آرشیو سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۶
هنر و ادبیات
۸
یاد

طنزنویسان در اولین سالمرگ ابوالفضل زرویی نصرآباد از او می گویند

خندیدن و خنداندن به هزار و یک درد

بهمن فاطمی

یک سال پیش خواب ابدی ابوالفضل زرویی نصرآباد، از دو جهت مصیبتی فرهنگی و شایسته سوگواری اهالی فرهنگ محسوب شد؛ اول اینکه او در مقام شاعر و طنزپردازی چیره دست، از حدود دو ونیم دهه پیش، طرفداران و دنبال کنندگان زیادی داشت که از آثارش خاطرات شیرین کم ندارند. دیگر اینکه هنوز پنجاهمین بهار زندگی اش را ندیده، در کنج خلوتی که خود برای خویشتن گزیده بود، از دنیا رفت. مرگی که زودهنگامی آن خود مزید بر علت سوگ دوستداران زرویی به ویژه همکاران و هم صنفان طنزپردازش بود و امروز همزمان با اولین سالمرگ او بار دیگر در سطح رسانه ها بازتاب یافته است. 49 سال می تواند برای هر نویسنده و شاعر خوش قریحه ای، آستانه دوره ای تازه از کار نوشتن باشد. از جمله برای زرویی که علاوه بر آثاری که از او بر جای مانده، به تحسین نام های بزرگ ادب و طنزنویسی این سرزمین نیز در قلمرو زبان فارسی مفتخر بود. چنانکه علی موسوی گرمارودی او را به تصریح «عبید زاکانی طنز معاصر» برشمرده و کیومرث صابری فومنی به همان صراحت از صاحب تخلص «ملانصرالدین» به عنوان «یکی از مشهورترین طنزنویسان امروز ما» که قلم عبید و دهخدا را به دست گرفته نام برده است. به مناسبت سالمرگ ابوالفضل زرویی نصرآباد، چند نفر از شاعران و طنزنویسان معاشر او یادداشت هایی در اختیار «اعتماد» گذاشته اند که می خوانید.

آقام ابوالفضل زرویی نصرآباد
اسماعیل امینی

جذابیت طنز و اقبال عام به آثار طنز، موجب پدیداری گونه هایی از طنز شده است که راه را بر جدیت طنز می بندد.

یکی طنز تفریحی و سرگرم کننده و تصادفی که غالبا گریزگاه و تنفس گاه فرهنگی- زبانی از تسلط نهادهای قدرتمندی چون دین، اخلاق، عرف، قانون و سیاست است.

دیگری طنز جهت دهنده و طراحی شده که ابزار دست مراکز قدرت است برای جهت دهی اندیشه، ذوق و نگاه مخاطبان پرشمار و دامن زدن به ذهنیت عوامانه، سطحی نگری، ساده اندیشی و ساده لوحی.

این گونه طنزها زمینه ساز ظهور و شهرت ناگهانی طنزنویسانی است که تکیه گاه اصلی شان پسند عوام و سفارش خواص است. آنان دستگاه فکری، بلاغی و زبانی مشخصی ندارند و قلم شان تابع پسند مشتریان شان است.

در سوی دیگر، تلاش طنزنویسان صاحب اندیشه و سبک بر این بوده است که طنز را به عنوان شاخه ای جدی از نویسندگی مطرح کنند و به جای نگاه تفریحی و تفننی و ترویج ذهنیت عوامانه و سهل پسندی، به ارتقاء ذائقه و پسند و اندیشه مخاطبان و اصحاب رسانه و ناشران بپردازند.

این نوع نگاه به طنز، زمینه ساز روی آوردن نویسندگان و شاعران صاحب اندیشه و برخوردار از پشتوانه مطالعاتی و تجربی به طنزنویسی است.

ابوالفضل زرویی نصرآباد، چنین نگاهی به طنزنویسی داشت و از سلسله بزرگانی چون علی اکبر دهخدا، نسیم شمال، برادران توفیق، غلامرضا روحانی، ابوتراب جلی، منوچهر احترامی، جواد مجابی، عمران صلاحی و کیومرث صابری بود.

ابوالفضل زرویی نصرآباد، افزون بر آفرینش آثاری ارزشمند به نظم و نثر، کوشید جدیت طنز را در مجامع دانشگاهی مطرح کند و راه ورود طنز به کتاب ها و کلاس ها و پژوهش های دانشگاهی را هموار کند.

همچنین با بنیانگذاری جلسات شعرخوانی طنز با عنوان حلقه رندان، هم طنز را از انزوا و انحصار خلوت خواص رها سازد و هم مخاطبان طنز را به دیدار حضوری طنزنویسان ببرد.

