آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۴۴
تصویر روز
۸

گفت و گو با مسعود سمیعی، نمایشنامه نویس وکارگردان

تئاتر ما کاریکاتور مضحکی از تئاتر غرب است!

گفتگو: سید علی تدین صدوقی

 

مسعود سمیعی از تحصیل کردگان هنرهای دراماتیک و از رزمندگان دفاع مقدس است که حدود 40 سال است در عرصه هنرهای نمایشی، به نمایشنامه نویسی و کارگردانی مشغول است. اوضاع نه چندان خوشایند این روزهای تئاتر بهانه ای شد تا با وی به گفت وگو بنشینیم.
آقای سمیعی با توجه به اینکه شما هم قبل و هم بعد از انقلاب را در تئاتر دیده اید وهم از هنرمندان وتئاتری های انقلابی بوده اید که تعلق خاطر بسیاری به تئاتر انقلابی و اسلامی و ایرانی دارید، ارزیابی تان از وضع امروز تئاتر در ایران چیست؟

 بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از شما و روزنامه کیهان که به یاد ما افتادید و شرایطی فراهم آوردید که در خدمتتان باشم، چون فکر می کردم که دیگر نسل ما فراموش شده است اما شما ثابت کردید که این گونه نیست.

من به عنوان یکی از آحاد مردم و کسی که علاقه مند به تئاتر است و مقدار اندکی در گذشته کار کرده و از ابتدای انقلاب هم فعال بوده مسایل و ایراداتی را بخصوص بر مسئولین اجرایی تئاتر دارم که به تدریج عرض می کنم. اما پاسخم در ارتباط با حفظ شان انقلاب و شان مردم در تئاتر، طبعا منفی است و مثبت نیست.

 پس شما می فرمائید ما هنوز به آن آرمان ها و اهداف بالادستی نظام درخصوص فرهنگ و هنر و به ویژه هنر تئاتر نرسیده ایم، اما چه موانعی بر سر راه بوده است؟ به خصوص در بخش درام نویسی که عنصر مهمی در تئاتر است.

در درجه اول عرض کنم که یک مدیر یا استاد دانشگاه رشته هنرهای نمایشی و هنرهای زیبا همانقدر که با مکاتب هنری آشنایی دارد باید به مکاتب فرهنگی و طبعا با سنت های آئینی و دین و مذهب و اعتقادات مردم خودش و جغرافیا و تاریخ ده هزار ساله کشورش آشنایی داشته باشد. می توانم به جرات بگویم که هیچکدام از مسئولین فرهنگی و هنری یا تعداد بسیار بسیار کمی از آنان نوشته ای در این خصوص ندارند. برخورد با دانش آموزان و دانشجویان نیز این گونه است که به آنها گفته می شود که تعداد صفحات کتابی را حفظ کنند و آخر ترم امتحان بدهند. مغازه های روبه روی دانشگاه تهران هم که زحمت مطالعه را از دانشجو گرفته و پایان نامه نیز برایشان می نویسند و اساتید هم به آنها نمره قبولی می دهند. درباره اینکه چه باید کرد، پرسشتان در بحث آموزش و اساتید ماست که مانند خود ما تنبل هستند و به ضرورت یادگیری بسیار بسیار کم رسیدگی می کنند. دانشجو تنبل تر از استاد است و زمانی که اینها را باهم جمع می کنیم، معدلش می شود چیزی که ما امروز روی صحنه تئاتر می بینیم.

- از فحوای کلامتان این گونه برمی آید که هنوز آن دیدگاه های خارجی و غربی که در اروپا و غرب درخصوص هنر و تئاتر وجود دارد اینجا اجرا می شود. هنوز این رویکرد است که دارد تدریس می شود، آن هم به صورت ناقص و نخ نما شده؟

تئاتر یک عنصر وارداتی است. ما حتی آن تحقیقی که نشان دهد چگونه می توانیم یک تئاتری داشته باشیم که اگر یک خارجی وارد ایران شد و یک نمایش دید احساس کند که یک درام استاندارد ایرانی را دیده، نداشته ایم. مانند تئاتر چین یا ژاپن یا هند که مربوط به فرهنگ خودشان است. ما در اینجا متاسفانه کاریکاتور مضحکی از تئاتر غرب را داریم. در زمان گذشته (قبل از انقلاب) تمام سعی و تلاش دانشگاه و دانشجو و روشنفکر و استاد سر این بود که بگویند تئاتر ما مثل تئاتر فلان کشور و بهمان کشور است! ما به شکل کاریکاتورمابانه ای هم در دانشگاه تدریسش کردیم و هم کاریکاتورش را اجرا کردیم. حتی مفاهیم سیاسی مربوط به انقلاب را هم برای نسل جوان تحلیل نکرده ایم. نمی شود و نمی توان با سرمایه داری نجنگید و با آمریکا جنگید، نمی شود آمریکا را از اروپا جدا کرد، امپریالیسم امروز یک واحد متحد است و... بنابراین زمانی که ما آمدیم و آمریکا را به یک کشور و یک فرد خلاصه اش کردیم طبعا از لحاظ سیاسی دچار مشکل می شویم. بنابراین از لحاظ فرهنگی هم دچار مشکل خواهیم شد. یعنی دانشجوی ما نمی داند چه کتابی را باید بخواند. آیا کتابی را بخواند که نوشته مرگ بر آمریکا یا مرگ برسیستمی که نوع استکبار را تولید می کند؟

آیا فکر می کنید به همین دلیل است که مسئله زن در تئاتر ما یکی از مسائل مهم شده که همه تئاترها به آن دچار هستند؟ مانند روابط آنچنانی، عشق های چند سویه، ارتباطات چند وجهی نامانوس و غیرمتعارف و... اینها درست شبیه کارهایی است که در غرب انجام می شود مانند کارهای پینتر، یاسمین رضا و...

