آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۶
صفحه اول
۱
زنان

نیاز به مادران دلسوز

دکتر معصومه ابتکار

سرنوشت ملت ها و خوشبختی، نگونبختی، پیشرفت یا عقب ماندگی آنها در گروه ساختارهای مردم سالارانه، مشارکت سیاسی فعال آنها و دخالت در سرنوشت برای تعیین مسیر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورهاست. این فرآیند اگرچه از نظر مفهومی، شفاف و روشن به نظر می رسد ولی در عمل هیچ ساختار سیاسی به طور مطلق نتوانسته آن را محقق سازد. در همه جوامع نسبت آزادی و مردم سالاری با اصل آرمان ها کم و بیش فاصله دارد و اصلاح گران و نهضت های اجتماعی تلاش دارند فاصله بین آرمان ها و واقعیات را از طریق اصلاح قوانین، ساختارها و فرآیندها کم کنند.

از روش های دستیابی به کاهش فاصله میان آرمان و واقعیت، انتخاب افراد شجاع و آزاده است که به دور از وابستگی های مختلف بتوانند از حقوق مردم، اجرای قانون و تحقق عدالت دفاع کنند. در جمهوری اسلامی نیز مانند هر جامعه دیگری این چالش ها و فراز و نشیب ها وجود داشته و برخی طیف های سیاسی با برداشت های خاص خود از قانون اساسی در مواردی حتی تا انکار حقوق مسلم آحاد جامعه پیش رفته اند. این طیف ها چه در سخن و چه در عمل هیچ عاملیتی برای رای و سلیقه مردم قائل نبوده و مشکلات زیادی را همواره برای تحقق حقوق اساسی ملت به وجود آورده و به اعتماد عمومی آسیب وارد کرده اند. این شرایط موضوع انتخابات برای مجلس شورای اسلامی را حساس و حیاتی می سازد. از جمله آنکه فرصت خوبی است تا صاحب نظران عملکرد تک تک نمایندگان و جناح های سیاسی و فراکسیون ها را محک زنند و احزاب نیز به ارزیابی عملکرد نمایندگانی که با حمایت و وزن سیاسی آنها وارد مجلس شده اند، اقدام و در این موارد شفاف سازی و به اعتماد عمومی و مشارکت، مردم کمک کنند. از سوی دیگر اکنون تلاش برای حضور موثر مردم چه به عنوان نامزدهای شایسته و چه در جایگاه انتخاب و رای دادن از هر زمانی برای انسجام ملی، آینده و حفظ ایران مهم تر است. چرا که بی تردید برخی طیف ها از کاهش مشارکت مردم بهره زیادی برده و با آرای چند ده هزاری به مجلس راه می یابند. اینجا باید یادآوری کرد: ملت هایی که از تاریخ عبرت نمی گیرند مجبور به تکرار اشتباهات خود می شوند. زنان ایرانی در این میان، اگر چه همواره در دهه های گذشته در همه عرصه ها فعالانه حضور داشته و به طور مثال در انتخابات نیمی از رای دهندگان را تشکیل داده اند، ولی در ساختار سیاسی به میزان مطلوب نرسیده و شکاف بزرگی میان تعداد با ظرفیت های بالقوه جامعه زنان ایرانی وجود داشته است. به همین دلیل و برای جبران این نقیصه و بهره مندی از سرمایه انسانی زنان در مدیریت کشور، شورای عالی اداری در دولت دوازدهم با تاکید رییس جمهور روحانی به تصویب ضرورت حضور 30 درصدی مدیران زن تا پایان این دوره اقدام و معاونت ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده نیز با رصد این افزایش، کارنامه عملکرد وزرا و استانداران را تدوین و منتشر کرده است. این کارنامه نشان می دهد که رشد مدیران زن از 6/13% در سال 96 به 8/18% در سال 98 افزایش یافته و همچنان براساس تجربه، شایستگی و تخصص در حال رشد است. در مورد مجلس نیز ضرورت دارد احزاب و ائتلاف ها 30 تا 50 درصد نامزدهای انتخاباتی خود را به زنان توانمند و شایسته اختصاص دهند. اما پیش شرط این حرکت مهم حضور فعالان زن دانشگاهی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که توانمندی نمایندگی مردم و دفاع شجاعانه از حقوق آنان را در خود می بینند. البته قابل انکار نیست که حضور در این عرصه هزینه های سیاسی دارد، اما عاشقان ایران و خدمت به مردم باید فداکارانه برای روزگاری بهتر و سرزمینی آبادتر پیشگام شوند. به خصوص اکنون که نیازمند حضور مادران دلسوز و باگذشت برای تقویت انسجام و همگرایی ملی و کاشت نهال امید در دل تک تک ایرانیان و جوانان این سرزمین هستیم. بنابراین از زنان سرافراز و توانمند که دل شان برای ایران می تپد باید تقاضا کرد با نامزدی در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی به میدان بیایند تا با افزایش تعداد کاندیداهای زن، احزاب و گروه ها بهتر بتوانند درصد قابل توجهی از لیست خود را به زنان شایسته کشور اختصاص دهند.