آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۷۲۱۹
حوادث
۱۲

اخبار

روایتی تلخ از فرار دو دختر نوجوان!

 گروه حوادث /  دو دختر دانش آموز برای نجات از خشونت و بی مهری های خانوادگی تصمیم به فرار از خانه می گیرند، آنها با فروش گوشی همراه شان برای تامین مخارج سفر شان به یکی از شهر های شمالی کشور می گریزند و اتاقی را در یک میهمانسرا اجاره می کنند اما وقتی با سراب رویاهای شان روبه رو می شوند تصمیم به خودکشی می گیرند و می خواهند خودشان را از فراز پل هوایی در شهر به پایین پرت کنند؛ ولی زمانی که ساناز و ندا برای خودکشی از پل بالا می رفتند تیم ویژه ای از معاونت اجتماعی پلیس آنها را نجات دادند...

یکی از این دختران که از لبه پرتگاه مرگ نجات یافته بود درباره این ماجرا می گوید:چند سالی بود که پدرم بیکار شده و اوضاع مالی خانواده بهم ریخته بود، از سر ناچاری دستفروشی می کرد. من کلاس یازدهم بودم وهیچ وقت نتوانستم شغل پدرم را به همکلاسی هایم بگویم چرا که احساس حقارت می کردم و خجالت می کشیدم.

از طرفی درگیری های پدر و مادرم من را حسابی کلافه کرده بود از صبح تا شب به هر بهانه ای باهم درگیر بودند و اصلا به من توجهی نداشتند به خاطر خریدن یک مانتو پول کافی نداشتم تنها دارایی ام یک گوشی دست دوم بود...

 آشوب و بلوا در خانه ما آنقدر زیاد بود که دیگر نمی توانستم تحمل کنم. استرس تمام وجودم را می گرفت اما نمی توانستم کاری کنم.

 اوضاع و احوال دخترعمه ام نیز در خانواده اش از من هم بدتر بود، بیشتر وقت ها در مدرسه باهم درد دل می کردیم و از غم وغصه هایمان می گفتیم.

 پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و او با پدرش زندگی می کرد، پدرش به شیشه اعتیاد داشت و هر شب به خاطر اینکه پدرش از او می خواست هرچه زودتر ازدواج کند، کتک می خورد؛ یک روز می دیدم زیر چشم هایش کبود بود و روز دیگر انگشت دستش شکسته بود.

سرانجام من و ساناز باهم تصمیم گرفتیم از خانه فرار کنیم، گوشی هایمان را فروختیم و با کرایه یک خودرو به چالوس رفتیم این اولین بار بود که بدون خانواده به نقطه دوری می رفتیم وقتی به چالوس رسیدیم یک اتاق کرایه کردیم اما به خاطر ترسی که داشتیم نتوانستیم یک ساعت هم بخوابیم سه شب آنجا ماندیم تا اینکه پول هایمان تمام شد دیگر نمی دانستیم چه کار کنیم و جرات برگشتن هم نداشتیم...

بالاخره تصمیم گرفتیم که خودمان را بکشیم و از این همه سختی نجات پیدا کنیم.هنگام ظهر اتاق میهمانسرا را تحویل دادیم و به دنبال یک پل هوایی بودیم تا از آنجا خودمان را به پایین پرت کنیم لحظات سختی را می گذراندیم اما در آخرین دقایق پلیس از راه رسید و مانع خودکشی ما شد.

نگاه کارشناس

سمیه منصور کارشناس ارشد مرکز مشاوره معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان البرز درباره این حادثه به خبرنگارحوادث «ایران» گفت: ساناز و ندا به مرکز مشاوره پلیس منتقل شدند. یکی از همکلاسی های ساناز و ندا ماجرای فرار این دو را به مرکز مشاوره معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان البرز اطلاع داده بود و ماموران این مرکز رد دختران نوجوان را در چالوس یافتند و وقتی به نجات آنها شتافتند که هردو آماده پریدن از روی پل بودند.

