آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۵
جهان
۶
ترجمه روز

خروج امریکا از ناتو چه عواقبی خواهد داشت؟

خطر بیخ گوش اروپا

مترجم: هدیه عابدی

فرض کنید در ماه فوریه سال 2021 هستیم. دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا چند ماه پس از انتخاب دوباره به عنوان رییس جمهور امریکا اعلام می کند که عمر ناتو دیگر به سر آمده است و واشنگتن از این اتحاد خارج می شود. تمامی نیروهای امریکا اعم از نظامیان و تجهیزات دفاعی موشکی و هسته ای این کشور به سرعت هر چه تمام تر از اروپا خارج می شوند.

این سناریوی کابوس وار پس از گزارش نیویورک تایمز در ماه ژانویه 2019 مبنی بر درخواست چندین باره ترامپ برای خروج از ناتو، در ذهن بسیاری از مقامات و کارشناسان سیاسی امنیتی شکل گرفت. براساس قانون حمایت از ناتو که کنگره امریکا تصویب کرده است، استفاده از منابع مالی برای خروج امریکا از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) ممنوع است، اما همچنان احتمال انجام چنین کاری از سوی واشنگتن وجود دارد.

تفکرات ترامپ درباره خروج از ناتو زنگ خطری برای برخی اروپاییان بوده است. آنها احساس می کنند اروپا باید برای حفظ امنیت خود مسوولیت پذیری بیشتری داشته باشد. درک این موضوع کمک می کند تا بفهمیم چرا در برنامه های اتحادیه اروپا همکاری دفاعی نزدیک تر و استقلال استراتژیک بیشتر از اهمیت زیادی برخوردارند، اما آیا اروپایی ها می توانند از خودشان دفاع کنند؟ روند دفاعی آنها بدون حضور امریکا به چه شکل خواهد بود؟

برای پاسخ به این سوالات کارشناسانی از فرانسه، آلمان، لهستان، انگلستان و ایالات متحده امریکا در قالب چند گروه، سناریوی خروج واشنگتن از ناتو را پس از وقوع بحران در یکی از کشورهای عضو ناتو در منطقه بالکان غربی و در سراسر شرق اروپا، شبیه سازی کرده اند. اینکه اروپایی ها چگونه به چنین سناریویی واکنش نشان می دهند؟ خطوط قرمز، منافع و اولویت های کشورهای مربوطه کدامند؟ اگر امریکا از ناتو خارج شود، اروپایی ها چگونه می توانند سیستم دفاعی خود را سازماندهی کنند و واشنگتن پس از خروج از ناتو چه نقشی در امنیت اروپا خواهد داشت؟ نتیجه این شبیه سازی ترسناک بود چراکه هیچ نکته مثبتی برای هیچ یک از این کشورها به دست نیامد.

در ابتدای این بازی سیاسی، بیشتر تیم های اروپایی با اتخاذ رویکرد «صبر کن و ببین»، تلاش کردند امریکا را برای بازگشت به ناتو متقاعد کنند و امتیازاتی را به این کشور پیشنهاد می کردند که پیش تر حتی قابل بررسی هم نبود (از تجارت گرفته تا انرژی). پیام تاسف بار این موضوع برای روابط میان اروپا و امریکا این است که تهدید به خروج از ناتو ممکن است واقعا نتیجه دهد.

اروپایی ها زمانی دست به کار شدند که شرایط امنیتی این سناریو به شکل قابل توجهی وخیم تر شد و مشخص شد که تصمیم خروج امریکا -حداقل در این شبیه سازی- غیرقابل بازگشت است. بیشتر تیم ها در مواجهه با وقوع بحران در یکی از کشورهای عضو ناتو در غرب بالکان انتظار داشتند که دیگر اعضای ناتو برای اجرای اصل دفاع جمعی با هم به توافق برسند. اما آنها تنها به مذاکره در این خصوص اکتفا کردند. به نظر می رسد اعتبار اصل دفاع جمعی و تعهد دفاع متقابل بدون ضمانت های امنیتی امریکا زیر سوال می رود.

