آرشیو یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۹
سیاست
۳

مهم ترین زمینه های اختلافات نیروهای اصلاح طلب

اصلاح طلبان علیه اصلاح طلبان

مهرشاد ایمانی

یکم: روز گذشته محمود صادقی، عضو شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان خبر داد که طرح سرا قرار است بعد از تعیین تکلیف صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات مجلس آغاز به کار کند. این گزاره در حالی است که چندی پیش با اعلام برخی از اعضای شورای سیاست گذاری قرار بود به وسیله طرح سرا نامزدهای اصلاح طلبان در سامانه ای ثبت نام کنند و سپس خود را در معرض آرا، نیروهای حزبی اصلاح طلبان قرار دهند تا احتمالا دارندگان بیشترین آرا، لیست نهایی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس را تشکیل دهند. این طرح با مخالفت های متعددی روبه رو شد؛ به نحوی که علاوه بر شخصیت های حزب کارگزاران، نیروهای حزب اعتماد ملی نیز با آن مخالفت کردند. مناقشه بر سر طرح سرا به قدری بالا گرفت که حتی به جدال لفظی میان نیروهای اصلاح طلب هم منجر شد و کارگزاران علاوه بر غیردموکراتیک دانستن سازوکار شورای سیاست گذاری اجرای چنین طرحی را به منزله تعیین رای دهندگان از سوی عده ای خاص دانست. از سوی دیگر موافقان سرا هم بر نیروهای کارگزاران تاختند که ایشان همواره تمایل به پدرسالاری برای اصلاحات داشته اند و اکنون نگران پایگاه خود هستند. در کنار این درگیری ها یک نقد مهم به طرح سرا وجود داشت؛ گفته می شد اگر اسامی نامزدهای اصلاح طلب پیش از تعیین تکلیف درباره صلاحیت های نامزدهای اصلاح طلبان در معرض عمومی قرار گیرد، بیم آن می رود که شورای نگهبان نسبت به نامزدها حساس شود و صلاحیت بعضی از ایشان را احراز نکند. بعد از این حرف و حدیث ها، به صورت غیر رسمی گفته شد که سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات هم بر نقد اخیر استوار است و چنین دغدغه ای را مطرح کرده است. بر اساس این گزاره اخیرا محمود صادقی گفته است که اجرای این طرح به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول می شود که به نظر می رسد این خبر تفاوتی با خبری مبنی بر منتفی شدن طرح سرا ندارد؛ زیرا اجرای طرح اخیر بعد از مشخص شدن تاییدصلاحیت شدگان در عمل ممکن نیست چون فاصله زمانی زیادی از ثبت نام نمایندگان تا آغاز تبلیغات قانونی و در نهایت روز انتخابات باقی نیست که سازوکار اجرائی طرح سرا به طور کامل به اجرا درآید. از سوی دیگر بعد از مشخص شدن نتیجه بررسی صلاحیت ها تا تبلیغات رسمی امکان تبلیغ برای نامزدها با محدودیت روبه رو است و در فضایی که تبلیغات مشخصی در میان نباشد، مشخص نیست نتیجه آرای رای دهندگان حزبی چه خواهد شد؟ مضافا آنکه اگر قرار است این طرح صرفا در تهران اجرا شود، شاید بتوان با تساهل پذیرفت که نیروهای حزبی بخشی از طبقه متوسط شهری -تشکیل دهندگان اصلی سبد رای اصلاح طلبان- محسوب می شوند اما این قاعده در حوزه های انتخابیه شهرستان ها و خاصه شهرهای کوچک صادق نیست؛ زیرا بسیاری از مناسبات انتخاباتی در آن مناطق بر اساس شناخت شخصی مردم از نامزدها تعیین می شود و نه لزوما تایید تعدادی نیروهای حزبی. با همه این اوصاف به نظر می رسد که طرح سرا هم مانند طرح های پیشین انتخاباتی اصلاح طلبان منتفی شده باشد.

