آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۶
دیپلماسی
۵
گزارش روز

فرصت ها و چالش های تعمیق رابطه حماس با روسیه چیست؟

برد - برد یا یارگیری موقت پوتین

سارا معصومی

«اسماعیل هنیه» رییس دفتر سیاسی حماس به زودی و برای نخستین بار از زمان ریاست بر دفتر سیاسی این جریان به پایتخت های مصر و روسیه سفر می کند. هرچند که گفته شده هنیه در قاهره با مقام های اطلاعاتی کشور میزبان دیدار خواهد کرد اما آنچه نگاه ها را به سمت خود جلب کرده سفر اسماعیل هنیه به مسکو است. هم منابع فلسطینی و هم منابع مصری اعلام کرده اند که سفر هنیه به این دو کشور در چارچوب سفرهای دوره ای او به تعدادی از کشورها است اما این نکته حائز اهمیت است که قاهره در سه سال گذشته مجوز سفر هنیه به کشور دیگری جز مصر را نداده بود اما این بار هنیه قرار است طبق برنامه ریزی های انجام شده از قاهره به مسکو سفر کند. گذرگاه رفح تنها راه تنفس نوار غزه با جهان خارج است و فلسطینی ها برای عبور از این گذرگاه نیاز به اجازه مصر دارند. همزمان با اعلام این خبر برخی شبکه های تلویزیونی رژیم اسراییل اعلام کردند که حماس و این رژیم در مذاکرات خود پیشرفت هایی داشته اند و به نظر می رسد که دو طرف به آتش بس نزدیک تر از پیش شده باشند. رابطه حماس و روسیه در یک سال و نیم اخیر و به طور ویژه در چند ماه گذشته بیش از پیش به چشم آمده و شاید یکی از دلایل آن هم رابطه حسنه مسکو با تلاویو و در این سو رابطه ویژه تهران با حماس باشد. به نظر می رسد که از زمان طرح مساله معامله قرن توسط دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا و ذوق زدگی اسراییلی ها از حمایت های بی قید و شرط واشنگتن از تل آویو، روسیه تلاش برای ورود به پرونده صلح خاورمیانه را آغاز کرده و با توجه به بی اعتمادی فلسطینی ها به امریکای ترامپ به عنوان واسطه ای برای پیشبرد گفت وگوها، فضا هم برای مانورهای دیپلماتیک کرملین در این میدان فراهم شده است.

الجزیره انگلیسی در تازه ترین مطلبی که در این باره نوشته این پرسش را مطرح کرده که میان حماس و روسیه چه می گذرد؟ در چند هفته اخیر ما شاهد افزایش قابل توجه دید و بازدید مقام های حماس و نمایندگان روسیه با یکدیگر بوده ایم. اما سوال اساسی این است که آیا تعمیق رابطه با کرملین می تواند به انزوایی که امریکا و متحدانش بر حماس تحمیل کرده اند، غلبه کند؟ ماه جولای سال جاری بود که معاون دفتر سیاسی حماس موسی ابومرزوق در راس هیاتی سیاسی به مسکو سفر کرده و با میخاییل بوگدانف، معاون وزیر خارجه کشور میزبان در امور خاورمیانه و آفریقا دیدار کرد. در اواسط اکتبر این دو مقام سیاسی از حماس و کرملین دوباره با هم در دوحه قطر دیدار کردند. رایزنی ها میان این دو چند هفته بعد با تماس تلفنی که بوگدانف با اسماعیل هنیه گرفت وارد فاز تازه تری شد. گفته شده که در این رایزنی ها چه در مسکو چه در دوحه و بعدها در تماس تلفنی میان بوگدانف و هنیه محور اصلی بحث «معامله قرن» بوده و دلایل رد این طرح امریکایی از سوی حماس. به نظر می رسد که در یک سال گذشته هر بار که مقام های متفاوت روس، از معامله قرن انتقاد کرده اند این موضع گیری هم رام الله و هم در غزه با استقبال روبه رو شده است. در میانه ماه اکتبر بود که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه اعلام کرد کشورش از هر طرح معامله یا طرحی که صلح را به ارمغان بیاورد، استقبال می کند اما طرح واشنگتن در این زمینه (معامله قرن) را مبهم خواند. به نظر می رسد که روسیه در حال تبدیل کردن خود به رقیبی برای امریکا در پرونده صلح خاورمیانه باشد و به همین دلیل در چند ماه اخیر تلاش کرده دامنه رابطه خود را وسعت ببخشد و دیگر صرفا با تشکیلات خودگردان فلسطین در تماس نباشد بلکه رابطه با حماس را هم وجهه جدیدی ببخشد.»