این جلسات به تدریج الگویی شد برای جلسات پرشمار طنز در شهرهای مختلف ایران و محیطی برای پرورش طبع طنزنویسان جوان از یک سو و آشنایی مردم با زبان و بیان طنز از سویی دیگر.

به ویژه آنکه با کمرنگ شدن نقش مطبوعات در جامعه، ارتباط میان مولفان و مخاطبان طنز غالبا به فضای مجازی وابسته شده است و در فضای مجازی تعامل و تبادل چندانی میان طرفین صورت نمی گیرد.

در نگاه ابوالفضل زرویی نصرآباد، جدیت طنز از آن جهت است که طنز جدی وسیله استهزا و تحقیر و سلطه بر دیگران نیست. به همین دلیل طنز جدی، ستیزه جو نیست؛ زیرا ستیزه و خشم و خروش را نه شایسته انسان می داند و نه گره گشای کار فروبسته اجتماع.

اخلاق، مدارا، مهربانی، فرزانگی و نگاه فرازمند به رخدادها و انسان ها، ویژگی طنز جدی است. گونه ای از طنز که خادم فرهنگ و انسانیت است، نه خادم هوس های تفننی عوام و شهوت قدرت خواص.

در طنز تفننی، زبان و بلاغت و ساخت هنری، اصالت و موضوعیت ندارد و در طنز جهت دهنده خادم قدرت و سلطه گران، سوءاستفاده از ذائقه عوام و باورها و نگاه های عوامانه، مقدمه جلب نظر مخاطبان پرشمار است و دمیدن در آتش جهل و سطحی نگری.

طنزآفرینی متکی بر زبان، فنون بلاغی و ژرف نگری، که از دل بستگی های ابوالفضل زرویی نصرآباد بود، روشی است خردمندانه و در عین حال نجیب و انسانی برای رویارویی با سلطه جهل و سهل پسندی.

ابوالفضل زوریی نصرآباد در گل آقا به «ملانصرالدین» مشهور بود و آقای صابری به او می گفت: ملا.

دوستانش او را ابوالفضل صدا می کردند و جوان ترها به او می گفتند: آقا اباالفضل و گاهی آقام اباالفضل.

و به اختصار «آقا» صدایش می کردند. دوست با معرفت ما به راستی آقا بود و برازنده و مهربان و ادیب و مودب و آداب دان.

از سرآمدان طنز 100 سال اخیر
عبدالجبار کاکایی

مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد را از سال های دور می شناختم. از زمان دانشجویی. من و او در دوره فوق لیسانس ادبیات همکلاس بودیم.

زنده یاد در دوره همکاری با مرحوم کیومرث صابری فومنی بیشتر شناخته شد و کارش با نام و تخلص «ملا نصرالدین» مورد توجه قرار گرفت. بسیاری از کسانی که از نزدیک با ایشان معاشرت کردند، قبل از آن آشنایی، آثارش را در مجلات و از جمله در «گل آقا» خوانده بودند. خود من پیش از آنکه مرحوم را ببینم و با او از نزدیک آشنایی پیدا کنم، با آثارش آشنا بودم. یعنی سابقه آشنایی من با آثارشان مقدم بر آشنایی من با خود ایشان است.

نقیضه ای که ایشان در استقبال از شعر «سیب» حمید مصدق سروده بود، اولین و مهم ترین اثری بود که توجه مرا نسبت به ایشان جلب کرد:

«وارد باغ شدی/ و نمی دانستی/ که ز وارونی بخت/ باغبان کرده کمین پشت درخت»

شعر بسیار زیبایی بود که آخرش این است:

«من از آن روز دگر/ شکر خدا/ شده ام ناشنوا/ ولی از گردش چرخ و ایام/ تو وزیری شده ای صاحب نام»

طنزهای زنده یاد زرویی، هم جنبه سیاسی-انتقادی داشت، هم زبانی بسیار محکم و قوی. این از تبحر مثال زدنی اش در ادبیات سنتی ما و به ویژه نقیضه نویسی می آمد. او آثار منثور و منظوم فارسی از جمله مرزبان نامه، بیهقی و... را خوب خوانده بود و ساختار نحوی زبان آثارش، بسیار پخته بود. مجموع این ویژگی ها او را به یکی از کم نظیرترین طنز نویسان روزگار ما بدل کرده بود. این حرفی بود که مرحوم صابری فومنی هم گفته بود. زنده یاد صابری او را طنزنویسی خوانده بود که جای بزرگان این عرصه را در زبان فارسی پر خواهد کرد. اگر مبالغه نکرده باشم، در 100 سال گذشته، زبان کمتر طنزنویسی را به قوت او دیده ام. طنز او، لودگی و فکاهه و شوخی نیست؛ طنز به معنای واقعی است. طنزی که زیربنای اجتماعی دارد و از نگاهی سیاسی، جامعه شناسانه برخوردار است. در مجموع یکی از بهترین طنزنویسان معاصر بود که متاسفانه در کمال ناباوری از میان ما رفت.

