چین را وادار به عقب نشینی کند، اما محاسبات او اشتباه از آب درآمد. گمان من، به رغم حجم عظیم مبادلات اقتصادی چین و امریکا، اقتصاد چین به یک بازار جهانی دسترسی دارد و همزمان در هم تنیدگی اقتصاد امریکا و چین در حدی است که وابستگی اقتصاد امریکا به نیروی کار ارزان و کالاهای ارزان قیمت صنعتی چین، حتی با وجود تعرفه ها هم قابل چشم پوشی نیست. در نتیجه ناتوانی واشنگتن در شکستن اراده چین در سنگر جنگ تجاری، حالا هنگ کنگ به ابزار تازه ای برای تهدید سرزمینی و امنیتی چین تبدیل شده است. به گمان من، چشم انداز روشنی در مورد آینده این رقابت میان چین و امریکا وجود ندارد. حتی اگر چین بتواند امریکا را به عنوان ابرقدرت اقتصادی جهان پشت سر بگذارد و به بزرگ ترین اقتصاد جهان تبدیل شود، واشنگتن نه تنها کوتاه نخواهد آمد، بلکه انگیزه بیشتری برای رقابت و تضعیف قدرت چین پیدا می کند.