الجزیره در ادامه این تحلیل می نویسد: «رابطه روسیه با حماس در خلا رخ نداده است بلکه در یک دهه گذشته روسیه رابطه با سران حماس را برنامه ریزی شده پیش برد. در حالی که امریکا و اتحادیه اروپا نام حماس را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بودند، روسیه رابطه در سطح بالا با این گروه را از زمانی که حماس توانست انتخابات پارلمانی در فلسطین را ببرد همچنین کنترل غزه را در سال 2006 در اختیار بگیرد، آغاز کرد. روسیه در این سال ها همواره بر این حقیقت تاکید داشته که حماس نماینده منتخب جمعیت قابل توجهی از فلسطینی هاست و هم در شورای قانونگذاری فلسطین و هم در دولت های این کشور سهم دارد. مسکو جدا از تلاش برای برقراری رابطه دو جانبه با حماس در دو سال اخیر وارد فاز میانجی گری میان جنبش فتح به رهبری محمود عباس و حماس که در غزه مستقر است نیز شده است. هرچند که حماس همواره از رابطه با روسیه منتفع شده اما همچنان و هنوز می تواند به تقویب بیشتر این رابطه بپردازد و از آن بهره بیشتری هم نصیب خود کند. روسیه بازیگری قدرتمند و البته دارای حق وتو و کرسی دایم در شورای امنیت سازمان ملل است. این کشور همچنین عضو گروه چهارجانبه برای پایان دادن به اختلاف ها میان اسراییل و حماس است. علاوه بر آن، روسیه رابطه بسیار خوب و کلیدی با سه بازیگری دارد که برای حماس بسیار مهم هستند: اسراییل، تشکیلات خودگردان و مصر. همزمان روسیه می تواند به حماس کمک کند که نه تنها در برابر ترامپ و طرح او موسوم به «معامله قرن» بایستد بلکه در سطح بین المللی نیز صدای خود را به گوش برساند و اختلاف هایش با تشکیلات خودگردان و مصر را هم از همین منظر حل و فصل کند. حماس که رهبری ماجرا در نوار غزه را در اختیار دارد به خوبی می داند که رابطه روسیه با اسراییل از زمان حضور نظامی روسیه در پرونده سوریه از سال 2015 پررنگ تر و البته عمیق تر شده است. در حال حاضر روسیه و اسراییل یک به اصطلاح اتاق هماهنگی عملیات دارند تا مانع از تصادف هوایی نیروهای دو طرف در آسمان سوریه بشوند. با این همه حماس رابطه رو به رشد روسیه با اسراییل را مانعی برای تعمیق رابطه خود با مسکو نمی داند و برعکس اعتقاد دارد که مسکو می تواند از رابطه ها و پیوندهای خود با اسراییل برای کاستن از سطح حملات اسراییل به نوار غزه استفاده کند. از سوی دیگر به نظر می رسد که حماس از روسیه می خواهد تا به احیای رابطه این گروه با دولت سوریه هم کمک بکند. زمانی که اعتراض های عمومی در سوریه در سال 2012 آغاز شد حماس بلافاصله رابطه خود با دولت بشار اسد، رییس جمهور سوریه را قطع و اعلام کرد که در کنار معترضان به او می ایستد. در چنین شرایطی می توان گفت که تشدید فعالیت ها و تنوع و تعدد رفت و آمدها میان حماس و مسکو پیروزی قابل توجهی برای حماس است. حماس می داند که این رابطه می تواند به انزوای سیاسی آن پایان بدهد همچنین در چشم جامعه جهانی بازیگری معقول و قابل معامله در فلسطین به حساب آید. با این همه دلایلی برای بدبینی هم وجود دارد. روسیه همواره تلاش کرده به طور کلی در خاورمیانه و به طور خاص در مساله فلسطین دارای نفوذ باشد و اعتقاد داشته که شکست هژمونی امریکا در این منطقه می تواند گام نخست برای ورود جدی تر روسیه به مسائل منطقه ای باشد. روسیه به دنبال تعمیق رابطه با حماس است چرا که این گروه را بازیگری مهم در پرونده فلسطین می داند که البته تحت نفوذ امریکا نیست. همزمان مسکو می خواهد از طریق تعمیق رابطه با حماس به عنوان سکویی برای رابطه نزدیک تر با سایر جنبش های اسلامی در منطقه مانند اخوان المسلمین استفاده کند. الجزیره در ادامه می نویسد: نزدیکی روسیه به حماس را نمی توان جدا از اتحاد منطقه ای موجود این کشور با ایران