دوم: چندروز پیش تعدادی از نیروهای اصلاح طلب بیانیه ای درباره اعتراضات اخیر مردم نسبت به اجرای طرح افزایش قیمت بنزین امضا کردند. در آن بیانیه آمده بود که باید اعتراضات مردمی به رسمیت شناخته شود و برخوردهای قهری ناپسند دانسته شده بود. این بیانیه دستمایه بهانه جویی بعضی از رسانه های اصولگرا واقع شد؛ به نحوی که حتی نسبت هایی ناروا به اصلاح طلبان مبنی بر دست داشتن در اغتشاش ها داده شد. این نسبت ها در حالی بود که در آن بیانیه به صراحت بر ضرورت منع خشونت در اعتراضات از سوی مردم تاکید شده بود. اگرچه به نظر می رسد که ادبیات بیانیه موسوم به 77 نفر در پارگراف های میانی قدری تند است اما کلیت آن متضمن تحریک مردم به اغتشاش نبود و پرواضح است که قاطبه اصلاح طلبان ازجمله امضاکنندگان بیانیه مذکور و صدالبته مردم ایران با هرگونه تحرکی که منجر به ناامنی شود، مخالف اند و علاوه بر مردم، فعالان سیاسی هم تفاوت اعتراض مسالمت آمیز و قانونی را با آشوبگری، هرج ومرج و ناامنی درک می کنند. بنابراین با حمله تعدادی از رسانه های اصولگرا -و نه همه آنان- به اصلاح طلبان شائبه بهره برداری های سیاسی مانند تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان در بررسی صلاحیت نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات مجلس به اذهان رسید. این موضوع بی تردید با اخلاق سیاسی همخوان نیست اما با قاعده ای نانوشته در عالم سیاست و در رقابت دو جبهه مهم سیاسی شاید قابل انتظار و نه قابل تایید باشد اما مخالفت ها با مفاهیم مطروحه در بیانیه اصلاح طلبان صرفا به جبهه رقیب یعنی اصولگرایان محدود نشد و روز گذشته دو حزب اصلاح طلب یعنی کارگزاران سازندگی و ندای ایرانیان از بیانیه 77 نفر اعلام برائت کردند.

حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران در گفت وگو با روزنامه حزب متبوعش در انتقادی شدیدالحن به امضاکنندگان بیانیه اخیر گفته است این بیانیه موضع اصلاح طلبان نیست. متن دقیق سخنان او به این شرح است: «موضع گیری هایی که برخی دوستان در قالب بیانیه شخصی منتشر کردند، به هیچ وجه موضع جریان اصلاحات تلقی نمی شود. این بیانیه صرف نظر از اینکه واقعا تعداد امضاهای آن 77 امضا بوده است یا خبر، به هیچ وجه موضع رسمی اصلاح طلبان تلقی نمی شود. 

اصلاح طلبان دارای احزاب رسمی و مشخص با مواضع روشن و شخصیت های وفادار به نهاد مردم به عنوان صاحبان کشور و نظام به عنوان چتر امنیتی و سیاسی هستند و تمام تلاش آنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی دفاع از حقوق مردم است. اقدامی که هزینه های آن به پای جبهه اصلاحات نوشته می شود، نمی تواند شخصی و بیگانه از تصمیم نهادهای جمعی اصلاح طلبان باشد. این انتقاد به دوستان ما وارد است که در چنین موضوع مهمی، حرکت های شخصی و فردی نمی تواند هیچ یک از مسائل کشور و مردم را حل کند. انتظار این بود که تهیه کنندگان این بیانیه با احزاب و شخصیت ها و نهادهای موثر و مسئول در جبهه اصلاحات هماهنگی می کردند. این گونه اقدامات فرعی می تواند خسارت هایی را برای روند کلی حرکت جمهوری اسلامی و روند کلی حرکت جبهه اصلاحات به بار بیاورد». یکی از اعضای شورای مرکزی حزب ندا هم در گفت وگو با «تسنیم» گفت که «معتقدم تنها در شرایطی می توان یک بیانیه را موضع واحد جریان اصلاحات دانست که در پای آن بیانیه امضای مجموعه احزاب و گروه های اصلاح طلب وجود داشته باشد... درباره مفاد این بیانیه باید تصریح کرد که در خوش بینانه ترین حالت می شد واژه های مناسب تری را در تنظیم آن به کار گرفت تا فضا را آرام تر کند».