سپس اوضاع وخیم تر شد: در صورت تشدید بحران، کمبودهای اروپا خصوصا در زمینه دفاع هوایی و موشکی، پس از خروج کامل تمامی تجهیزات دفاعی موشکی و هسته ای امریکا، برای کشورهایی که فاقد توانمندی هسته ای باشند خطرناک خواهد بود و به دلیل اینکه پر کردن این شکاف ها و کمبودها نیازمند سرمایه گذاری بلندمدت است، اروپا در چنین سناریویی تا چندین سال آسیب پذیر خواهد بود.

خروج امریکا از ناتو خصوصا برای آلمان یک تهدید امنیتی تلقی می شود. تیم آلمان پیشنهاد داد که از پیمان آخن 2019 فرانسه و آلمان استفاده کرده و از فرانسه و انگلستان درخواست کنند که چتر حمایت هسته ای خود را روی دیگر کشورهای اروپایی نیز بگیرند. گسترش سلاح های هسته ای آلمان به دلیل مخالفت های داخلی گزینه غیر قابل دسترسی بود. اما گسترش چتر هسته ای بریتانیا و فرانسه هزینه قابل توجهی در بر داشت: بحث بر سر تقسیم بار مسوولیت دوباره در اروپا در می گرفت. بازدارندگی هسته ای نیز نمی توانست سوالات مربوط به امنیت اروپا را پاسخ دهد و اگر گسترش چتر هسته ای فرانسه و بریتانیا با شکست روبه رو می شد، برخی تیم ها انتظار تکثیر سلاح های هسته ای در اروپا را داشتند.

از دیدگاه فرانسه ناتو بدون ایالات متحده نابود می شود: تیم فرانسوی یک ساختار دفاع جمعی اروپا-محور در بلندمدت را ترجیح داد، در حالی که دیگر تیم ها به روابط دو جانبه وابسته بودند. چنین رویکردی با تردید روبه رو بود خصوصا از طرف بریتانیا و لهستان. آلمان، لهستان و انگلستان نسبت به حفظ ساختار فرماندهی ناتو پس از خروج امریکا مصمم بودند و امکاناتی برای واشنگتن فراهم کردند تا بتواند دوباره هر زمان که اراده کرد به ساختار امنیتی آینده اروپا وارد شود.

بریتانیا پس از برگزیت خود را کشوری پیشرو در امنیت اروپا می داند که می خواهد و قادر است که امنیت آینده اروپا را شکل دهد. تیم بریتانیایی نسبت به رهبری فرانسه و آلمان در مسائل دفاعی تردید خواهد داشت. تیم لهستان به عنوان نماینده آسیب پذیر ترین کشورهای عضو ناتو از شرق اروپا، به توانایی اروپا برای اجرای دفاع جمعی اعتماد نکرده و درنظر داشت که توافق دوجانبه ای با امریکا صورت دهد. ایجاد رابطه امنیتی و دفاعی دو جانبه با ایالات متحده تضمین کننده امنیت هر دو کشور خواهد بود. برای تیم امریکا، کمک به امنیت اروپا دیگر اهمیتی نداشت. این تیم احساس کرد که اروپایی ها برای دریافت حمایت باید هر آنچه در چنته دارند رو کنند، از تجارت گرفته تا اتحاد سیاسی با چین. تیم امریکا معتقد بود کشورهایی که به موضوع امنیت خود اهمیت می دهند روشی برای سازگاری با واشنگتن پیدا خواهند کرد و اروپا باید در مدیریت بحران قاره خود پیشقدم شود. در این سناریو پیدایش یک رابطه معاملاتی میان امریکا و اروپا عادی خواهد بود، اما اروپایی ها همچنان سرخورده خواهند بود چراکه به منافع مستمر استراتژیک واشنگتن در اروپا و شراکت مبتنی بر ارزش ها امید داشتند. در مقابل تیم امریکا تمرکز خود را در درجه اول بر توافقی گذاشت که بتواند مسائل دفاعی و تجاری را حل و فصل کند.

با بررسی پیامدهای گسترده تر این بازی سیاسی مشخص شد که بدون ضمانت امنیتی امریکا، اصول اتحاد اروپایی ها و همبستگی متقابل به سرعت تغییر کرده و اروپا در معرض خطر جدی چندپارگی قرار می گیرد. در حالی که اروپایی ها در اصل خواستار سازماندهی سیستم دفاعی خود هستند، کمبودهای آنان در توانمندی های نظامی مانع از هرگونه اقدام معنی دار شده و خیلی زود منجر به تجزیه این قاره می شود.