آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۷۶۶
مدیران
۲۴
جراحی سازمانی : بازسازی سازمان های ورشکسته (14)

ارزیابی قدرت مالی شرکت برای فرآیند بازسازی

دکتر رحمن عابدین زاده نیاسر پوریا روانستان
 در این بخش جنبه هایی از تحلیل های مالی بررسی شده است که در مرحله ارزیابی برای مدیر اجرایی بازسازی مهم هستند. این موارد عبارتند از:

1. وضعیت ترازنامه و قابلیت شرکت برای تامین مالی بازسازی از منابع داخلی.

2. تفاوت بین سود بیانیه عملیاتی و جریان نقدی.

3. نیاز به یک رهبر بازسازی برای دستیابی به دانش فردی درباره چگونگی خلق پول در کسب وکار فعال.

4. وضعیت سیستم های اطلاعاتی شرکت در زمینه مالی.

وضعیت ترازنامه

رهبر بازسازی باید ارزیابی دقیق و کاربردی از جایگاه نقدینگی و جریان نقدی شرکت داشته باشد. اگر شرکت درحال حاضر گردش مالی منفی دارد، رهبر بازسازی باید به سرعت درگیر جریان نقدی شرکت شود. کلید این درک، ترازنامه شرکت است. معمولا شرکت گرفتار مشکل، وضعیت ترازنامه بسیار ضعیفی دارد. ممکن است در ظاهر موارد آنچنان هم بد به نظر نرسند اما با نگاهی دقیق تر قسمت های مشکل دار مالی که نیاز به پاکسازی دارند، مشخص می شوند. ممکن است ارزش گذاری دارایی ها بیش از حد در نظر گرفته شده باشد؛ مخصوصا دارایی های نامحسوس. بسیاری از مدیران اجرایی بی تجربه بر حساب های دریافتنی تکیه کرده اند که غیرقابل دریافت بوده است. همچنین ممکن است بدهی های شرکت دست کم گرفته شوند. حساب کاربری «شناوری» خلق کنید که وضعیت بدهی واقعی شما را نشان دهد. ترازنامه کمد شرکت است که معمولا تمام اشتباهات گذشته در آن مخفی شده اند. به عنوان مدیر اجرایی بازسازی، ترازنامه را با نگاه بدون ترحم و سخت گیرانه یک بازرگان بررسی کنید. هر حساب اصلی باید با دقت به همراه کنترل گر شرکت بررسی شود. اگر او پاسخی نداشته باشد، مشخص خواهد شد که جراحی کارمندان باید از کجا شروع شود. همچنین، بررسی ترازنامه به این سبک به شما دیدی به درون دارایی های غیرفعال می دهد که می توانند به پول نقد تبدیل شوند.

گردش مالی

در بخش های خدمات مالی، منابع طبیعی و حوزه های تکنولوژی تفاوت قابل توجهی میان سود ذکر شده در بیانیه عملیاتی و جریان نقدی رخ می دهد. وضعیتی در شرکت های لیزینگ رخ داد که ارزش اجاره های بلند مدت را کاهش داد. گردش مالی واقعی کمتر از واقعیت نشان داده شده بود. این شرکت ها اغلب جریان نقدی بیشتری نسبت به آنچه بیانیه عملیاتی منعکس می کند، تولید می کنند. منظور این است که غالبا بیانیه عملیاتی و بیانیه گردش مالی دو جهان متفاوت از هم هستند. برای دستیابی به تصویر صحیح، تحلیل های گردش مالی را تهیه کرده و بیانیه تغییر در وضعیت مالی را بررسی کنید. این بیانیه ها، علاوه بر ترازنامه شما، باید تصویری از گردش مالی کنونی و چشم انداز آینده در حصول جریان نقدی از دارایی های غیر فعال یا زیان ده را در اختیار شما قرار دهند.