مرعشی در این سخنان به این موضوع اشاره نکرده است که موضع رسمی اصلاح طلبان از طریق چه مرجعی بیرون می آید؟ وقتی طرح سرا مطرح شد، مخالفان آن اظهار کردند که این طرح صرفا توسط حزب اتحاد ملت تدوین شده است و نمی تواند موضع اصلاح طلبان باشد و هنگامی که گفته می شود موضع رسمی نیروهای اصلاح طلب از شورای سیاست گذاری اصلاحات منتشر می شود، نیروهای کارگزاران این سازوکار این شورا را غیردموکراتیک می دانند. از سوی دیگر اکنون که 77 نفر از اصلاح طلبان پای یک متنی را امضا کرده اند گفته می شود که سخن آنها موضع اصلاح طلبان نیست و البته مشخص هم نیست که در نهایت دیدگاه اصلاح طلبان از کجا و توسط چه مرجعی اعلام می شود؟ دیگر آنکه مشی دموکراتیک اقتضا می کند که هر فرد حتی خارج از قواعد حزبی بتواند به ابراز عقیده بپردازد و اگر آن فرد اصلاح طلب باشد، باید پذیرفت که یک نیروی اصلاح طلب عقیده خود را بیان کرده است؛ حال آنکه در این بیانیه نیز ادعای موضع اصلاح طلبان مطرح نشده و صرفا گفته شده است که «جمعی از فعالان سیاسی» بیانیه ای را نوشته اند. حزب ندا هم معین نکرده که در کجای بیانیه آمده است که این 77 نفر نمایندگی تمام احزاب اصلاح طلب را دارند؟

سوم: پیش از این رخدادها بود که اصلاح طلبان در اصل مشارکت در انتخابات هم با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. برخی از ایشان مانند سعید حجاریان مشخصا می گفتند که باید در انتخابات به صورت مشروط وارد شد و اگر شروط نیروهای اصلاح طلب پذیرفته نشد، عطای انتخابات را به لقایش می بخشیم و برخی دیگر مانند غلامحسین کرباسچی می گفتند «برای مشارکت در جامعه و سیاست غیر از صندوق رای راه دیگری نداریم» یا حتی بهزاد نبوی در گفت وگوهای متعددی می گفت که «اصلاح طلبان باید تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت کنند». این مناقشات مانند دو موضوع پیشین لاینحل باقی ماند و مشخص نشد که اولا شروط اصلاح طلبان چیست و چگونه قابل تحقق است و ثانیا اگر نیروهای اصلاح طلب با ردصلاحیت بالا مواجه شوند، به قول بهزاد نبوی باز هم باید در انتخابات شرکت کرد یا آنکه تدبیر دیگری اتخاذ می شود؟

چهارم: همه اینها در حالی است که اخیرا گفته می شود محمدرضا عارف در انتخابات مجلس حضور نخواهد داشت. بسیاری (البته به جز نیروهای کارگزاران) تصور می کردند عارف باز هم می تواند سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس پیش رو باشد که با بالاگرفتن احتمال نیامدن او بحران سرلیستی هم به دیگر بحران های اصلاح طلبان افزوده شد. این در حالی است که با توجه به انتقادهای تندی که کارگزاران علیه شورای سیاست گذاری به ریاست عارف مطرح کرده است، بعید به نظر می رسد تمام نیروهای اصلاح طلب بتوانند به یک لیست واحد برسند؛ چه رسد به سرلیست یا سرلیست های واحد. از سوی دیگر با توجه به نارضایتی هایی که در چندسال اخیر میان بخشی از مردم ایجاد شده است و با موجی که اصولگرایان علیه نیروهای اصلاح طلب و دولت به راه انداخته اند، چنین به نظر می رسد که سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان هم در مقطع کنونی قدری پراکنده شده باشد؛ ازاین رو در صورت نبود وحدت انتخاباتی عرصه رقابت بیش از پیش برای اصلاح طلبان سخت خواهد بود.

در نهایت با درنظرداشتن تمام موارد مذکور می توان دریافت که اصلاح طلبان در شرایطی که کمتر از دو ماه به انتخابات مجلس باقی است، هم در حوزه نظری و هم در حوزه عملی دچار اختلاف های عمیق شده اند و هرچه پیش می رویم به جای آنکه این گونه تشتت آرا رفع یا دست کم کاهش یابد، بر دامنه اش افزوده می شود و علاوه بر آنکه اصلاح طلبان نتوانسته اند بر سر موضوعاتی مانند چگونگی شرکت در انتخابات، نوع مواجهه با سرمایه اجتماعی و لیست و سرلیست واحد به اجماع برسند، از مواضع یکدیگر هم برائت می جویند.