آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۳۹
رسانه: دور دنیا
۸
تحلیل

مقصر واقعی حادثه تروریستی لندن کیست؟

سعید صابریان

بروز حملات تروریستی اخیر در لندن، بار دیگر بحران امنیتی در غرب را به مثابه بحرانی پررنگ و حتی غیرقابل مهار، در معرض دید و تحلیل افکار عمومی دنیا قرار داده است. صورت مساله تا حدود زیادی مشخص است! گروه تروریستی داعش در وب سایت خود اعلام کرد که مهاجم حمله تروریستی روز جمعه لندن یکی از جنگجویان این گروه بوده است. عثمان خان از اعضای داعش که اصالتی پاکستانی داشته است، روز جمعه به عابران در ضلع شمالی پل لندن (لاندن بریچ) حمله کرد و دو نفر از آنها را کشت. بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس این حمله تروریستی را محکوم کرد و در واکنش به آن عنوان کرد: روشن است که مهاجم حملات اخیر، آزاد شده بود، نیمی از محکومیتش را گذراند و بعد مشمول آزادی زودهنگام شد. من از مدت ها پیش گفته ام که این سیستم جواب نمی دهد. برای جامعه ما معنا ندارد که تروریست ها یا محکومان به جرایم تروریستی و انجام خشونت ها را، با اعطای آزادی زودهنگام رها کنند.

نخست وزیر انگلیس در ادامه تاکید کرده است که نباید با اعطای آزادی زودهنگام برای تروریست ها موافقت شود. اشاره جانسون، به پرونده خاص عثمان خان عامل حملات اخیر لندن است. بنا بر اعلام پلیس و منابع امنیتی در انگلیس ضارب در سال 2012 میلادی به دلیل ارتکاب جرایم تروریستی محکوم شده بود. او در دسامبر سال 2018 به طور مشروط از زندان آزاد شد.

اما به نظر می رسد آنچه تاکنون در خصوص حادثه تروریستی لندن از سوی مقامات سیاسی و امنیتی انگلیس ذکر شده، تنها بخش ناچیزی از اصل ماجراست!

واقعیت امر این است که رشد و نمو دو نماد تروریسم در اروپای امروز، یعنی «تروریسم تکفیری» و «تروریسم فاشیستی» که نشات گرفته از رشد بی رویه جریان های ملی گرای افراطی در سراسر قاره سبز، ازجمله انگلیس است، معلول رویکرد امنیتی کشورهای اروپایی بوده و این کشورها نمی توانند سهم خود را در ایجاد و استمرار این بحران نادیده بگیرند.

بحران امنیت موضوعی است که اروپای واحد امروز آن را به شدت لمس می کند. سیاست های امنیتی مشترک در اروپا نه تنها به بهبود اوضاع امنیتی در مرزهای اروپایی منجر نشده، بلکه به نقطه آسیب اطلاعاتی و امنیتی در این مجموعه تبدیل شده است.

بوریس جانسون و دیگر مقامات انگلیسی به خوبی می دانند آنها با نوعی «تروریسم خودساخته» مواجه هستند. بی تفاوتی سرویس های امنیتی اروپا در قبال تقویت جریان های راست افراطی و نئونازیسم ها و نئوفاشیست ها و متعاقبا حمایت نهادهای رسمی و امنیتی انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی از جریان های تکفیری در منطقه غرب آسیا،خروجی و ثمره ای جز تقویت دو جریان تکفیری و راست افراطی در غرب نداشته است.

به عبارت بهتر، حادثه اخیر در شهر لندن  مانند ده ها حادثه تروریستی و خشونت بار دیگری است که در مرزهای اروپا رخ داده و نشات گرفته از سیاست های امنیتی کلانی است که اتفاقا دولت های غربی در تعریف و شکل دهی آنها نقشی محوری ایفا کرده اند.

در این میان، بیشتر رسانه های انگلیسی و غربی نیز همگام با بوریس جانسون و دیگر مقامات اروپایی سعی دارند از کشورهای خود به عنوان قربانیان تروریسم تکفیری یا قربانیان داعش یاد کنند. این رسانه ها نشانه و نشانی واقعی دال بر نقش کشورهای خود در شکل گیری داعش در منطقه غرب آسیا و حمایت از گروه های راست افراطی (که بال دیگر ترور و خشونت در اروپا محسوب می شوند) مخابره نمی کنند. در این معادله، ماهیت و هویت فرد تروریست و چگونگی انجام عملیات محلی از اعراب ندارد. تنها موضوعی که امروز افکار عمومی دنیا باید روی آن متمرکز کنند، مصدر یابی واقعی از بحران امنیت در غرب است. بحرانی که امثال بوریس جانسون، امانوئل مکرون، آنگلا مرکل و فراتر از آنها، افرادی مانند ترامپ و اوباما باید نسبت به آن پاسخگو باشند.