از طنزپردازان روزگار ما در همین 50-140 سال گذشته، کسانی چون زنده یادان علامه دهخدا، میرزا علی اکبرخان صابر، اشرف الدین قزوینی، ابوالقاسم حالت و دیگرانی از این دست را می توان نام برد. شما وقتی طنز این افراد و نظام نحوی و زبان آنها را با مرحوم زرویی نصرآباد مقایسه می کنید، متوجه پختگی و برتری آثار زنده یاد زرویی نسبت به آن نام های بزرگ می شوید.

ویژگی دیگری که آثار مرحوم زرویی داشت، درست نویسی و سلامت زبان در طنز بود. خیلی ها هستند که طنزشان چشمگیر است و به دل می نشیند اما وقتی دقت می کنید، می بینید از آن سلامت زبان که در آثار مرحوم زرویی وجود دارد، برخوردار نیستند. نظام نحوی و سلامت زبان آثار ایشان ناشی از مطالعات بسیار در زمینه متون گذشته و زیربنای قوی ادبیات قدیم در آثارشان می آید. چیزی که باعث می شود نقیصه زبانی بسیاری از طنزنویسان معاصر را در آثار ایشان نبینیم و این بسیار مهم و قابل احترام است.

نوشتن از اینکه زرویی نصرآباد از چه طنزنویسانی بیشتر تاثیر گرفته، نیازمند یک کار پژوهشی و کار محققانی است که در این زمینه دست به کار کارشناسی و پژوهشی می زنند؛ اما مقلدان ایشان را -که کم هم نیستند- به راحتی می توان تشخیص داد. بسیاری از آثار طنزی که می خوانیم، متاثر از کارهای زرویی هستند. کارهایی که او با سوژه یابی بدیع و پرداخت بی بدیل خود، خلق کرده بود.

به نظرم مهم ترین جنبه ای که مقلدان زرویی در کار او مورد توجه قرار داده و از آن متاثر شده اند، لحن و زبان طنز اوست. گروه های ترکیبی واژگان زرویی را شما در آثار طنزنویسان زیادی می بینید که با توجه به نوع پرداخت شان، تاثیرپذیری شان از این طنزنویس به روشنی مشهود است. آنها این لحن و زبان را از زرویی می گیرند و به نام خودشان منتشر می کنند. در حالی که جایگاه زرویی به عنوان طنزنویسی مبدع و مبتکر در زبان و بیان، جایگاهی بسیار رفیع و از جهاتی حتی منحصر به فرد است.

روایت طنازی که از تنهایی دق کرد
راشد انصاری

مرگ ابوالفضل زرویی نصرآباد، مرا به یاد مطایبه ای انداخت که مطمئنا بسیاری از شما شنیده اید. می گویند مرد افسرده ای برای درمان نزد روان پزشکی رفت. روان پزشک نسخه آخر را خرید بلیت سیرک و دیدن ژانگولر و حرکات شیرین دلقک سیرک تشخیص داد. نشانی آن سیرک و دلقک را بر روی کاغذی نوشت و به دست مرد داد. مرد نگاهی به آدرس کرد و آهی کشید و گفت: آن دلقک منم!

ابوالفضل زرویی هزاران نفر را با آثارش خندانده بود اما خود دوایی بر دردش نداشت. او در تنهایی و انزوایی که خود برگزیده بود، زندگی می کرد. با وجود سواد، معرفت و مرام، حاشیه نشینش کرده بودند! مزید بر آن بیماری خاموش قند، جدایی از همسر و دوری از فرزند، هر شوالیه ای را از تک و تا می اندازد. چه رسد به زرویی با آن رقت قلب. این اواخر موارد دیگری نیز بر مشکلات او افزوده بود. قضاوت های بی جا و جفاهایی که از زندگی دیده بود او را بیشتر به غار تنهایی اش فرو می برد. دوستان کمی از او یاد می کردند. این طنز پرداز نجیب و دوست داشتنی که در آینده او را باید در ردیف بزرگانی چون عبید و دهخدا قرار داد، بی شک از ستون های طنز ایران بود که به 50 سالگی نرسیده، از میان ما رفت. به قولی نکته سنجی «زرویی یکی از معدود شاعران و طنزپردازانی است که هم کتبی اش خوب بود و هم شفاهی اش.» درست مثل عمران صلاحی عزیز. مثل منوچهراحترامی عزیز.