فرزندان در سایه پدر و مادر است که احساس سربلندی، غرور و سرافرازی می کنند. پدر و مادر با هم به شخصیت کودک انسجام و تمامیت می بخشند و از فرزندان نسلی سالم، متعهد و مفید بار می آورند با این حال باید دید که چرا برخی فرزندان فرار از خانه، زندگی با بیگانه و عواقب زیانبخش آن را بر ماندن در خانه و زندگی با والدین خود ترجیح می دهند. فرار از خانه یکی از بازتاب های خشونت های خانگی است که به دلیل تاثیرات اجتماعی آن قابل تامل است، اغلب نوجوانانی که قربانی خشونت های خانواده می شوند با عقده های روانی و اختلال ها دست به گریبان هستند احساس ترس، اضطراب و ناامنی می کنند این تصمیم زمانی رخ می دهد که آنها هیچ حامی پشت وپناهی برای خود در خانه پیدا نمی کنند وچون برای رسیدن به مقصودشان ناکام مانده اند این تصمیم اشتباه را می گیرند. در خانه ای که به خاطر تامین مایحتاج خانه پدرو مادر درگیر هستند وحوصله ای برای آموزش مهارت های زندگی به فرزندان ندارند نوجوانان با چالش های جدی روبه رو می شوند. بنابراین اعمال خشونت های روحی و جسمی از سوی اعضای خانواده عامل بسیار مهمی در فرار برخی از دختران است؛ بسیاری از والدین آگاهانه یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی از زندگی می شوند.

 
شکنجه مرگبار همسر به خاطر سوءظن

گروه حوادث /مرد جنایتکار که همسرش را به طرز هولناکی در خانه به قتل رسانده بود در شعبه یک دادگاه کیفری استان البرز به اتهام قتل عمد محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، این جنایت دوم اردیبهشت پارسال با اعلام خبر مرگ مرموز زنی جوان در خانه اش واقع در نظر آباد استان البرزدر دستور کار پلیس قرار گرفت.

همسایه این زن در گفت و گو با ماموران پلیس گفت: درحال تعمیر خودرویم بودم که مرد همسایه سراسیمه به سراغم آمد و از مرگ همسرش خبر داد. با شروع تحقیقات کارآگاهان به بازجویی از همسر مقتول پرداختند که وی مدعی شد وقتی به خانه آمده با جسد همسرش در حالی که به نرده های خانه بسته شده بود رو به رو شده است. اما کارآگاهان به وی ظنین شدند و در بازجویی های فنی وی به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: به همسرم شک داشتم. می خواستم گوشی تلفن همراه او را کنترل کنم که با هم درگیر شدیم او در همین حال شروع به فحاشی و خودزنی کرد برای اینکه صدای او بلند نشود پارچه ای را در دهانش گذاشتم و دستانش را به نرده بستم و بعد خانه را ترک کردم اما وقتی برگشتم مرده بود. به دنبال اظهارات این مرد کیفرخواست وی صادر و به اتهام قتل عمد در شعبه یک دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی قیومی وبا حضور قاضی رنجبر مستشار دادگاه محاکمه شد. در ابتدای جلسه اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند آنگاه متهم در حالی که قتل عمد را قبول نداشت گفت من فکر نمی کردم که همسرم بمیرد او بشدت فریاد می زد واز ترس آبرو ریزی تصمیم گرفتم دهانش را ببندم وچون خود زنی می کرد دستانش را به نرده بستم.پس از پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.

خودکشی بعد از شکست عشقی

گروه حوادث / پسر جوان در آخرین روز خدمتش به خاطر شکست در عشق خودکشی کرد.به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، ساعت 5 بعداز ظهر 10 آذر، مسافرانی که در ایستگاه اتوبوس «بی آر تی» در اتوبان صدر ایستاده بودند با صحنه عجیبی مواجه شدند. پسر جوان ناگهان تعادلش را از دست داد و روی زمین افتاد. مسافران بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس گرفتند و با حضور تیم های امدادی مشخص شد که پسر 20 ساله فوت کرده است.

مرگ پسر جوان به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و در بررسی های صورت گرفته مشخص شد وی آن روز سربازی اش تمام شده و از پادگان ترخیص شده بود. این درحالی بود که داخل جیب اودستنوشته ای پیدا شد که راز مرگش را برملا کرد. متن دستنوشته این بود: به عشقم نرسیدم و به همین خاطر خودکشی کردم.تحقیقات برای روشن شدن علت مرگ این پسر جوان ادامه دارد.