هدف شما این است که شرکت در کوتاه مدت به گردش مالی مثبت برسد. با اینکه بیشتر شرکت ها در نهایت از منابع کافی داخلی برخوردار هستند، اما در زمان تبدیل دارایی به جریان نقدی، احتمالا به سرمایه خارجی نیز نیاز پیدا خواهند کرد. گاهی اوقات گردش مالی مثبت می تواند فقط با کاهش تعداد کارکنان حاصل شود، اما معمولا کافی نیست. جراحی استراتژیک معمولا واگذاری استراتژیک است و نیازمند دوره زمانی بیشتری است. ممکن است حصول گردش مالی از روند واگذاری چند ماه به طول بینجامد. به همین خاطر است که به تامین مالی کوتاه مدت از طرف گروه وام دهنده، نیاز است. رهبر بازسازی باید ارزیابی واقع گرایانه ای از قابلیت های جریان نقدی داخلی و الزامات تامین مالی کوتاه مدت داشته باشد. بهتر است در تخمین های خود بسیار محافظه کار باشید و درصد زیادی برای خطا در نظر بگیرید. در مراحل اولیه بازسازی، دائما اتفاقات غیرمنتظره منفی ظاهر می شود.

منطق سودآوری

منطق، دلیل بازاری برای وجود کسب وکار است. باور کنید یا خیر، کارکنان با جایگاه رسمی در شرکت، ممکن است این مهم را درک نکنند یا منطق منسوخی در ذهن داشته باشند که با واقعیت های بازار سازگاری نداشته باشد. پیش از آنکه بتوانید کسب وکار را به صورت کامل بشناسید، باید بدانید که چگونه جریان پولی در کارخانه (یا در سطح خط تولید و...) حاصل می شود. در یک مطالعه موردی، مدیرعامل یک شرکت محصولات صنعتی با دقت صورت سود و زیان کارخانه را بررسی کرد و نرخ ضایعات بیشتر از 15 درصد را به عنوان آیتم اصلی تعیین کرد. مدیر تولید به او گفت تولید پیوسته و اقتصادی محصولی که تحت فشار شدید فروش کارمندان بخش بازاریابی شرکت است، یک سال زمان می برد. این فشار فورا متوقف شده و جریان پولی شرکت در تولید سایر محصولات به کارگرفته شد.

سیستم های اطلاعاتی مالی

اکثر شرکت های گرفتار مشکل هر سه نوع از نواقص: نقص اطلاعاتی، وابستگی بیش از حد به بیانیه های حسابداری که هیچ شباهتی به واقعیت های عملیاتی ندارد و تله های حاصل از تصورات اشتباه را دارا هستند. گزارش های پایه شرکت به شکلی سازمان دهی نشده اند که به تحلیل ها کمک کنند. برای مثال، صورت های سود و زیان به جای کارخانه و خط تولید، تنها درمورد بازار صدق می کنند. تقریبا غیرممکن است که از صورت های سود و زیان قدرت سود ناخالص و اطلاعاتی برای قیمت گذاری روزانه به دست آورید. وابستگی بیش از حد به اعداد حسابداری، یک مشکل بسیار رایج است. اعداد حسابداری نزدیک ترین تقریب های در دسترس اعداد «واقعی» را نشان می دهند و این تقریبا به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند. محاسبات درآمد ماهانه، تنها بر اساس میانگین ها یا تخمین ها هستند. دقت و قابلیت اطمینان اعداد کسب وکار به میزان تلاش هدفمند و اختصاصی صرف شده وابسته است و حتی در شرایط بهینه، اعداد و ارقام کسب وکار فاقد زمان واقعی و دقت دنیای واقعی هستند. هرگز اجازه ندهید قسمت کوچکی، کنترل کسب وکار را به دست گرفته و تنها اطلاعات حسابداری مالی را برای به کار انداختن کسب وکار نپذیرید. آنچه شما نیاز دارید حسابداری مدیریتی است. یک مدیر اجرایی بازسازی باید به شدت از اعدادی که می بیند، آگاه باشد. او باید بتواند واقعیت را از تخیل جدا کند و ممکن است به خیالات بسیار بیشتری نسبت به آنچه که انتظار دارد، برخورد کند.