شعر زرویی همچون رودخانه ای روان و زلال، جاری است. آنقدر روان است که گویی شاعر در هیچ یک از ابیات زحمت آن چنانی نکشیده است. سراسر جوششی، سهل و ممتنع به معنای واقعی کلمه. با این حال، معتقدم که در نثر یک سروگردن بالاتر از از شعرش بود. همچنین تسلطی مثال زدنی بر متون کلاسیک فارسی داشت.

بعد از تعطیلی مجله توفیق در سال های ابتدایی دهه 50 محمل دیگری برای اجتماع طنز پردازان به طور جدی نبود تا اینکه در سال 1369 مرحوم گل آقا (کیومرث صابری فومنی) توانست گروهی از بهترین طنزپردازان ایران که برآمده از مکتب توفیق بودند را دور خود جمع کند. کسانی همچون ابوتراب جلی، ابوالقاسم حالت، گویا، فرجیان و با فاصله ای اندک عمران صلاحی و... راه اندازی نشریه گل آقا مهم ترین اتفاق حوزه طنز پس از پیروزی انقلاب بود. مامنی که یک دانشگاه برای جوانانی چون زرویی بود. آمدورفت به گل آقا حسابی به اندوخته های او افزود. شاید همین حشرونشر ابوالفضل زرویی آن هم در عنفوان جوانی با بزرگان طنز و کسانی که خیلی ها آرزوی دیدن شان را داشتند، منجر به این شد که زرویی خیلی زود مفتخر به دریافت لقب ملانصرالدین طنز ایران شود.

اگر چه تا قبل از گل آقا آثار او در مجلاتی نظیر خورجین و... به صورت پراکنده منتشر می شد، اما اوج کار زرویی نوشتن تذکره المقامات در گل آقا بود که نقیضه ای است بر تذکره الاولیا عطار نیشابوری. به نظرم تخصص اصلی استاد زرویی در نثر طنز همین نقیضه و نظیره نویسی بود. علاوه بر تذکره المقامات، افسانه های امروزی، غلاغه به خونش نرسید و برخی دیگر از آثار ایشان نیز نقیضه است. در شعر نیز از همان اوایل آغاز به کار زرویی در گل آقا نوعی شعر نو گل آقایی متولد شد که باز هم زرویی در این نوع شعر طنز موفق بود. ظریفی، نبوی و...از جمله کسانی بودند که در این زمینه قلمفرسایی کردند.

در کل نام های بزرگی همچون زرویی، صلاحی، جلی، غلامرضا روحانی، احترامی و... اتفاقی است که شاید هر 500 سال یک بار در طنز اتفاق بیفتد. بزرگ ترین خدمت زرویی به شعر طنز راه اندازی شب شعر «در حلقه رندان» بود. شب شعری که در آن برای اولین بار برخی از طنزپردازها جرات پیدا کردند از سوژه های تکراری و ملال آور مثل عیال، مادرزن، چاله چوله خیابان و...فراتر بروند و به خط قرمزهایی در باورهای عمومی و مسائل اجتماعی نزدیک شوند. زرویی اولین کسی بود که شب نثر طنز و نیز جشنواره بین المللی طنز برگزار کرد.

یک خاطره: سال 80 بود که نخستین شب شعر طنز هرمزگان و شاید دومین شب شعر طنز کشور پس از تهران را در بندرعباس برگزار کردیم. به اتفاق دوست روزنامه نگارم مانده بودیم چه کسی را به عنوان طنزپرداز مهمان دعوت کنیم. با یکی ، دو نفر از دوستان طنزپرداز تماس گرفتیم که هر کدام به دلایلی از جمله بحث مالی راضی نشدند بیایند. تا اینکه با زنده یاد زرو یی تماس گرفتم. بی آن که حرفی از هزینه و... بزند، آمد و چه به یادماندنی شد آن شب. صبح روز بعد از جزیره زیبای قشم و جاهای دیدنی و تاریخی آن دیدن کردیم. مقدمه یکی از کتاب هایم را با عنوان «این مرد مشکوک» به پیشنهاد خودشان نوشتند. مقدمه ای هر چند کوتاه اما نغز و پر مغز که برای من افتخار بزرگی است.