آرشیو یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۹
تخته سفید
۱۲
یادداشت

فراز و نشیب های توزیع شیر در مدارس

بالاخره بعد از اما و اگرهای بسیار زیاد برای توزیع شیر رایگان در مدارس، سازمان برنامه و بودجه کشور از تخصیص و پرداخت هزار میلیارد ریال به وزارت آموزش و پرورش برای توزیع رایگان شیر مدارس با اولویت هشت استان کم برخوردار خبر داد. به گفته روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه «در قانون بودجه سال 1398کشور برای یارانه شیر مدارس ردیفی پیش بینی شده بود که در این راستا، مبلغ هزارو 800  میلیارد ریال ابلاغ شد».

ابتدایی ترین عنصری که پیش نیاز آموزش است، مربوط به فقر انرژی پروتئین و دیگری مربوط به ریزمغذی هاست. در اینجا لازم است به تعریف امنیت غذایی توجه شود. امنیت غذایی یعنی اول غذا به اندازه کافی تامین شود و دوم اینکه در دسترس همه باشد، سوم غذا باید کیفیت داشته باشد و چهارم اینکه اقتصادی نیز باشد. با این استاندارد نباید غذایی تهیه شود و پشت ویترین باقی بماند. برای مثال، نباید طرح شیر مدرسه فقط در شهرهای بزرگ اجرا شود. یکی از پروژه هایی که در دنیا برای فقرزدایی اجرا می شود، برنامه شیر مدارس است. چرا شیر مدارس؟ چرا سیب مدارس نیست؟ چرا نان مدارس نیست؟ چرا تغذیه مدارس نیست؟ برای اینکه شیر یک ماده غذایی کامل است.

وقتی برنامه شیر مدارس در ایران شروع شد، اهداف بسیار خوبی داشت. یکی از اهداف این بود که برای افزایش مصرف شیر و لبنیات فرهنگ سازی کند اما هنوز 25 درصد بچه ها قدکوتاه و کم وزن هستند. متاسفانه آرام آرام مناطق محروم برای اجرای طرح فراموش شدند و حتی در مناطق برخوردار نیز به طور نامناسب اجرا شد.

بر اساس قانون بودجه سال جاری مقرر شده است 60 نوبت شیر رایگان بین دانش آموزان هشت استان کمتربرخوردار کشور از جمله ایلام، بوشهر، خراسان جنوبی، خوزستان، سیستان وبلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان توزیع شود. اما چرا این نوع طرح های بااهمیت ثبات واقعی ندارند و چرا این برنامه ها با واقعیت منطبق نیستند و در عمل اجرا نمی شوند؟ به دلیل اینکه به راهکارهای برنامه ریزی منظم و پایدار، تامین اعتبار لازم در زمان مناسب، شروع به موقع برنامه در ابتدای سال تحصیلی، استفاده از کیفیت مناسب، حذف مناقصه ها، توجه به سلامت و تعامل و همکاری بین دستگاه های درگیر توجه نمی شود. اگر این راهکارها عملی شود و آنهایی که مسئول این کار هستند درگیر برنامه شوند، این حرکت ملی موفق خواهد شد. پیشنهاد دیگر این است که وزارت آموزش و پرورش تدبیری بیندیشد تا در موضوع مهم تغذیه دانش آموزان خیران حضور فعال داشته باشند چراکه موضوع تغذیه دانش آموز اگر بیشتر از بنای مدرسه اهمیت نداشته باشد، قطعا کمتر هم نیست. آیا نمی شود به جای اینکه خیران محترم، مدرسه های خوب بسازند، یک سال یا دو سال تغذیه بچه ها را بر عهده بگیرند؟ برای مثال، کشوری مثل تایلند که حتی نمی شود گفت کشور در حال توسعه است، هشت میلیون دانش آموز را تحت برنامه دارد و برنامه را درست انجام می دهد. 260 نوبت شیر در مدرسه توزیع می کند و بودجه ای که اختصاص می دهد، 433 میلیون دلار است. پیامد این برنامه این می شود که رشد قدی بچه ها در 15 سال گذشته شش سانت بیشتر شده است.