باید بگویم متاسفانه ما در حال حاضر در بخش فرهنگ و هنر اسم اسلامی را با خودمان یدک می کشیم. به همین دلیل هم فضای سینما و تئاتر ما چندان سالم نیست. طی این سال ها شاگردهایی داشتم که پس از گذراندن دوره های بازیگری زمانی که می خواستند با حفظ نجابت خود وارد کار بشوند اینها را به بازی نگرفتند. این اتفاق با توجه به خصوصی سازی در تئاتر هم بیشتر شده است. ما به خاطر تحلیل و برداشت غلطی که از هنر مدرن داشته ایم آنچه را که از آن گذشتیم شعارها و آرمان های انقلاب اسلامی بود و آنچه را که در هنر داریم کپی می کنیم نافهمی و ناآگاهی و صرف این است که به ما هم اطلاق یک فرد وعنصر غربی را بدهند. متاسفانه من چیزی را از ایرانی اسلامی بودن در سطح دانشگاه و کلاس ها و درس ها نمی بینم. درخصوص زن در تئاتر هم باید بگویم که زن در این میان دو وجه دارد. یکی اینکه معمولا جامعه توسط زن آباد یا خراب می شود به دلیل آنکه زن همسر است زن خانه را اداره می کند و زن مادر است.

از طرفی در ادبیات ما، معشوقه زنی است که در عقبه آن «لا حول ولا» وجود دارد. بنابراین از زن و عشق زمینی می توان به عشق الهی رسید. این نیز در اندیشه مان بود اما برای اینکه این کار در تئاتر صورت پذیرد نیاز به سواد و دانش است. شخصا این را هم اضافه کنم که نمی دانم به چه دلیل در کشور ما زمانی که یک دانشجو مدرکش را می گیرد و زمانی که یک استاد حکم تدریسش را دریافت می کند، اولین کاری که می کند کتاب را می گذارد کنار؟!

به عنوان آخرین سوال با توجه به این اوصاف ما هنوز نتوانستیم در بخش درام نویسی و تئاتر به آن اهداف بالا دستی نظام و آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی و منویات مقام معظم رهبری در این خصوص برسیم، بخصوص در مبحث زن و تاثیر زن در جامعه و اینکه می بینیم همه در حال اقتباس کردن از آثار خارجی و غربی هستند که آنها نیز تماما به فرهنگ و مسایل و روابط غربی مربوط می شود و نه فرهنگ و هنر ما. پس در حال حاضر چاره چیست و چگونه باید این معضل را حل بکنیم؟

توجه بفرمائید که کار نشد ندارد. کل نهضت ادبی رنسانس در اروپا را چهار یا پنج نفر راه می اندازند. صحبت بر سر این است که یک شرایطی را برای یک کار نمایشی بگذاریم، مانند یک قصاب که مجوز قصابی دارد یا راننده ای که گواهینامه برای رانندگی دارد و این فقط به مدرک تحصیلی اش یا حتی فروش بلیط محدود نشود. یک زمانی یکی از این مدیران مرکز هنرهای نمایشی کار بسیار خوبی را کرد و نمی دانم چرا ادامه پیدا نکرد و آن این بود که برای کارها جلسات نقد و بررسی می گذاشتند و کارها مورد نقد وبررسی منتقدان صاحب نام و تماشاگران قرار می گرفت. خب این بسیار بسیار کار درستی بود. کار شدنی هست به شرط اینکه کمیسیون فرهنگی محترم مجلس بجای اینکه فکر کند بودجه اش چرا آنقدر کم یا زیاد است و یا اینکه از افرادی در آنجا استفاده شود که بزرگترین افتخارشان این نباشد که بگویند من درعمرم یک سینما یا یک فیلم ندیدم، وزیر ارشاد ما به نحوی انتخاب بشود که حداقل از در سینما یا تئاتری گذشته باشد و هر از چندگاهی تئاتری ها و سینمایی ها بتوانند تعاملی با وزیر ارشاد یا کسانی که در این زمینه فعال هستند داشته باشند. در عین حالی که ما خیلی بیشتر از نفت، قصه داریم یعنی شخص بنده اینجا در حضور شما رگم را گرو می گذارم که به من پنجاه نفر آدم دلسوز و اهل تحقیق بدهید با بودجه ای که به اندازه یکی از این نمایش های به اصطلاح لاکچری هم نباشد، اصلا تنخواهش نزد خودتان باشد، من از دل همین کشور درام هایی را به کمک همکارانم بیرون می کشم که قبلا کسانی مانند شکسپیر از ما محترمانه ربوده اند و غیرمحترمانه دزدیده اند! ما آن قدر فرهنگ و توانایی در درون وجودمان در قصه هایمان در زیرزمین هایمان و درسینه هایمان حبس است که اگر آنها را از غرب بگیریم چیزی برای گفتن ندارند.