دانست. مسکو به دنبال یارگیری های بیشتر در منطقه برای مقابله با امریکاست و به دنبال آن است که حماس جایگاه خود را در محوری به هدایت ایران در برابر امریکا و متحدانش در منطقه راه پیدا کند. با این همه نمی توان گفت که در بحث آینده سیاسی فلسطین مسکو درست در همان سمتی از تاریخ ایستاده که حماس قرار دارد. برخلاف حماس، مسکو از ایده تشکیل دو کشور مستقل در فلسطین حمایت می کند و البته با ایده مقاومت مسلحانه که خط مشی حماس است مخالف است. همچنین روسیه به عنوان عضوی از گروه چهارجانبه خواهان به رسمیت شناختن اسراییل توسط تمام گروه های فلسطینی است. این اختلاف ها بر دوام و ضمانت هرگونه همکاری بلندمدت میان روسیه و حماس سایه می اندازد اما به هرحال نمی توان از منافع فعلی آن برای حماس چشم پوشی کرد. البته که روسیه تا همین جای کار هم در چند مورد حماسی ها را ناامید کرده است. به عنوان نمونه دفتر حماس در مسکو هنوز رسما پذیرفته نشده و این در حالی است که حماس چندبار درخواست های خود برای این پذیرش رسمی را تکرار کرد. همزمان روسیه گام موثر چندانی برای خارج کردن حماس از انزوا انجام نداده است. هرچند که قطعا حماس از هر سطحی از رابطه با قدرتی بین المللی چون روسیه منتفع می شود اما به نظر نمی رسد که بتواند هر آنچه را می خواهد و به آن نیاز دارد از روسیه مطالبه کند مگر آنکه حماس هم امتیازهایی بدهد. میدل ایست مانیتور در تحلیلی جداگانه درباره نزدیکی روسیه و حماس می نویسد: ولادیمیر پوتین به دنبال احیای چهره اتحاد جماهیر شوروی است و اعتقاد دارد که پرونده فلسطین همچنین مورد حماس یکی از دروازه هایی است که می تواند این کشور را به خاورمیانه بازگرداند. به همین دلیل بود که روسیه مخالفت خود را با اعلام نام حماس به عنوان گروه تروریستی برخلاف رویه اتحادیه اروپا و امریکا، اعلام کرد. روسیه مایل به بازگشت به منطقه عربی و شکست دادن هژمونی امریکا در پروسه صلح خاورمیانه همچنین مدیریت روند صلح میان فلسطین و اسراییل است. برخی اعتقاد دارند که نزدیکی روسیه به حماس جدا از اتحاد موجود آن با ایران همچنین محور مقاومتی که ایران در منطقه تشکیل داده نیست. در حالی که امریکایی ها، اسراییل و برخی اعراب تلاش می کنند از انزوای حماس به عنوان اهرمی برای فشار بر این گروه استفاده کنند، حماس نزدیکی به روسیه را فضای تنفسی برای خود در سطح بین المللی می داند همچنین بر میزان تماس های خود با روسیه افزوده تا در شرایط تشدید تنش نظامی یا سیاسی با اسراییل از آن به عنوان کارت استفاده کند. حماس به روسیه به چشم قدرتی بین المللی نگاه می کند؛ لذا به دنبال استفاده از جایگاه این کشور در سطح بین المللی است تا بتواند با استفاده از آن به جای آنکه پس زده شود، پذیرفته شود. در آن سوی میدان هم روسیه می خواهد با بهبود رابطه با حماس بر تعداد اعضای ائتلاف خود در سطح منطقه ای افزوده و وجهه خود در جهان اسلام را ارتقا بدهد. میدل ایست مانیتور در ادامه با اشاره به امتیازهایی که حماس باید برای حفظ رابطه نزدیک با روسیه بپردازد، نوشت: «این گروه نمی تواند چندان به آینده رابطه با کرملین خوش بین باشد. روسیه بخشی از سیستم بین المللی است و هرگونه رابطه ای با آن وابسته به نوع پاسخ های حماس به پروسه صلح همچنین به رسمیت شناختن اسراییل است. تا زمانی که حماس چنین امتیازهایی به روسیه ندهد تنها چیزی که از این رابطه عایدش خواهد شد عکس های یادگاری با مقام های روس است. نویسنده این مطلب در ادامه ادعا می کند که حضور نظامی روسیه در سوریه و حمایت پوتین از بشار اسد چهره روسیه را در جهان اسلام مخدوش کرده و از این منظر کرملین تلاش می کند با نزدیکی به حماس به عنوان یک گروه مقاومت اسلامی این وجهه را ترمیم کند.»